ریسک پذیری, پشتکار, مرکز کنترل درونی (اعتقاد نداشتن به شانس و تأثیر عوامل خارجی در موفقیت و شکست) و عوامل برانگیزاننده ای مانند عشق به پول عموماً درفرهنگ آسیای شرقی وجود ندارد.
بیشتر جمعیت سنگاپور و هنگ کنگ چینی اند. دولت های این دو کشور علاقه ای عمیق به توسعه روح کارآفرینانه در مردم دارند. در سنگاپور تلاش ها در جهت ترویج رفتار یا فرهنگی مناسب با کارآفرینی است. این دو کشور به دلیل روح رقابتی و اقتصاد بازشان به عنوان ببرهای آسیا شناخته می شوند.
در آمریکا 70 درصد همه تولیدات و 80 درصد همه شغل ها هر ساله درنتیجه کسب و کارهای کوچک /بخش کارآفرینانه به وجود می آیند.
تأکیدی که در ایدئولوژی غرب به ویژه آمریکا بر کار به عنوان "بروز جوهر اصلی وجود انسان" شده است و این که حیات انسان با کار تبلور می یابد, نشانه اهمیت یافتن کار دراین جامعه به عنوان ارزش فی نفسه است.
خانواده آمریکایی
خانواده, اقتصاد و چشم انداز اجتماعی در آمریکا به طور اساسی تغییر شکل یافته است. بنیادی در این کشور به نام بنیاد نیروی کار آمریکای جدید و برنامه خانواده, در جهت آموزش فعالیت می کند و سیاست گذاران را در ارایه راه حل های جدید برای تقویت خانواده و کارآفرینی یاری می رساند
کارمندان ژاپنی ساعت های طولانی کار می کنند. با وجود قانون کار ژاپن، این که نیروی کار 60 ساعت در هفته کار کنند امر غیر معمولی نیست. این موضوع به پدیده ای به نام کارُشی ( karo-shi-مرگ ناشی از کار زیاد) منجر شده. معروف است که برخی از کارکنان شرکت های بزرگ خود به خود از خستگی می میرند.
خوشبختانه، موارد کارُشی بسیار نادر است. همچنین کارگران خارجی معمولاً تحت فشار قرار نمی گیرند تا به اندازه همتایان ژاپنی شان کار کنند.
یکی از دلایل ساعت های زیاد کار در ژاپن این است که مدت زمانی که کارمندان کار می کنند در فرصت های پیشرفت شغلی شان تعیین کننده است و کمیت کارشان گاهی اوقات مهم تر از کیفیت کارشان است.
در قرن 18 میلادی آدام اسمیت، اقتصاددان معروف، گفت که کشورها باید کشف کنند در تولید چه چیزی کارآمدترند (کارآمدی در واقع به معنی ارزان تر، بهتر و سریع تر است) و سپس در آن چه تولید می کنند متخصص شوند تا بهترین کار را انجام می دهند. در تجارت با کشورهای دیگر هم باید آن چه را در آن بهترین اند انجام دهند.
به عنوان مثال می خواهید وارد بازار کار شوید و در حال ارزیابی گزینه های شغلی هستید. هم زمان، همسایه تان هم در حال ارزیابی گزینه های شغلی خودش است. در حال حاضر مزیت مطلق شما بر همسایه تان در پخت کیک است. شما هم کیک شکلاتی، هم کیک وانیلی و هم کیک آناناس را بهتر از او درست می کنید ضمن این که سرعت تان در پخت کیک خیلی بیشتر از همسایه تان است. به این ترتیب قطعاً در پخت کیک بهتر از همسایه تان هستید. درواقع بین شما و همسایه تان شما بهترین هستید.
برای فهم تورم در ابتدا باید بفهمیم که این کلمه به چه معنی است. تورم به معنی افزایش قیمت سبد کالاها و خدماتی است که نماینده کل یک اقتصاد است.
