راستی و حقیقت در ایران باستان
هرودوت مورخ یونانی که هم عصر داریوش بزرگ بود مینویسد پارسها به «راستی و حقیقت» بیش از هر چیز دیگری احترام میگذاشتند. او میافزاید پارسها با احترام زیاد سخن میگفتند و این کار را غیراخلاقی میدانستند که از هر چیزی که انجام دادنش حرام و غیراخلاقی است حرف بزنند. طبق تفکرات آنها شرمآورترین کار در جهان این است که دروغ بگویند.
احترام به راستی و راستگویی و حقیقت در میان ایرانیان قدیم جالب توجهترین ویژگی آنها بوده و در طول تاریخ این سرزمین هیچ خارجیای نبوده که از ایران دیدن کرده و تحت تأثیر عشق و احترام ایرانیان به حقیقت قرار نگرفته باشد. در گذر قرنها در کارهای یونانیان، چینیها، هندیها و اعراب بارها به عشق و احترام ایرانیها به راستی اشاره شده است.
راستی در میان مردم عادی
1500 نام در سنگنبشتههای قدیمی پیدا شده که متعلق به کارمندان و منشیهای دونپایه بوده است. جالب اینجاست که بیش از 75 نام دارای عنصر «راستی» هستند؛ مانند محافظ راستی، عاشق راستی، ستون راستی، شکوفایی راستی. این نشان میدهد والدین ایرانیان قدیم باور داشتند عشق به راستی مهمتر از منافع مادی است.
راستی در میان شاهان هخامنشی
شاهان هخامنشی نیز عشق و ستایش خود را نسبت به راستی ابراز میکردند. در کتیبه بیستون داریوش آمده است:
- بند 4: دروغ کشورها را نافرمان کرد.
- بند 5: شاه آینده باید خود را از دروغ بپاید.
- بند 7: اهورامزدا گواه است که آنچه کردم راست است نه دروغ.
- بند 13: من دروغگو نبودم، به راستی رفتار کردم.
خشایارشا نیز در کتیبههایش از اهورامزدا میخواهد او و کشور پارس را از بدی و دروغ حفظ کند.
آموزههای زرتشت درباره راستی
کلمات شاهان انعکاسی از آموزههای زرتشت است. در گاتها آمده است که آسمانی بودن از آن کسانی است که از راستی حمایت میکنند و نیرنگبازان سرانجامی غمبار خواهند داشت. زرتشت میگوید انسان راستگو خانواده و کشورش را از ویرانی نجات میدهد. حقیقت در مرکز سیستم اخلاقی او قرار دارد.
زرتشت رابطهای عمیق بین خدا و راستی معرفی میکند. اهورامزدا آفریننده و یاور حقیقت است. راستی به زندگی بشر رونق میدهد، فهم و درک خوب ایجاد میکند و انسان را قادر میسازد درست را از نادرست تشخیص دهد.
نقش زمانه زرتشت در شکلگیری دیدگاههای او
زرتشت در زمانهای پر از آشوب و نیرنگ زندگی میکرد. نجبا و روحانیون بیصداقت اموال دیگران را میربودند و خدایان قدیمی رفتارهای نادرست را تجویز میکردند. در چنین شرایطی زرتشت راه نجات بشر را در هماهنگی با راستی و آموزههای اهورامزدا یافت.
او راهحل مشکلات را در پندار نیک، گفتار نیک و کردار نیک معرفی کرد. حتی اگر راهحل فوری در دسترس نباشد، با نیروی راستی باید ایستادگی کرد. بیشک راستی روزی غالب و پیروز خواهد شد.
این مقاله در سایت علمی
رایشمند منتشر شده است. خوشحال میشویم اگر
دیدگاه و نظر خود را درباره این موضوع با ما و دیگر خوانندگان در میان بگذارید.