اگر عوامل تولید (زمین، کار، سرمایه) محدود نبود این مسئله که چه کالاهایی چگونه و برای چه کسانی باید تولید شود مطرح نمی شد. از هر کالایی می توانستیم مقدار لایتناهی تولید کنیم و همه به کالاهای دلخواهشان به هر اندازه که می خواستند دسترسی داشتند. به عبارتی هیچ کالایی کمیاب نبود.
اما موضوع این است که هرگز انسان به مرحله ای نمی رسد که همه نیازهایش در زمینه مصرف کالاها مرتفع شود. حتی هر چقدر سطح تولید بالاتر می رود افزایش سطح مصرف را نیز به دنبال می آورد.
به این ترتیب مطالعه اقتصاد با مفهوم كميابي آغاز می شود. كميابي وضعیتی را توصیف مي كند که در آن خواست هاي ما بیشتر از منابع در دسترسی است كه اين خواست ها را ارضا مي كند.
ما چه بخواهیم و چه نخواهیم هر روز با مشكل كميابي مواجه می شویم. فكر کردن به دنیای بدون کمیابی لذت بخش است، اما واقعیت غم انگیز این است که چیزهایی که ما می خواهیم کمیابند چراكه منابعی که برای تولید آنها مورد نیاز است کمیابند.
هر جامعه ای چه یک قبیله باشد و چه کشوری بزرگ با جمعیتی زیاد باید سه مسئله اساسی اقتصادی را حل کند.
1-چه کالایی به چه مقدار باید تولید شود؟ یعنی کدام کالاها و خدمات و با چه مقدار باید تولید شوند. (what)
2-چگونه باید این کالاها را تولید کرد؟ یعنی چه کسی با کدام منابع و با چه روش فنی ای باید آنها را تولید کند. (how)
3-برای چه کسانی این کالاها را باید تولید کرد؟ یعنی کیست که از کالاها و خدماتی که تولید می شود بهره مند می شود و این کالاها و خدمات به دست چه کسانی می رسد. به عبارت دیگر مجموع تولید ملی چگونه باید بین افراد و خانواده های مختلف توزیع گردد. (whom)
عوامل تولید منابعي هستند که بلوک های ساختماني اقتصاد به شمار می آیند. مردم از عوامل تولید استفاده می کنند تا کالاها و خدمات توليد كنند. اقتصاددانان عوامل توليد را به چهار دسته تقسيم مي كنند: زمین، نیروی کار، سرمایه و کارآفرینی.
اولین عامل تولید زمین است. زمین شامل هر گونه منابع طبیعی است که برای تولید کالاها و خدمات مورد استفاده قرار مي گيرد.برخي از زمين ها یا منابع طبیعی شامل آب، نفت، مس، گاز طبیعی، زغال سنگ و جنگل ها هستند. منابع زمین به عنوان ماده خام در فرایند تولید مورد استفاده قرار می گیرند.این منابع می توانند تجدید پذیر باشند مانند جنگل ها، یا تجدید ناپذیر باشند مانند نفت یا گاز طبیعی. برخی مالکان در ازای در اختیار قرار دادن این عامل تولید اجاره دریافت می کنند.
دو گروه در فرانچایز درگیرند، امتیازدهنده (شخص یا شرکتی که حقوق نام و سیستم کسب و کار را کرایه می دهد) و امتیازگیرنده (کسی که آن را می خرد).
حق برای فرانچایز (امتیاز) توسط امتیازدهنده با یک مبلغ پول اولیه فروخته می شود که اغلب به آن مبلغ ازپیش برای ورود یا مبلغ فرانچایز می گویند. این پول زمانی که قرارداد امضا شده است پرداخت خواهد شد. قرارداد (موافقت فرانچایز) مسئولیت های دو طرف امتیازدهنده و امتیازگیرنده را به تفصیل شرح داده و معمولاً برای مدت زمانی مشخص می باشد (معمولاً چندین سال). زمانی هم که قرارداد به پایان می رسد بایستی مجدداً اصلاح شود. قوانین ایالتی معمولاً درآن مؤثرند.
با توجه به مقاله "فرانچایزینگ چیست" در وب سایت Franchise UPDATE , بیش از 2,500 سیستم فرانچایز یا امتیازی در ایالات متحده با بیش از 534,000 واحد وجود دارد. این حدود 3.2 درصد تمامی کسب و کارها و 35 درصد تمام درآمد بخش خرده فروشی و خدمات در ایالات متحده است.
تصور کنید که درحال گشایش رستوران مک دونالد خودتان هستید. برای اجرای این امر باید یک امتیاز (فرانچایز) از مک دونالد بخرید. برای یک امتیاز معمولی باید 175,000 دلار داشته باشید (بدون قرض).
فرانچایزینگ شاید بخواهید کسب و کار خودتان را داشته باشید به این دلیل که می خواهید رئیس خودتان باشید. آیا بایستی یک کسب و کار را از هیچ و بدون پول آغاز کنید؟