یادت باشد كه تخم مرغ دزد، شترمرغ دزد می شود. - اچ جکسون براون (کتاب نکته‌های کوچک زندگی)
تاریخ و جغرافیا, مشاهیر

زندگی و مرگ کوروش کبیر

در میان پادشاهان دنیای باستان افراد معدودی یافت می شوند که ملت های عصر حاضر با نام آنها آشنا باشند و کوروش (529-600 قبل از میلاد) یکی از آنها است. همچنین کوروش از معدود...
زندگی و مرگ کوروش کبیر

کوروش کبیر؛ پادشاه نامدار جهان باستان

در میان پادشاهان دنیای باستان افراد معدودی یافت می‌شوند که ملت‌های عصر حاضر با نام آنها آشنا باشند و کوروش (600-529 قبل از میلاد) یکی از آنها است. همچنین کوروش از معدود پادشاهان عهد قدیم است که از خود نامی نیک به جا گذاشته است. او از شخصیت و خصایلی برخوردار بود که پس از قرن‌ها هنوز نظرها را به خود جلب می‌کند. کوروش به نیکخواهی و سخاوت مشهور است و این در حالی است که پادشاهی عاقل، مقتدر و بااراده و رهبر و سرداری بزرگ و مسلط به فنون جنگی بوده است.

ویژگی‌های شخصیتی کوروش

کوروش روحیه جنگنده خود را با وجود سال‌ها جنگ تا آخر عمر حفظ کرد ولی همواره نسبت به ملل مغلوب و دشمنانش بلندنظر بود. ایرانیان کوروش کبیر را پدر و یونانیان با این که وی ممالکشان را تسخیر کرده بود سرور و قانون‌گذار می‌نامیدند. یهودیان تبعید شده به بابل پیش از حمله کوروش به بابل این حمله را پیش‌بینی کردند و او را منجی بزرگ می‌دانستند. درباره کوروش گفته شده که وقتی کاری را شروع می‌کرد تا آخر دنبال می‌کرد و آن را ناقص رها نمی‌کرد. در مواجهه با مشکلات نیز بیشتر به عقل متکی بود تا زور.

بنیان‌گذاری نخستین امپراتوری جهان

کوروش اولین امپراتوری جهان را تشکیل داد و اولین پادشاهی در جهان است که لقب کبیر گرفته است.

افسانه‌ها و روایت‌های تولد کوروش

شخصیت و تأثیرات کوروش بر جهان باستان موجب شد افسانه‌هایی حول تولد، زندگی و مرگش شکل بگیرد اما ظاهراً در کلیات زندگی او اختلاف نظر زیادی یافت نمی‌شود. از جمله این که آستیاگ (اژدی هاک) پادشاه ماد و پدربزرگ او از طرف مادر، نخستین دشمنش بوده است.

هرودوت مورخ مشهور یونانی روایت‌هایی از زندگی و مرگ کوروش ارائه داده است. او می‌گوید شاه ماد در خواب دید از شکم دخترش ماندانا تاکی رویید که شاخ و برگ‌هایش تمام آسیا را فراگرفت. مغان خواب را چنین تعبیر کردند که فرزند دختر شاه، امپراتوری ماد را نابود خواهد کرد. شاه ماد برای جلوگیری از این پیشگویی، دخترش را به ازدواج کمبوجیه پادشاه پارس درآورد.

نجات کوروش در کودکی

پس از تولد کوروش، شاه ماد دستور قتل او را داد. اما وزیرش هارپاگ کودک را به چوپانی به نام میتراداتس سپرد. زن چوپان که فرزند خود را از دست داده بود، کوروش را به فرزندی پذیرفت. کوروش در میان چوپانان بزرگ شد تا این که در بازی‌های کودکان به عنوان شاه انتخاب شد و با شجاعت فرمان داد. این ماجرا به شاه رسید و او دریافت که کوروش نوه خودش است.

بازگشت کوروش به پارس

شاه ماد کوروش را به همراه مادرش به پارس فرستاد تا با پدر و مادر واقعی‌اش زندگی کند. کوروش در آنجا اسب‌سواری و تیراندازی آموخت. در همین زمان، آستیاگ وزیرش هارپاگ را به شکلی فجیع مجازات کرد و دشمنی او را برانگیخت. بعدها هارپاگ در جنگ میان پارس‌ها و مادها به کوروش پیوست.

پارس‌ها و آغاز سلسله هخامنشی

کوروش از قوم پارس بود. پارس‌ها مردمانی آریایی بودند که مدتی زیر سلطه آشور و سپس مادها قرار داشتند. هرودوت می‌گوید پارس‌ها به شش طایفه شهری و ده‌نشین و چهار ��ایفه چادرنشین تقسیم می‌شدند و خانواده هخامنشی از نجیب‌ترین طایفه پارس‌ها یعنی پاسارگادی‌ها بودند. سلسله حاکمان پارس به شخصی به نام هخامنش می‌رسد که نام خود را به این سلسله بخشیده است. از او تا کوروش دوم (کوروش کبیر) سه پادشاه نام برده شده‌اند: تیس‌پس، کوروش اول و کمبوجیه اول.

مرگ کوروش کبیر

درباره چگونگی مرگ کوروش روایت‌های مختلفی وجود دارد. هرودوت می‌گوید کوروش در جنگ با ماساژت‌ها کشته شد. کتزیاس نیز روایت مشابهی دارد. برخی منابع دیگر او را کشته‌شده در جنگ با عشایر سکایی حوالی گرگان می‌دانند. به هر حال پیکر او را در پاسارگاد دفن کردند.

مراسم تشییع و تدفین کوروش

براساس منابع تاریخی، پس از مرگ کوروش، جنازه او با شکوه فراوان به پارس منتقل شد. داریوش و درباریان تا بیرون شهر به استقبال جنازه رفتند. گردونه سلطنتی با اسب‌های سپید، تابوت طلایی و تاج شاهنشاهی، همراه با سرودها و بخور، جنازه را حمل می‌کرد. مردم سه شبانه‌روز با احترام از برابر پیکر کوروش گذشتند.

انتقال به پاسارگاد

روز سوم که اشعه زرین آفتاب بر برج و باروهای کاخ هخامنشی تابید، جنازه را به پاسارگاد –شهری محبوب کوروش– بردند. مردم دهات و قبایل پارسی در مسیر گل و عود نثار می‌کردند. در کنار رودخانه کوروش (کر) مرغزاری مصفا بود که در آن بنای چهارگوشی از سنگ ساخته بودند. هنگامی که پیکر کوروش به خاک سپرده شد، پیران و جوانان یکصدا عزاداری کردند. دخمه بسته شد و تنها موبدان برای اجرای مراسم مذهبی باقی ماندند.


این مقاله در سایت علمی رایشمند منتشر شده است. خوشحال می‌شویم اگر دیدگاه و نظر خود را درباره این موضوع با ما و دیگر خوانندگان در میان بگذارید.

شما در پاسخ به

نظر شما اضافه شد، اما ابتدا باید تایید شود.

نظر خود را برای ما بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید
لطفا آدرس ایمیل خود را وارد کنید لطفا آدرس ایمیل معتبر وارد کنید
لطفا یک نظری بنویسید
ثبت و ارسال