دیوارها زخمی و کثیف است. در نیمکت های چوبی با یک عالم کنده کاری روی میزها و یا نیمکت های فلزی که گوشه های آن فرو رفته دو یا سه دانش آموز می نشینند و به دهان معلم یا دست او که پیاپی مطالبی را روی تخته می نویسد، خیره می شوند. بسیاری از دانش آموزان در همین ژست به رؤیا فرو می روند یا اصطلاحاً با چشمان باز خوابشان می برد و در لحظه ای که ناگهان معلم صاعقه وار سؤالی را می پرسد، دوباره به کلاس برمی گردند و مضطرب و نومیدانه در ذهنشان دنبال جواب می گردند و... این تصویری است که اغلب ما از کلاسهای درس در ذهن داریم. جز چند مدرسه که این شیوه را دگرگون کرده اند، هنوز اکثر قریب به اتفاق کلاسهای درس ما همین وضعیت را دارند.