پارکین و بده (Parkin and Bade) نیز تعریف مشابهی از تورم ارایه کرده اند:
تورم حرکت رو به بالای سطح متوسط قیمت ها است. در مقابل آن تورم منفی یا تقلیل قیمت ها است که حرکت رو به پایین سطح متوسط قیمت ها تعریف می شود. مرز بین تورم و تقلیل قیمت ها ثبات قیمت ها است.
ارتباط بین تورم و پول
از آنجایی که تورم افزایش سطح عمومی قیمت ها است ذاتاً با پول پیوند دارد. به خاطر همین است که می شنویم برای خرید اندکی کالا باید مقدار زیادی پول خرج کنیم.
تفاوتی ساده بین اقتصاد خرد و اقتصاد کلان وجود دارد. اقتصاد خرد مطالعه اقتصاد در سطح یک فرد، یک گروه و یا یک شرکت است. در سوی دیگر اقتصاد کلان مطالعه کلیت اقتصاد ملی است.
اقتصاد خرد بر مسایلی که بر افراد و شرکت ها اثر می گذارد متمرکز است. این می تواند به معنای مطالعه عرضه و تقاضا برای یک محصول خاص، تولیدی که یک فرد یا کسب و کار قادر به انجام آن است یا تأثیر قوانین بر کسب و کار باشد.
اقتصاد کلان بر مسائلی تمرکز دارد که بر اقتصاد به عنوان یک کل اثر می گذارند. برخی از متداول ترین موضوعاتی که اقتصاد کلان بر آنها تمرکز دارد نرخ بیکاری، تولید ناخالص داخلی یک اقتصاد و اثرات صادرات و واردات است.
مطلبی درباره دلایل ارزش داشتن پول ، تاریخچه ای از این که پول در زمان های مختلف بر چه اساسی ارزش داشته است و حالا ارزش آن چگونه تعیین می شود و چه اتفاقاتی رخ می دهد که ارزش پول کم می شود و مطالب خواندنی دیگر.
ارزش پول ، پشتوانه استاندارد طلا ، سکه ، فلزات گرانبها ، طلا ، نقره ، ارز ، ذوب سکه ، تورم ، اقتصاد ، افزایش قیمت ، عرضه پول ، عرضه و تقاضا ، کالاها ، خدمات
پول به خودی خود ارزش ذاتی ندارد. تنها تکه هایی از کاغذ و یا اعدادی در یک دفتر است. خودرو دارای ارزش ذاتی است چراکه به ما کمک می کند به جایی که می خواهیم برویم. آب هم به خاطر موارد استفاده اش دارای ارزش ذاتی است به عنوان مثال این که اگر به اندازه کافی آب ننوشیم می میریم. اما همان طور که گفته شد پول دارای ارزش ذاتی نیست. نگاه کردن به تصویر شخصیت های ملی یا ابنیه تاریخی و ... که بر روی پول ها نقش بسته به ما احساس لذت می دهد وگرنه پول بیشتر از تکه های کاغذ ارزش ندارد.
در این مطلب واقعیات جالبی درباره یورو، زمان به جریان یافتن آن، شکل آن، انواع سکه هایش، کارکردها و فوایدش، کشورهایی از اتحادیه اروپا که پول رایجشان را به یورو تبدیل کرده اند و ... ارایه می شود.
-یورو(euro) با نماد €، پول رسمی19 کشور از مجموع 28 کشور اتحادیه اروپا است. یورو سمبل تلاش کشورهای اتحادیه اروپا برای اتحاد اقتصادی است.
-در سال 2002 یورو وارد چرخه پولی تعدادی از کشورهای اروپایی و جایگزین ارزهای قدیمیشد. در آخر تابستان این سال یورو به طور کامل جای پول های محلی را گرفت. به این ترتیب به عنوان مثال فرانسوی ها با فرانک و آلمانی ها با مارک خداحافظی کردند.
مشتری آ را در نظر بگیرید. او به رایانه جدیدی نیاز دارد تا به وسیله آن در خانه کار کند. این مشتری می خواهد رایانه اش مطمئن باشد و پردازشگر خوبی باشد تا بتواند با آن هر روز چند وظیفه پیچیده را انجام دهد. با این حال، مشتری آ فقط میزان محدودی پول دارد تا به این منظور خرج کند. بنابراین باید اطمینان حاصل کند که با پولش بهترین رایانه ممکن را خریداری می کند...
