گاهی با ورود به برخی بیمارستان های مجهز و مدرن، احساس نگرانی ما با دیدن معماری جذاب (داخلی و خارجی)، تمیزی، پاسخ گویی کارکنان و به طور کلی سیستم خدمات رسانی تا اندازه ای کم می شود و شاید تحت تأثیر چنین محیط هایی هم قرار بگیریم. حتی در صورتی که به دلیل بیماری خود یا دیگری ناچار به توقف چند ساعته یا چند روزه در چنین بیمارستان هایی شویم، ممکن است احساس ناخوشایند ناشی از بیمار بودن یا همراهی با بیمار، جای خود را به تجربه اقامت در جایی هم چون یک هتل لوکس بدهد. البته این موضوع در مورد زایشگاه ها که افراد بستری در آن (با وجود دشواری زایمان) در اصل بیمار به حساب نمی آیند، می تواند کاربردهای بیشتری داشته باشد.
چندسال پیش سازمان نوسازی و تجهیز مدارس از بچه ها خواست مدرسه ای را که دوست دارند نقاشی کنند. در اکثر نقاشی ها دخترها یک شاخه گل روی میز معلم ها گذاشتند و پسرها زمین فوتبال کشیدند.
واقعیت این است كه دیوارهای زخمی و كثیف، رنگ های بی روح، نیمكت های چوبی با یك عالم كنده كاری روی میزهایش و یا نیمكت های فلزی كه گوشه هایشان فرو رفته اند، دستشویی های كثیف، شیرهای آب خراب، حیاط های كوچك بدون فضای سبز یا بدون امكان ورزش و بازی شكل غالب مدارس ما است و خاطرات بسیاری از ما را هم از واژه مدرسه تشكیل می دهد.