اگر می خواهیم که دیگران به حقوق ما احترام بگذارند، ما باید حقوق دیگران را به رسمیت بشناسیم. اگر ما از نتیجه فکر و اندیشه کسی بدون رعایت حقوقش استفاده کنیم، کسانی نیز بدون زحمت از نتیجه فکر و اندیشه ما سوءاستفاده می کنند. اگر افراد به کار یکدیگر احترام نگذارند، هیچ کس به دنبال کار جدید نمی رود. یکی از حقوقی که همه ما باید رعایت کنیم رعایت حقوق مالکیت فردی یا کپی رایت است.
رعایت نکردن حقوق مالکیت معنوی به کسانی که از نظر فکری پدید آورنده هستند ضربه می زند. مثلاً در مورد نرم افزارها، برخی با کپی کردن نرم افزارهایی که گاهی چند ماه و حتی چندسال صرف پدید آوردن آنها می شود، به حقوق پدیدآورندگان لطمه می زنند. این افراد قفل سی دی ها را می شکنند و آن را با تیراژ زیاد در جامعه منتشر و توزیع می کنند. در نتیجه در حالی که کشوری نظیر هند با انجام سرمایه گذاری های عظیم درصنعت نرم افزار توانسته بسیاری از عقب ماندگی هایش را جبران کند، اساتید و دانشجویان ایرانی به خاطر رعایت نشدن حقوق مالکیت فکری شان علاقه ای به کار در این زمینه ندارند و سرمایه گذاران خارجی هم وارد این عرصه نمی شوند.
بعضی ها می گویند وقتی نسل جوان و نوجوانمان را با نسل های گذشته مقایسه می كنیم، می بینیم كه اینها نسل پرتوقع تری شده اند. دست كم در نسل های گذشته كسی به خاطر این كه برایش میز رسم نخریده اند، پول تلفن همراهش را نداده اند و بر سرش فریاد زده اند، افسرده نمی شد.
همچنین در گذشته تعداد كمتری از نوجوانان پیدا می شدند كه به خاطر این كه والدینشان آن چه را كه می خواستند برایشان تهیه نمی كردند، بنای ناسازگاری با آنها را می گذاشتند. اما این روزها بر تعداد والدینی كه از این رفتار فرزندشان شكوه دارند افزوده می شود.
یك كارت پلاستیكی كه روی آن نام صاحب كارت و شماره اش ثبت شده و پشت آن نوار مغناطیسی حاوی اطلاعات مهم شخص است، اینك به یك وسیله مهم كسب و كار و تجارت –تجارت الکترونیک- تبدیل شده است.
داشتن كارت اعتباری به این معناست كه مؤسسات یا بانك هایی وجود دارند كه به افراد اعتبار می دهند و براساس این اعتبار فرد می تواند بدون این كه پول نقد بپردازد كالایی را خریداری كند و از این امكان برخوردار شود كه به جای آن كه هزینه كالا را همان آن بپردازد، به مرور زمان و به اقساط آن را بپردازد. به عبارتی پرداخت پول به فروشنده با شرایط آسان تر برای مشتری تضمین می شود و به پولی كه به عنوان اعتبار نزد بانك است نیز دست نمی خورد. در ایران بیشتر بانك هایی كه مردم با آنها زیاد سر وكار دارند، كارت اعتباری نمی دهند. در حال حاضر كاربرد بیشتر كارت های بانكی تنها به استفاده از باجه های خودپرداز محدود می شود و این كارت ها بسیاری از ویژگی های كارت های اعتباری را ندارد.
ژاپن نخستين کشوری بود که آموزش کارآفرينی را از مدرسه شروع کرد. به اين ترتيب نوجوانان ژاپنی در دبيرستان های اين کشور آموختند که چگونه بايد در حين تحصيل کار کنند و از کار خود سود به دست آورند. آنها به اين ترتيب به جهش صنعتی کشورشان کمک کردند. اين تجربه و تجربه موفق ساير کشورها نشان می دهد که برای پرورش انسان هايی کارآفرين بايد مفاهيم مربوط به کارآفرينی به شکل پررنگی در کتابهای درسی ايران نيز گنجانده شود.
