بی شک برای بیشتر مردم، کار کردن برای پول آسان تر از این است که یاد بگیرند پول برای آن ها کار کند. به ویژه زمانی این موضوع آشکارتر می گردد که افراد در رابطه با مسئله پول احساس ترس کنند.
از درس های بابای دارا این است که وی عقیده دارد: «ترس سبب ماندن بسیاری از مردم در یک شغل می شود. ترس از ناتوانی در پرداختن صورت حساب ها، ترس از اخراج، ترس از بی پولی، ترس از شروع دوباره، ترس از آموختن یک حرفه دیگر و دوباره برای پول کار کردن. بسیاری از مردم برده پول می شوند...».
اما ثروتمندان این گونه نیستند.
هر چه قوانين بيشتري در زمينه حفظ حقوق مالكيت معنوي تصويب شود و اين قوانين ضمانت اجرايي بيشتري پيدا كنند و هر قدر در زمينه احترام گذاشتن به حقوق مالكيت معنوي و قوانین مربوط به کپی رایت كار فرهنگي و تبليغاتي انجام شود، بيشتر به نفعمان خواهد بود.
هرچند كه كشور ما در مبارزه با نقض قوانين كپي رايت در مراحل پيشرفته اي نيست، ولي در كشورهاي پيشگام در اين زمينه هم حفظ مالكيت معنوي پيچيدگي هاي زيادي دارد. به عنوان مثال همين حالا ايجاد و اجراي قوانين در زمينه حفظ مالكيت معنوي در حوزه اينترنت با كش و قوس هاي فراواني همراه است. در اين مسير تجربيات آنها در حفظ مالكيت معنوي و روش هاي به كار گرفته شده به وسيله آنها و سود و زيان هايشان بسيار به كار ما مي آيد.
یک درس مهم برای ثروتمند و پولساز شدن این است که ذهن خود را تصمیم گیرنده بار بیاورید. فرصت ها می آیند و می روند. این که بدانید چه موقع و چگونه باید با شتاب تصمیم گرفت، مهارت مهمی است.
برای یاد گرفتن تنها شنیدن سخنرانی در مدرسه (یا دانشگاه) کافی نیست. چون زندگی به گونه ای دیگر درس می دهد. می گویند که زندگی بهترین آموزگار است. در بسیاری موارد این آموزگار (زندگی) سخن نمی گوید. شما را به این سو و آن سو هل می دهد. با هر فشار زندگی به شما می گوید بیدار شو، چیزی هست که باید بیاموزی.
مطالعات نشان می دهد که موفقیت و توسعه کشورها به وجود افراد موفق در آن کشورها بستگی دارد.
اگر زندگی را به مسابقه ای تشبیه کنیم، می توان افراد بشر را که در این مسابقه شرکت دارند به سه گروه تقسیم کرد:
اکثریت در گروه اول یعنی تماشاچیان هستند که تنها نظاره کنندگان حوادثند و از بیم ضربه های احتمالی خود را کنار می کشند. بیشتر این تماشاچیان از موفقیت بیم دارند، زیرا مطمئنند که اگر موفق شوند، بار وظایفی بر دوش آنان گذاشته می شود. آنان از این که از عهده وظایفی که بر دوششان گذاشته می شود برنیایند می ترسند.
گروه دوم بازندگان این مسابقه اند. در این گروه تنها انسان های فقیر قرار ندارند. بلکه کسانی که از رفاه اجتماعی نسبی برخوردارند هم می توانند از بازندگان محسوب شوند. زیرا به گذراندن روزمره زندگی و خانه و درآمد متوسط قانعند. آنان اهداف بلند ندارند و اگر هم داشته باشند به آن نمی رسند.
سال هاست به شنيدن اين جمله عادت كرده ايم كه ايرانيان نمى توانند كار تيمى انجام دهند. اما موفقيت قابل تحسين تيم هاى ورزشى جوانان و نوجوانان ايرانى در ورزش های تیمی نظیر واليبال و بسكتبال در سطح جهانى، خلاف اين ادعا را ثابت كرد. دريافت مدال در رشته هاى ورزشى اى كه كار تيمى در آن حرف اول را مى زند، نشان می دهد ايرانيان مى توانند كار تيمى را در حد اعلاى آن انجام دهند. آنها اين توانايى خود را قبلاً در سطح مسابقات روبوكاپ نيز نشان داده بودند.
كساني كه تا به حال همديگر را نديده اند و شايد هيچ وقت ديگر هم يكديگر را نبينند، از پشت صفحه رايانه و از طريق شبكه اينترنت، كالا و خدمات و يا تركيبي از اين دو را رد و بدل مي كنند. صفحات «فروش» كه در اينترنت باز مي شود، محصولي را توصيف مي كند و اگر نظر خريدار جلب شد، مشتري در همان لحظه اتصال به شبكه مي تواند تقاضاي خريد را مطرح كند. بسياري از شركت ها، كمپاني ها و حتي خرده فروشي ها هم اينك از اينترنت به عنوان ابزار ارتباطي براي ارائه آگهي، بهبود رابطه با مشتري، بهبود كيفيت كالاو خدمات و رقابت با ديگران براي عرضه ارزان تر و سريع تر كالابهره مي برند.
سرآمدان اين نوع از تجارت امريكا، ژاپن، چين، اتحاديه اروپا، كانادا، هند و حتي كشورهايي نظير تايلند، سنگاپور، كره جنوبي، مالزي و به طور كلي كشورهاي جنوب شرق آسيا هستند. همین طور که می بینیم نام کشور ما در بین آنها دیده نمی شود.
