زندگی و آغاز سلطنت داریوش بزرگ
داریوش بزرگ در 550 قبل از میلاد به دنیا آمد. پدرش یک ساتراپ پارسی بود. (ساتراپ به حاکم یک منطقه که زیر نظر پادشاه قرار داشت اطلاق میشد.) داریوش در ابتدا نیزهدار سپاه کوروش بود و بعد نیز در معیت کمبوجیه پادشاه وقت و پسر کوروش در جنگ شرکت میکرد تا این که فردی به نام گئومات (گوماتا) ادعا کرد بردیا، برادر کشتهشده کمبوجیه است و به این بهانه تاج و تخت را تصرف کرد.
کمبوجیه در راه برگشت از مصر فوت کرد و قبل از مرگ نزد هفت نفر از اشراف از جمله داریوش اعتراف کرد که بردیا را کشته است و فردی که ادعای تاج و تخت کرده بردیا نیست. در نتیجه هفت نفر ذکر شده که از هفت خاندان اشرافی بودند با هم متحد شدند و گوماتا را کشتند.
انتخاب داریوش به عنوان شاه
پس از مرگ گئومات این هفت نفر باید سبکی برای حکومت بر ایران انتخاب میکردند. آنها درباره انواع دولتها از جمله دموکراسی، الیگارشی (حکومت عده کمی) و سلطنت با هم بحث کردند. در پایان تصمیم گرفتند که سلطنت بهترین شکل حکومت است. داریوش بزرگ نیز در رأس این حکومت قرار گرفت.
داریوش بزرگ از 522 پیش از میلاد تا زمان مرگش در 486 قبل از میلاد سلطنت کرد. دوره 200 ساله حکومت هخامنشیان در زمان وی در اوج خود قرار داشت. پس از مرگ داریوش پسرش خشایارشای اول جانشین او شد.
شورشها و تثبیت قدرت
محدوده امپراطوری هخامنشیان در آغاز سلطنت داریوش با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم کرد. مشکلاتی که کمتر پادشاهی در جهان نظیر آنها را به خود دیده است. اما داریوش با اراده آهنین نه تنها بر همه این مشکلات غلبه کرد بلکه سلسله هخامنشی را به نوعی از نو تأسیس کرد و آن را به بزرگترین امپراتوری جهان تبدیل کرد.
داریوش دو سال اول سلطنتش را به منظور سرکوب اغتشاشات به جنگ پرداخت. وی در جنگ با دشمنانش فردی زیرک و حیلهگر بود. به عنوان مثال در زمانی که بابلیها تصور آن را نمیکردند به بابل حمله کرد و در جنگ پیروز شد.
کتیبه بیستون و شورشها
در کنار جاده کرمانشاه به همدان، در حدود 40 متری بالای زمین بر روی تپهای مرتفع به فرمان داریوش لوحهای برجسته حجاری شده است. براساس کتیبه داریوش، شو��ش از ایلام شروع شده است. سپس بابل طغیان کرد. بعد نوبت به نافرمانی یکی از اهالی خود پارس رسید. قشون ماد شورش بعدی را رقم زدند.
شورشهای ارمنستان، ساگارتی، پارت، گرگان، مرگو (مرو امروزی)، فارس و بردیای دوم دروغی شورشهای بعدی بودند که امپراطوری ایران را فراگرفتند. این وضعیت با شورش دوم بابل، نافرمانی سکاها و به وجود آمدن زمینه اغتشاش در لیدیه و مصر ادامه یافت. دامنه اغتشاش به یهودیان نیز سرایت کرد. داریوش برای فرونشاندن شورشها 20 سفر جنگی انجام داد و 9 نفر از جمله گئوماتای مغ که خود را پادشاه خوانده بودند به وسیله داریوش و کارگزاران او کشته شدند.
سفر داریوش به مصر
در این میان سفر داریوش به مصر (در 517 قبل از میلاد) از جهات بسیاری مهم تلقی میشود. وی بعد از رفتارهای مخربی که کمبوجیه انجام داده بود از روحانیون مصر دلجویی کرد و قلوب آنها را به دست آورد. داریوش خرابیهایی که لشکر کمبوجیه ایجاد کرده بود را ترمیم کرد و راههای تجارتی مصر را مرمت و بار دیگر دایر کرد. وی همچنین دریای مدیترانه را به دریای سرخ متصل کرد و بین مصر و هند تجارت مستقیم برقرار کرد. به خاطر کارهایی که داریوش انجام داد مصریها او را یکی از قانونگذاران بزرگ خود دانستند.
فتح هند و نبرد با سکاها
داریوش پس از برقراری امنیت در ممالک تابعه ایران چند ایالت دیگر را هم ضمیمه ایران کرد. این ایالتها پنجاب و سند در هند و پاکستان امروزی بودند. سفر جنگی داریوش به هند در آن زمان بسیار مهم محسوب میشده چراکه این واقعه یکی از دو مبدأ تاریخ در هند گردید. زمانی که داریوش در هند بود کشتیهایی ساخت و یک دریادار یونانی به نام اسکیلاس را برای تحقیق به سواحل خلیج فارس و دریای عمان فرستاد.
