آشنایی با هر فردی به خودی خود چالش برانگیز است چه برسد به این که آشنایی با یک فرد خودشیفته باشد. در هنگام آشنایی افراد با یکدیگر هرکسی با چمدان خودش می آید. اگر تابه حال با یک فردخودشیفته برخورد داشته اید با شخصیت خودخواه و راه های نابکارانه ای که چنین فردی در پیش می گیرد آشنا هستید.
اختلال شخصیتی خودشیفتگی با باور عالی بودن، رفتارهای متکبرانه همراه با نیاز شدید به تحسین و فقدان همدلی با دیگران تعریف می شود. یک خودشیفته واقعی به طور مستمر نیاز دارد که در محوریت امور قرار بگیرد و در بهترین شرایط ممکن به نظر آید و نفس خود را نوازش دهد. اگر شما تا به حال با چنین کسی برخورد داشته اید می دانید که چه آدم ملال آوری است. اجازه ندهید در تارهای چنین فرد نیرنگ بازی گرفتار شوید. در اینجا پنج نشانه برای تشخیص افراد خودشیفته بیان می شود.
ویژگی ای وجود دارد که ما بدون آن نمی توانیم هوش احساسی داشته باشیم. همچنین هیچ فردی بدون این ویژگی نمی تواند و نخواهد توانست به رهبری نمونه تبدیل شود. این خصیصه برای رهبری مردم لازم است و هر فردی که آرزوی رهبری دیگران را در سر می پروراند باید در خود ایجاد کند.
این ویژگی ضروری، خودآگاهی است و بیشتر رهبران فکری دنیا می گویند که باید آن را در خود ایجاد و تمرین کنیم. خودآگاهی کمک می کند که نه تنها نقاط قوت بلکه کاستی ها و محدودیت هایمان و به عبارت دیگر نقاط کورمان را نیز ارزیابی کنیم.
همیشه به راحتی نمی توان فهمید که نبوغ در ما وجود دارد یا نه. یکی از علل این امر، نبود توافق بر سر معنای نبوغ است. در دوران رم باستان، نبوغ چیزی نبود که بتوان آن را به دست آورد (اکتسابی نبود). در قرن هجدهم، مکتب رمانتیک، معنای جدیدی به نبوغ داد: فردی با توانایی های خاص و تقریباً الهی. امروزه، از نبوغ بازاریابی یا نبوغ سیاسی صحبت می کنیم. در حالی که در واقع نبوغ حقیقی فراتر از محدوده حوزه های خاص است. نبوغ امری غیرمادی است و به همین خاطر آن را با دقت به کار می بریم تا مبادا چیزی از قدرت جادویی آن کم شود.
این مورد تنها سوء برداشت از نبوغ نیست. موارد دیگری هم وجود دارد که در زیر به آنها اشاره می کنیم.
زبان بدن مهم است. این را همه می دانیم. بااین حال ممکن است در زبان بدن مان اشتباهات زیادی - به طور آگاهانه یا ناخودآگاه- داشته باشیم. تقریباً غیر ممکن است که فردی بدون انجام حرکتی اشتباه مکالمه ای راانجام دهد. خبر خوب این است که همه در زمینه زبان بدن به طور همزمان اشتباهاتی راانجام می دهند و بنابراین اگر فردی که شما با او در حال مکالمه هستید متوجه اشتباه شما شود احتمالاً آن را فراموش می کند.
اما در مصاحبه های شغلی است که خطر افزایش می یابد. یک اشتباه در یک مصاحبه شغلی می تواند معادل از دست دادن شغل پیشنهادی باشد، اگر مراقب علامت های فیزیکی مان نباشیم. ما ممکن است بدانیم چه حرف هایی می تواند مصاحبه را خراب کند اما اغلب افراد به این که زبان بدن بد چه چیزی را انتقال می دهد توجه نمی کنند. منظور این است که آیا آن چه که به یک کارفرمای احتمالی می گویید با شیوه ایستادن و نشستن بد یا نداشتن تماس چشمی همراه است یا نه.
برای بسیاری از ما تصور قدم گذاشتن در یک اتاق پر از افراد غریبه دلهره آور است. در این شرایط به جای فکر کردن درباره این که امشب باید با چه کسی صحبت کنم به خودتان بگویید: برایم جالب است که امشب با افراد جدیدی دیدار می کنم.
یک نکته را به خاطر داشته باشید: زیر یک سقف بودن خودش مقدمه آشنا شدن است چون اگر در یک مکان هستید، پس نقطه مشترکی دارید. همین طور به یاد داشته باشید که بیشتر افراد از با هم بودن در یک اتاق احساس راحت بودن نمی کنند. با آگاهی از این موضوع باید فکر کنید چه کارهایی می توانم انجام دهم تا افراد دیگر با من احساس راحتی داشته باشند؟
یادگیری برخی از مهارت ها در زندگی ممکن است مجانی و آزاد باشند اما به این معنی نیست که بدون صرف وقت، عرق ریختن و پشتکار دست یافتنی باشند.