خانواده هايی که کارآفرين پرورش می دهند
آیا تا به حال برایتان پیش آمده که چیزی از والدینتان خواسته اید و آنها آن را برای شما نخریده اند و خودتان هم پول نداشته اید تا آن چیز را برای خودتان بخرید؟ حتماً پیش آمده. شاید برایتان پیش آمده که لباس های جدید،بلیت كنسرت یا فوتبال، یا یك "ام پی تری پلیر" خواسته اید و نتوانسته اید آنها را برای خودتان بخرید. یا اصلاً پیش خودتان تصور كرده اید كه خودتان مالك رایانه یا خودرو باشید؟ یك نقشه پس انداز و بودجه می تواند هم برای هدف های مالی كوتاه مدت (مثل خرید رایانه) و هم هدف های مالی بلندمدت (مثل پس انداز برای رفتن به یک دانشگاه عالی) کمکتان کند.
بيشتر ما فكر مى كنيم براى اين كه كشورى توسعه يافته داشته باشيم بايد زياد كار كنيم، با پشتكار باشيم و به نيروى كار آموزش مناسبى ارائه كنيم. همه اينها درست است ولى ما يك چیز بسيار مهم را ناديده گرفته ايم و آن اين كه براى افزودن به سرعت پيشرفتمان بايد افراد مخاطره پذيرى داشته باشيم و جامعه هم زمينه مناسبى براى خطركردن ايجاد كند.
همه افراد درجه اى از خطرپذيرى دارند ولى درجه مخاطره پذيرى در افراد مختلف با يكديگر فرق مى كند. برخى از افراد افق هاى زندگى شان را گسترش مى دهند. چنان كه يكى از دهى كوچك برمى خيزد و شركتى بنا مى نهد كه ايده هاى جديد را عملى مى كند و در جهان بى رقيب مى شود و ديگرى از سى دى فروشى دوره گرد به بزرگ ترين تاجر سى دى تبديل مى شود.
نوشته ای که در پی می آید متن سخنرانی مارشال برین (Marshall Brain) پایه گذار سایت HowStuffWorks است. این سایت یکی از پربیننده ترین سایت های نوجوانان در جهان است.
مقدمه
هفته گذشته برای سخنرانی برای یک گروه 200 نفری از دانشجویان دانشگاه Dukeدعوت شدم. برگزارکنندگان سخنرانی به من آزادی انتخاب موضوعم را دادند و من تصمیم گرفتم در این مورد صحبت کنم که:
چگونه یک میلیون دلار به دست آورید موضوعی است که: الف) دانشجویان به آن علاقه مندند و ب) من صلاحیت صحبت در مورد آن را دارم.
من سخنرانی ام را ضبط نکردم. پس آنچه در اینجا آورده ام افزودن به آن صحبت ها در قالب نوشته برای شماست تا آن را در اوقات فراغت خود بخوانید. امیدوارم برایتان مفید باشد و به شما نشان دهد که چگونه گام نهادن در جاده ثروتمند شدن را شروع کنید.
راه های آسان برای به دست آوردن یک میلیون دلار
اگر هدفتان به دست آوردن یک میلیون دلار است, چند راه ساده برای دستیابی به هدفتان وجود دارد.
اگر به دنبال ساده ترین راه برای ثروتمند شدن هستید, به ارث بردن پول بایستی در بالای لیستتان قرار گیرد. البته کنترل کمی بر آن دارید.
ساده ترین راه دیگر برای ثروتمند شدن احتمالاً ازدواج با فردی ثروتمند خواهد بود, با فرض این که می توانید یک همسر مناسب پیدا کنید (اشاره می کنم که من خودم این روش را انتخاب نکرده و راه "عشق واقعی" را به جای آن دنبال کردم).