پس از این سفرها داریوش به منظور مقابله با سکاها سفری جنگی هم به روسیه کنونی انجام داد. یونانیهای آسیای صغیر که تابع ایران بودند پلی از کشتیها ساختند و سپاه ایران وارد منطقه سکاها شد. هرودوت مینویسد لشکر داریوش تا قلب مملکت سکاها پیش رفت. داریوش سپس به سارد بازگشت ولی سپاهی 80 هزار نفری در اروپا گذاشت که شهرهای یونانی تراکیه و مقدونی را تسخیر کردند.
جنگ ماراتن
در زمان داریوش یک سوم اراضی یونانینشین تابع ایران بودند. اما یونانیان شروع به مداخله در ایونیا کردند و جنگی بین ایران و دولتشهرهای یونان درگرفت که ایرانیها شکست خوردند. این جنگ به نام جنگ ماراتن شناخته میشود. چهار سال بعد داریوش تدارک جنگی دوباره را دید ولی درگذشت (در سال 486 قبل از میلاد).
تقسیم ایران به ایالات
داریوش به جای شیوه حکومتی که در زمان کوروش رواج داشت و در آن فئودالها تسلط داشتند، شکلی از حکومت اداری و مالی ایجاد کرد که در هر حال به ملیتها احترام میگذاشت. ایران فقط با چنین تشکیلاتی توانست اتحاد خود را حفظ کند.
داریوش برای اداره بهتر ایران آن را تقسیمبندی کرد و چندین ایالت به وجود آورد. بر اساس کتیبه نقش رستم، تعداد این ایالات با پارس به 30 میرسید. والیان یا شهربانها از میان خاندانهای بزرگ پارسی انتخاب میشدند و مأموران دیگری مانند فرماندهان قشون محلی، مأموران مالیات، دبیران و بازرسان (گوشهای شاه) نیز در ایالات حضور داشتند.
راههای شاهی
داریوش برای تسهیل امور اداری و نظامی راههای شاهی ایجاد کرد. مشهورترین آنها راهی بود که از سارد به شوش و سپس به پایتخت کشیده شد و طولی حدود 2400 کیلومتر داشت. در این راهها چاپارخانهها، مهمانخانهها و قشون محلی مستقر بودند تا فرمانهای شاهی سریع منتقل شوند و امنیت برقرار باشد.
تشکیل لشکرهای ویژه
مورخان یونانی از لشکری به نام جاویدان یاد کردهاند که تعدادشان همیشه ده هزار نفر ثابت بود و فوراً جای خالی پر میشد. این لشکر امنیت شاهنشاهی را حفظ میکرد. همچنین چهار هزار نفر پیاده و سواره از پایتخت و قصر سلطنتی حفاظت میکردند.
سامان دادن به مالیاتها
پیش از داریوش شیوه مشخصی برای گرفتن مالیات وجود نداشت. او نظام مالیاتی منظمی ایجاد کرد. هر ایالت براساس ثروتش مبلغی مشخص به خزانه سلطنتی میپرداخت. مالیاتها نقدی و جنسی بودند. داریوش عقیده داشت چون والیها برای مخارج خودشان از مردم عوارض میگیرند باید مالیات شاهی سبکتر باشد تا فشار بر مردم کاهش یابد.
وصل کردن دریای مدیترانه به دریای سرخ
داریوش فرمان داد دریای مدیترانه از طریق یکی از شاخههای رود نیل به دریای سرخ وصل شود تا تجارت بین مصر، سوریه و هند آسانتر شود. این کانال یکی از بزرگترین پروژههای عمرانی زمان او بود.
ضرب سکه طلا
داریوش برای تسهیل تجارت سکهای از طلای خالص ضرب کرد که «دَریک» نام داشت. این سکه در سراسر شاهنشاهی ایران رواج یافت و به دلیل عیار بالا ارزش زیادی داشت.
ایجاد بناهای عظیم
در زمان داریوش بناهای زیادی ساخته شد. مجموعه کاخهای تخت جمشید و شوش از آثار مهم او هستند. در مصر نیز کانالی از نیل به دریای سرخ ساخته شد. داریوش مؤمنی زرتشتی بود و خود را برگزیده اهورامزدا میدانست، اما آزادی مذاهب در شاهنشاهی حفظ شد.
عدالت و قانون در دوره داریوش
داریوش اهمیت زیادی برای عدالت قائل بود. قضات شاهی تا دم مرگ وظیفه خود را انجام میدادند مگر این که عدالت را زیر پا میگذاشتند. داریوش در کتیبههایش بارها از حقیقت و عدالت یاد کرده است. او میخواست همه اقوام، فارغ از نژاد و مذهب، تحت فرمان قانون واحد باشند. قوانین او شباهتهایی با قانون حمورابی داشت.
ملیگرایی و علاقه به کشاورزی
داریوش حس ملیگرایی شدیدی داشت. به گفته هرودوت، پارسیان سعادت را برای ملت و شاه طلب میکردند نه فقط برای خود. داریوش شخصاً به کاشت درختان علاقه داشت و دستور داد گیاهان و درختان میوه از شرق به غرب شاهنشاهی منتقل شوند. نخستین درختان پسته حلب و انگورهای خاص در دمشق توسط ایرانیان کاشته شدند.
این مقاله در سایت علمی
رایشمند منتشر شده است. خوشحال میشویم اگر
دیدگاه و نظر خود را درباره این موضوع با ما و دیگر خوانندگان در میان بگذارید.