در این مطلب برخی از مهم ترین و مفیدترین مهارت های که ارزش وقت گذاشتن و یادگیری دارند برشمرده می شوند.
اهمیت زبان بدن را دست کم نگیریدبرخی از ترفندهای زبان بدن مانند لبخند زدن و یا محکم دست دادن را خیلی آسان می توان در زندگی روزمره انجام داد. اما تکنیک های دیگری وجود دارند که تا حدودی سخت تر می توان بر آنها تسلط پیدا کرد ولی می توانند تفاوت عظیمی در ارتباطات ایجاد کنند.
در اینجا درباره شش ترفند زبان بدن صحبت می کنیم که تسلط بر آنها سخت است اما به طور قطع اگر برای آنها وقت بگذاریم برای همیشه ماندگار خواهند بود:
به طور قطع تشخیص این که فردی ثبات روانی ندارد یا به عبارتی پسیکوپات (psychopath) است، کار ساده ای نیست اما رفتارهای خاصی وجود دارند که می توانند دال بر این باشند که فرد پسیکوپات است.
بنابه تعریف کسی که پسیکوپات است در فهم این که چرا مردم احساساتی دارند مشکل دارد.
نداشتن همدلی از چند طریق آشکار می شود از جمله آنها نوع نوشیدنی ای است که هرکسی سفارش می دهد. نکته جالب این است که مردان بیشتر احتمال دارد پسیکوپات باشند. با این مقدمه سه روش را پیشنهاد می کنیم که اگر به کسی شک دارید در رابطه با او دقت و امتحان کنید.
خیلی از ما سعی می کنیم شادی را با جمع کردن هر چه تصور می کنیم زندگی مان را شاد می کند، مانند درآمد بالاتر و یا زندگی خانوادگی پایدار به دست آوریم. یک دلیل علمی وجود دارد که می گوید این استراتژی خوبی نیست.
بخش زیادی از شادی ما ژنتیکی است.
در دهه گذشته مطالعات متعددی انجام شده که نشان می دهد بین 30٪ تا 80٪ شادی ما توسط ژن هایمان دیکته می شود. مطالعه بزرگی که به تازگی بر روی 20،000 جفت دوقلوی همسان انجام شده نشان می دهد حدود 33 درصد از متغیرهای رضایت از زندگی با تفاوت های ژنتیکی توضیح داده می شوند. (استفاده از دوقلوهای همسان در مطالعات ساده ترین راه برای حدف اختلافاتی است که به وسیله طبیعت و تربیت ایجاد می شوند.)
مطالعات دیگر نشان می دهد بین 10٪ تا 60٪ از شادی ما از نگرش ها و چشم انداز کلی مان در زندگی ناشی می شود.
علم نمی تواند بگوید آیا افرادی که در زندگی شما هستند خوب اند یا شرور اما با استفاده از علم می توانید بفهمید آیا از آزار دادن شما لذت می برند؟
یک حوزه نسبتاً جدید در تحقیقات مربوط به شخصیت، مطالعه درباره ویژگی های آدم گریزها است: ویژگی هایی که به این منتهی می شود که افراد به خاطر منفعت شان به آدم های دور و برشان صدمه بزنند. روانشناسان از ویژگی های شخصیتی مضر یک «سه گانه تاریک» درست کرده اند. این سه گانه عبارتند از: خود شیفتگی، سایکوپت یا جامعه ستیزی (یا نداشتن همدلی) و ماکیاولیسم (یا تمایل به کنترل یا اداره دیگران).
هر یک از این صفات باعث می شود فرد برای کسانی که اطرافش هستند استرس زا باشد. حالا اینها را جمع بزنید و اضافه کنید به استراتژی خصومت و خودخواهی با هدف جلو افتادن به هزینه افراد دیگر که بعضی از افراد به کار می بندند.
برخی از محققان می گویند یک صفت چهارم را هم باید به سه گانه تاریک ملحق کرد. این صفت سادیسم، یا شادی از تحمیل درد به دیگران است.
آیا می خواهید شخصیت تان را تغییر دهید؟ اگر شما هم مثل بیشتر مردم باشید، پاسخ تان مثبت است. پنج جنبه کلیدی شخصیتی از نگاه روانشناسان عبارت است از: برونگرایی (لذت بردن از بودن با دیگران)؛ وجدان؛ باز بودن؛ توافق؛ روان رنجوری (پاسخ به عوامل استرس زا با افسردگی یا اضطراب). در یک تحقیق در آمریکا، اکثر قریب به اتفاق پاسخ دهندگان گفتند می خواهند یک یا بیشتر از یک جنبه از شخصیت شان را تغییر دهند.