اصطلاح اقتصاد خانواده، به بهره وري اقتصادي تمام افراد خانواده، از جمله کسانی که در داخل خانه كار مي كنند اطلاق می شود.
در رابطه با اقتصاد خانواده چند نکته کلیدی وجود دارد:
• در اقتصاد خانواده، خانواده ها محصولات کشاورزی، کالاهای تولیدی و خدمات را برای عرضه در بازار توليد مي كنند.
• انقلاب صنعتی تا حد زیادی به اقتصاد خانواده پايان داد چراکه پس از آن مردان حوزه هاي عمومی از سیاست گرفته تا اقتصاد، تجارت و قانون را اشغال کردند در حالی که زنان حوزه داخلی خانواده شامل نگهداری از فرزند، خانه داری و تعلیم و آموزش دینی را اداره مي كردند.
وضعیت اشتغال کامل منابع به این معنا است که همه عوامل تولید را به کار گرفته باشیم. در این شرایط اگر بخواهیم یک کالای اضافی تولید کنیم همیشه باید از کالای دیگری صرف نظر کنیم.
به عنوان مثال اگر در یک جامعه تنها دو کالای کره و توپ جنگی تولید می شود (کره و توپ جنگی نماد کالاهای نظامی و کالاهای غیرنظامی هستند)، برای تولید کره بیشتر باید توپ کمتری تولید کرد و برعکس. به عبارتی باید منابع را از تولید یک کالا خارج کرده به تولید کالای دیگر اختصاص داد، البته به شرطی که بتوان از منابعی که برای ساخت یک کالا به کار می رود برای ساخت کالای دیگر بهره جست.
به عنوان نمونه از آهنی که برای تولید توپ به کار می رود می توان ماشین آلات لازم برای تولید کره ساخت. در مورد توپ جنگی و کره، اشتغال کامل منابع به این معنا است که اجتماع باید بین توپ بیشتر یا کره بیشتر یکی را انتخاب کند.
خواست هاي نامحدود در مواجهه با منابع محدود، ما را در وضعیتي قرار مي دهد كه بايد مدام انتخاب کنیم کدام یک از خواست هايمان را برآورده كنيم. هنگامي كه انتخاب هايي انجام مي گيرد افراد متحمل هزینه اي مي شوند.
اگر شما تصميم بگيريد كه به جاي يك فيلم يك بازي ويدئويي بخريد متحمل هزینه فرصت مي شويد. اقتصاددانان هزينه فرصت را فرصتی با بالاترين ارزش توصيف مي كنند زمانی كه شما انتخابي انجام مي دهيد. بنابراین هزینه فرصت خرید بازی ویدیویی اين است که نمی توانید فیلم خریداری كنيد.
هزینه فرصت، فرصت از دست رفته است. هزینه فرصت خرج کردن پول، فرصت از دست رفته براي پس انداز پول است. در سطح اجتماعی هزینه فرصت استفاده از زمین به عنوان جای پارک، زمیني است كه دیگر برای ساخت خانه استفاده نمی شود. هزینه فرصت درآمدهای مالیاتی كه در بخش بهداشت و درمان صرف مي شود فرصت از دست رفته براي خرج پول در آموزش و پرورش است. به این ترتیب هزینه فرصت، فرصت بسیار ارزشمندي است كه کنار گذاشته شده.
اگر عوامل تولید (زمین، کار، سرمایه) محدود نبود این مسئله که چه کالاهایی چگونه و برای چه کسانی باید تولید شود مطرح نمی شد. از هر کالایی می توانستیم مقدار لایتناهی تولید کنیم و همه به کالاهای دلخواهشان به هر اندازه که می خواستند دسترسی داشتند. به عبارتی هیچ کالایی کمیاب نبود.
اما موضوع این است که هرگز انسان به مرحله ای نمی رسد که همه نیازهایش در زمینه مصرف کالاها مرتفع شود. حتی هر چقدر سطح تولید بالاتر می رود افزایش سطح مصرف را نیز به دنبال می آورد.
به این ترتیب مطالعه اقتصاد با مفهوم كميابي آغاز می شود. كميابي وضعیتی را توصیف مي كند که در آن خواست هاي ما بیشتر از منابع در دسترسی است كه اين خواست ها را ارضا مي كند.