روزی 5 دلار پس انداز کنید
اگر می خواهید یک میلیون دلار بدست بیاورید, روزی 5 دلار در یک حساب بانکی بگذارید. معامله بزرگی نیست, امروزه در بسیاری از جاها یک پاکت سیگار 5 دلار هزینه دارد. شما پولتان را در یک حساب می گذارید, که مانند یک صندوق انباشته عمل می کند که هر سال به شما بهره متوسط 10 درصدی و فوری می دهد. در مدت 42 سال شما یک میلیون دلار دارید. چه چیزی می تواند ساده تر از این باشد؟
مشکل این جاست که چه کسی می خواهد 42 سال منتظر بماند؟ این مدت بسیار طولانی است. اگر بخواهید فرایند را کوتاه کرده و یک میلیون دلار را ظرف چند سال به دست آورید چه می کنید؟ در آمریکا در واقع تنها یک راه برای انجام آن وجود دارد .
کسب و کاری شروع کنیدبله – شما نیاز دارید که کسب و کاری آغاز کنید. در آمریکا, آغاز کردن یک کسب و کار موفق مطمئن ترین و قابل کنترل ترین راه در دسترس برای به دست آوردن یک میلیون دلار ظرف کمتر از 42 سال است.
در واقع تصمیم به شروع یک کسب و کار ما را به بخش کلیدی گفتگویمان می رساند. امروزه در اقتصاد ما (کشور آمریکا) دو ذهنیت وجود دارد. شما یا می توانید کارمند کس دیگری باشید یا می توانید کسی باشید که دیگران را به استخدام در می آورید. شما می توانید برای یک کسب و کار کار کنید, یا می توانید کسب و کاری برای خودتان داشته باشید.
لطفاً فکر نکنید که من می گویم "کارمند بودن" چیز بدی است. دلایل خوب زیادی برای کارمند بودن وجود دارد. برای مثال, کارمند بودن یک راه بزرگ برای یادگیری این است که یک کسب و کار چگونه کار می کند به طوری که شما بتوانید کسب و کاری برای خودتان ایجاد کنید. ساده است. شما نیاز دارید که کارمندی با چنین طرز فکری شوید.
کارآفرین. تعریفی که در لغت نامه آمده به این تعریف شبیه است:
فردی که سازمان دهی کرده, اجرا نموده و برای مخاطره یک کسب و کار ریسک می کند.
اما تعریف من از این قرار است:
کارآفرین کسی است که کسب و کارهای موفق را آغاز می کند. مردم چندان با کسانی که کسب و کارهای ناموفق را آغاز می کنند مهربان نیستند. به مجرد این که موفق شوید, یک قهرمان هستید و مردم شروع به کارآفرین نامیدن شما می کنند.
نقل قول وودی آلن درست است: "80 درصد موفقیت ارائه کردن است." ساده است. اگر شما گام اول را به سوی آغاز یک کسب و کار بردارید, احتمال موفقیت خودتان را به طور شگرفی بهتر می کنید.
نخستین دلیل برای آن آشکار است. اگر نخستین گام را برندارید, پس هرگز یک کسب و کار را شروع نخواهید کرد و احتمالاً نمی توانید در آن کار نیز موفق شوید.
دلیل دوم مهم تر است. اگر احتمالاً سخنرانی افراد انگیزه دهنده ای مانند دنیس وِیتلی Dennis Waitley, تونی رابینز Tony Robbins و زیگ زیگلار Zig Ziglar را شنیده باشید, چیزی که بیشتر و بیشتر خواهید شنید واقعیت "هدف گذاری" است. ساده است. اگر مدت زمانی برای هدف گذاری برای خودتان اختصاص داده و سپس آن ها را بنویسید, شانس رسیدن به اهدافتان به میزان زیادی بالا می رود. نوشتن اهداف بر روی یک کارت دارای فهرست و چسباندن آن به آینه حمام به طوری که اولین چیزی باشد که هر صبح می بینید نیز یک اقدام هوشمندانه است. من نمی دانم که چرا این کار خیلی خوب اثرمی کند اما می دانم که اثر می گذارد.
پس آنچه که شما بایستی انجام دهید نوشتن تعدادی هدف برای خودتان روی یک تکه کاغذ است, و یکی از آنها باید "راه اندازی کسب و کارم باشد" , و شما بایستی اهدافتان را به آینه حمام بچسبانید. من امروز هم آن را انجام دادم.