وقتی كسی عطسه می كند بگو ((عافیت باشد)) - اچ جکسون براون (کتاب نکته‌های کوچک زندگی)
ادبیات فارسی, شعر و غزل, دیوان حافظ

شممت روح وداد و شمت برق وصال

شممت روح وداد و شمت برق وصال
بیا که بوی تو را میرم ای نسیم شمال
احادیا بجمال الحبیب قف و انزل
که نیست صبر جمیلم ز اشتیاق جمال
حکایت شب هجران فروگذاشته به
به شکر آن که برافکند پرده روز وصال
بیا که پرده گلریز هفت خانه چشم
کشیده‌ایم به تحریر کارگاه خیال
چو یار بر سر صلح است و عذر می‌طلبد
توان گذشت ز جور رقیب در همه حال
بجز خیال دهان تو نیست در دل تنگ
که کس مباد چو من در پی خیال محال
قتیل عشق تو شد حافظ غریب ولی
به خاک ما گذری کن که خون مات حلال

این مقاله در سایت علمی رایشمند منتشر شده است. خوشحال می‌شویم اگر دیدگاه و نظر خود را درباره این موضوع با ما و دیگر خوانندگان در میان بگذارید.

در حال پاسخ دادن به

نظر شما ثبت شد، اما ابتدا باید تأیید شود.

نظر خود را برای ما بنویسید
لطفاً نام خود را وارد کنید
لطفاً ایمیل خود را وارد کنید لطفاً ایمیل معتبر وارد کنید
لطفاً یک نظر وارد کنید
ثبت و ارسال