مشتری آ قبل از رفتن به فروشگاه، به دقت درباره گزینه های پیش رویش تحقیق می کند، قیمت ها را با هم مقایسه می کند و نظرات مصرف کنندگان دیگر انواع رایانه ها را بررسی می کند. در نهایت با آگاهی کامل بهترین رایانه ای که می تواند نیازهایش را تأمین می کند را انتخاب می کند. مشتری آ نمونه انسان اقتصادی در نظریه های اقتصادی نئوکلاسیک است. مشتری ای که برای انجام تمام فعالیت های اقتصادیش همیشه منطقی و مطلع است.
وقتی جمع کل منابع تولید ثابت باشد اگر بخواهیم یک کالای اضافی تولید کنیم همیشه باید از کالای دیگری صرف نظر کنیم. حالا اگر مهندسان و دانشمندان راه های بهتری برای تولید کالاها پیدا کنند چه اتفاقی رخ می دهد؟ اگر از نیروی انسانی متخصص بهره برده می شود چه روی می دهد؟ پاسخ این است که در این صورت تولید محصولات بیشتری ممکن می شود.
به بازده نزولی صرفه های حاصل از تولید به مقدار زیاد هم می گویند که به خاطر وجود این شرایط است:
1-استفاده از نیروی غیر انسانی و غیرحیوانی (مانند آب، باد، بخار، برق، توربین، موتورهای احتراق داخلی و انرژی اتمی)
2-دستگاه های موتوری خودکار (مانند ماشین تراش، مته)
بازده نزولی رابطه میان مصرف عوامل تولید (مانند کارگر) را با محصول یا یک کالای تولیدی نشان می دهد.
فرض کنیم مقدار ثابتی زمین داریم که در ابتدا روی این زمین کارگری کار نمی کند پس محصولی هم در کار نیست و میزان برداشت محصول صفر است. حالا یک کارگر را در این زمین ثابت به کار می گماریم و به عنوان مثال 2000 واحد (یا هر میزان دیگر) ذرت به دست می آوریم. حالا اگر زمین ثابت بماند و کارگر دومی اضافه شود، قانون بازده نزولی می گوید که با اضافه شدن یک کارگر دو برابر قبل یعنی 4000 واحد محصول به دست نمی آید و به عنوان مثال 3000 واحد محصول به دست می آید. با اضافه شدن کارگر سوم هم 6000 واحد ذرت به دست نمی آید بلکه به عنوان مثال 3500 واحد به دست می آید. البته قانون بازده نزولی وقتی معتبر است که مقدار زیادی عامل متغیر (به عنوان مثال کارگر) را به استخدام درآورده باشیم درحالی که یک عامل ثابت داشته باشیم.
قانون افزایش هزینه ها قانون مهمی در اقتصاد و برای صاحبان کسب و کارها است. این قانون می گوید که اگر می خواهیم مقدار زیادتری از یک کالا داشته باشیم برای به دست آوردن هر واحد اضافی از آن کالا باید از مقداری از کالاهای دیگر صرف نظر کنیم که قانون افزایش هزینه ها نام دارد.
معنی قانون افزایش هزینه ها در مورد ساخت توپ های جنگی و کره این است که اگر می خواهیم توپ های بیشتری بسازیم، اولین آنها را می توانیم با عوامل تولیدی ای بسازیم که در هر حال برای تولید کره مناسب نیستند. اما اگر توپ زیادتری بخواهیم باید از منابعی استفاده کنیم که در تولید کره بسیار پرارزشند و اگر باز هم در داشتن توپ بیشتر اصرار کنیم باید آماده شویم کشاورزان و مزارع کشاورزی ای را که برای تولید کره بسیار لازمند را به تولید توپ بگماریم ولو این که محصول آنها در زمینه تولید توپ بسیار اندک باشد. از این رو باید انتظار داشت که هزینه ها روبه افزایش رود.