ما چه بخواهیم و چه نخواهیم هر روز با مشكل كميابي مواجه می شویم. فكر کردن به دنیای بدون کمیابی لذت بخش است، اما واقعیت غم انگیز این است که چیزهایی که ما می خواهیم کمیابند چراكه منابعی که برای تولید آنها مورد نیاز است کمیابند.
هر جامعه ای چه یک قبیله باشد و چه کشوری بزرگ با جمعیتی زیاد باید سه مسئله اساسی اقتصادی را حل کند.
1-چه کالایی به چه مقدار باید تولید شود؟ یعنی کدام کالاها و خدمات و با چه مقدار باید تولید شوند. (what)
2-چگونه باید این کالاها را تولید کرد؟ یعنی چه کسی با کدام منابع و با چه روش فنی ای باید آنها را تولید کند. (how)
3-برای چه کسانی این کالاها را باید تولید کرد؟ یعنی کیست که از کالاها و خدماتی که تولید می شود بهره مند می شود و این کالاها و خدمات به دست چه کسانی می رسد. به عبارت دیگر مجموع تولید ملی چگونه باید بین افراد و خانواده های مختلف توزیع گردد. (whom)
عوامل تولید منابعي هستند که بلوک های ساختماني اقتصاد به شمار می آیند. مردم از عوامل تولید استفاده می کنند تا کالاها و خدمات توليد كنند. اقتصاددانان عوامل توليد را به چهار دسته تقسيم مي كنند: زمین، نیروی کار، سرمایه و کارآفرینی.
اولین عامل تولید زمین است. زمین شامل هر گونه منابع طبیعی است که برای تولید کالاها و خدمات مورد استفاده قرار مي گيرد.برخي از زمين ها یا منابع طبیعی شامل آب، نفت، مس، گاز طبیعی، زغال سنگ و جنگل ها هستند. منابع زمین به عنوان ماده خام در فرایند تولید مورد استفاده قرار می گیرند.این منابع می توانند تجدید پذیر باشند مانند جنگل ها، یا تجدید ناپذیر باشند مانند نفت یا گاز طبیعی. برخی مالکان در ازای در اختیار قرار دادن این عامل تولید اجاره دریافت می کنند.
دو گروه در فرانچایز درگیرند، امتیازدهنده (شخص یا شرکتی که حقوق نام و سیستم کسب و کار را کرایه می دهد) و امتیازگیرنده (کسی که آن را می خرد).
حق برای فرانچایز (امتیاز) توسط امتیازدهنده با یک مبلغ پول اولیه فروخته می شود که اغلب به آن مبلغ ازپیش برای ورود یا مبلغ فرانچایز می گویند. این پول زمانی که قرارداد امضا شده است پرداخت خواهد شد. قرارداد (موافقت فرانچایز) مسئولیت های دو طرف امتیازدهنده و امتیازگیرنده را به تفصیل شرح داده و معمولاً برای مدت زمانی مشخص می باشد (معمولاً چندین سال). زمانی هم که قرارداد به پایان می رسد بایستی مجدداً اصلاح شود. قوانین ایالتی معمولاً درآن مؤثرند.
با توجه به مقاله "فرانچایزینگ چیست" در وب سایت Franchise UPDATE , بیش از 2,500 سیستم فرانچایز یا امتیازی در ایالات متحده با بیش از 534,000 واحد وجود دارد. این حدود 3.2 درصد تمامی کسب و کارها و 35 درصد تمام درآمد بخش خرده فروشی و خدمات در ایالات متحده است.
تصور کنید که درحال گشایش رستوران مک دونالد خودتان هستید. برای اجرای این امر باید یک امتیاز (فرانچایز) از مک دونالد بخرید. برای یک امتیاز معمولی باید 175,000 دلار داشته باشید (بدون قرض).
فرانچایزینگ شاید بخواهید کسب و کار خودتان را داشته باشید به این دلیل که می خواهید رئیس خودتان باشید. آیا بایستی یک کسب و کار را از هیچ و بدون پول آغاز کنید؟