هر اقتصادی مانند هر قصه ای دو سو دارد: عرضه و تقاضا. طرف عرضه اقتصاد چین افسانه ای است: 767 میلیون كارگر، ماشین آلاتی به ارزش تقریبی 20 تریلیون دلار، ساختمان ها و انواع دیگر سرمایه، همراه با تکنیک ها و فناوری هایی كه به سرعت در حال پیشرفتند و بسیاری از آنها از خارج جذب شده اند.
همین ترکیب نیروی کار، سرمایه و دانش و مهارت انجام كار است كه تعیین می كند یك اقتصاد چه میزان می تواند مولد باشد. اما اینکه یك اقتصاد درنهایت تولیدی انجام می دهد یا نه می تواند به طرف دیگر اقتصاد –طرف تقاضا- بستگی داشته باشد که تصمیم مصرف كنندگان و سرمایه گذاران را برای خرج كردن و هزینه كردن نشان می دهد. طرف عرضه، صحنه نمایش را می چیند و طرف تقاضا نمایشنامه را آماده می كند.
هر جامعه ای چه یک قبیله باشد و چه کشوری بزرگ با جمعیتی زیاد باید سه مسئله اساسی اقتصادی را حل کند.
1-چه کالایی به چه مقدار باید تولید شود؟ یعنی کدام کالاها و خدمات و با چه مقدار باید تولید شوند. (what)
2-چگونه باید این کالاها را تولید کرد؟ یعنی چه کسی با کدام منابع و با چه روش فنی ای باید آنها را تولید کند. (how)
3-برای چه کسانی این کالاها را باید تولید کرد؟ یعنی کیست که از کالاها و خدماتی که تولید می شود بهره مند می شود و این کالاها و خدمات به دست چه کسانی می رسد. به عبارت دیگر مجموع تولید ملی چگونه باید بین افراد و خانواده های مختلف توزیع گردد. (whom)
عوامل تولید منابعي هستند که بلوک های ساختماني اقتصاد به شمار می آیند. مردم از عوامل تولید استفاده می کنند تا کالاها و خدمات توليد كنند. اقتصاددانان عوامل توليد را به چهار دسته تقسيم مي كنند: زمین، نیروی کار، سرمایه و کارآفرینی.
اولین عامل تولید زمین است. زمین شامل هر گونه منابع طبیعی است که برای تولید کالاها و خدمات مورد استفاده قرار مي گيرد.برخي از زمين ها یا منابع طبیعی شامل آب، نفت، مس، گاز طبیعی، زغال سنگ و جنگل ها هستند. منابع زمین به عنوان ماده خام در فرایند تولید مورد استفاده قرار می گیرند.این منابع می توانند تجدید پذیر باشند مانند جنگل ها، یا تجدید ناپذیر باشند مانند نفت یا گاز طبیعی. برخی مالکان در ازای در اختیار قرار دادن این عامل تولید اجاره دریافت می کنند.