آیا میدانستید که هر آنچه در اطراف خود میبینید، از کوچکترین ذره گرد و غبار گرفته تا بزرگترین کهکشان، از اجزای بسیار ریز و بنیادینی به ناماتمساخته شده است؟اتمرا میتوان به عنوان کوچکترین واحد سازنده ماده در نظر گرفت که با روشهای شیمیایی قابل تجزیه نیست و خواص منحصر به فردی دارد. به بیان دیگر، هر عنصر در جدول تناوبی، اتمهای خاص خود را دارد که با اتمهای عناصر دیگر متفاوت است.
پلاتئوسوروس، یک دایناسور گیاهخوار کوچک تا متوسطالجثه بود که در اواخر دوره تریاس و اوایل دوره ژوراسیک زندگی میکرد. این دایناسورها که گاهی اوقات روی دو پا راه میرفتند، نیای دوری برای سوروپودها و تیتانوسورهای غولپیکر در دوران مزوزوئیک بعدی محسوب میشوند.
هیدرولیز نوعی واکنش تجزیه است که در آن آب به عنوان یکی از واکنشدهندهها نقش اساسی دارد. در این فرآیند، مولکولهای آب برای شکستن پیوندهای شیمیایی در سایر مواد شرکت میکنند.
بحثی پیرامون پارادوکس "اعدام غیر منتظره"
پارادوکس "اعدام غیر منتظره" (Unexpected Hanging Paradox) که با نام های دیگری چون "امتحان غیر منتظره" (Surprising Examination Paradox) شناخته میشود حدودا از سال 1940 میلادی تا کنون روشن نگشته است و همچنان می توان از آن به عنوان مساله ای باز (open problem) نام برد. این مساله در نگاه اول ساده می نماید اما با کمی کنکاش و کنجکاوی ممکن است مانند من چند هفته ای شما رو آزار بده. تا کنون مقالات متعددی درباره ی این مساله در حوزه های ریاضیات، فلسفه، منطق، زبان شناسی و ... نوشته شده است و این گویای این نکته است که حتی ذات تناقض و اینکه در چه بخشی اتفاق افتاده نیز مشخص نیست. چند هفته است که دنبال مطالب مفید در مورد این مساله می گردم و پس از بیان صورت اصلی پارادوکس لینک مربوط به ویکیپدیای فارسی (حتما ویکیپدیای فارسی و نیز انگلیسی اون رو هم بخونید چون هر زبان مطالبی داره که تو اون یکی نیست!) و نام یک مقاله که به نظرم بسیار مفید است هم قرار دادم و از علاقه مندان به بحث پاردوکس های ریاضی دعوت می کنم که با مطالعه در مورد این مساله بحثی پیرامون اون راه بندازیم تا شاید به منشا این پارادوکس زیبا و وحشتناک پی ببریم.
سازمان ملل متحد در شصت و چهارمین نشست عمومی خود (23 فوریه 2010)، روز بین المللی نوروز (Nowruz) را یک فستیوال (عید) بهاری با منشأ پارسی شناخت.
بى شك فرهنگ ایرانى ویژگى هاى خوب زیادى دارد، ولى بهتر است بعضى ویژگى هاى فرهنگى مان را نقد كنیم. مثلاً تعارف در فرهنگ ما نشانه محبت است و به خاطر این ویژگى فرهنگى چه بسا احساس حمایت و امنیت مى كنیم. شاید غربى ها هم از آن طرف بام مى افتند كه اصلاً باهم تعارف ندارند. ولى گاهى پافشارى و افراط در یك كار مى تواند خیلى بیشتر از آن چه به نظر مى رسد، زیان آور باشد.