نظم و انضباط اساس تمدن و عاملي است كه سبب مي شود زندگي بهتر و با سرعت بيشتر به جريان بيفتد. براي همين است كه در كتاب "برندگان و بازندگان" آمده:"برنده بيش از بازنده كار انجام مي دهد و در انتها باز هم وقت دارد. بازنده هميشه آن قدر گرفتار است كه حتي نمي تواند به كارهاي ضروري بپردازد".
ميز و دفتر كار افراد موفق هميشه مرتب است. نويسنده هاي موفق در وقت معيني شروع به نوشتن مي كنند، در جاي مشخص و مرتبي مي نشينند و در تعداد ساعت هاي معيني مي نويسند.
در شركت هاي موفق، تجهيزات و وسايل، تميزند. اشيا در جاي معين و مناسب قرار دارند و كاركنان از سر كارشان غيبت نمي كنند. در چنين شركت هايي حوادث كاري كمتري رخ مي دهد.
تيم هاي ورزشي موفق تيم هايي هستند كه نكات انضباطي را به خوبي رعايت مي كنند و به شكل منظم سر تمرينات حاضر مي شوند.
اجداد ما كسب و كارهاى خانگى داشتند. با گسترش صنايع و ادارات اين نوع كسب و كارها کاهش یافت. حالا دنیا یک بار دیگر به سمت کسب و کارهای خانگی رفته است. به عنوان مثال مطالعات دولتى در آمريكا نشان مى دهد كه بيش از ۵۰ درصد كل شركت ها براساس كسب و كارهاى خانگى بنا شده اند و ۳۰۰ ميليارد دلار درآمد خلق مى كنند!
با وجود فناورى هاى نوين، زنان می توانند به آموزش اين فناورى ها توجه نشان دهند و كسب و كارهاى خانگى ايجاد كنند. اين پيشنهاد بسيار خوبى براى زنان ايرانى است كه به سرعت ميزان تحصيلاتشان در حال گسترش است. اما نكته ديگرى كه بايد به آن توجه داشت اين است كه برخلاف تصور رايج كسب و كار خانگى مختص زنان نيست.
مى گويد: "مدتى پيش كار در حرفه اى را شروع كردم كه هنوز نمى دانم در آن موفق مى شوم يا نه. اين حرفه پشتكار، زمان و زحمت زيادى مى طلبد. همه كسانى كه از چند و چون كارم خبر دارند، بارها گفته اند كه چنين كارهايى فايده ندارد و اصولاً اين همه كار كردن و وقت گذاشتن بيهوده است. اگر هم به نتيجه برسد نتيجه فورى ندارد. وقتى از كار زياد خسته مى شوم، فكر مى كنم كه ديگران درست مى گويند. من هم بهتر است از وضع موجود راضى باشم و هر از گاهى مانند آنها از بى وفايى دنيا و سختى روزگار بنالم و آه بكشم."
چرا تخت جمشيد بعد از چند هزار سال همچنان بينندگان را متحير مى كند؟ چرا برخى از بناهاى دوران صفوى به بناهايى ماندگار تبديل شده اند؟ چرا شهرى نظير پاريس سالانه ميليون ها گردشگر را به سوى خود جلب مى كند؟ دليل در يك ضرب المثل فرانسوى با اين مضمون نهفته است كه اصل كار در ظريف كارى است.
زمانی هدف نظام آموزشی آن بود که کارمندان خوبی پرورش دهد. ولی با ورود به قرن 21 نظام های آموزشی هدف دیگری را دنبال می کنند.
در عصر جدید عمر مشاغل گاهی به ده سال هم نمی رسد. برای همین نیروهایی که در مدرسه و دانشگاه پرورش می یابند باید انعطاف پذیری لازم را داشته باشند که با 60 ساعت آموزش مهارت های جدیدی بیاموزند و وارد شغل جدیدی شوند. به همین دلیل بر اساس شیوه های جدید آموزشی در دنیا، دیگر نظام های آموزشی انبوهی از اطلاعات ریز را آموزش نمی دهند و شیوه حافظه محوری را کنار گذاشته اند. بلکه توانایی حضور ذهن، تشخیص، انتخاب، استدلال و مشارکت را می آموزند. در عصر جدید کسانی که می خواهند وارد بازار کار شوند باید توانایی مناظره، تمرکز و گزینش اطلاعات را داشته باشند. به این ترتیب از این توانایی برخوردار می شوند که به عنوان مثال با رجوع به اینترنت اطلاعات مورد نیازشان را تأمین کنند و خود را در هر زمانی با مقتضیات حرفه خودشان و یا هر حرفه جدیدی که می خواهند وارد آن شوند وفق دهند.
چه قدر با این جمله كه مدتی است ورد زبان برخی شده موافقید: "اینجا ایران است. در ایران برنامه ریزی معنی نمی دهد". اگر این حرف درست است پس چرا انسان های موفق با برنامه و نیز شركت هایی وجود دارند كه محصولاتشان را به كشورهایی با شدیدترین قوانین كیفیتی و نیز به بزرگ ترین شركت های چندملیتی می فروشند؟
نمونه این شركت ها، شركتی است كه یكی از قطعات اصلی خودرو را تولید می كند. مدیر كارخانه در هنگام استخدام نیروی كار، تمام وظایف آنها و انتظاراتش را موبه مو برای شان شرح می دهد و در قرارداد استخدام ارائه تمام امكانات و تسهیلات ممكن نظیر وسایل رفت و آمد... را قید می كند تا نیروهای كارش از این بابت هیچ نگرانی ای نداشته باشند.