«اولین سوالی که پرسید این بود: «حاضرید با مادر من در یک خانه زندگی کنید؟». نمی دانستم چه جوابی بدهم. گفتم باید فکر کنم. قبول کرد و رفت سراغ یک سوال دیگر. اما در تمام مدت گفتگوی مان ذهن من مدام مشغول پاسخ به همان سوال بود. چه کار باید می کردم؟»
اگر در مراسم های عروسی که شرکت می کنید کمی دقت کرده باشید متوجه موقعیت هایی شده اید که در آنها بعضی از آدم های بی ملاحظه بی محابا وارد حریم خصوصی عروس و داماد می شوند. البته ما فکر می کنیم که رفتار این گروه ناشی از کمبود آگاهی آنها نسبت به این مسئله است. شاید مثال زدن چند نمونه از این موارد بتواند ذهن این افراد را نسبت به اهمیت احترام گذاشتن به حریم خصوصی عروس و داماد روشن تر کند.
دوسال پیش با همسرم که خارج از کشور اقامت دارد، ازدواج کردم اما بعد از گذشت این همه زمان، ایشان هنوز نتوانستهاند شرایط اقامت مرا فراهم کنند، وقتی از سر بلاتکلیفی، شاکی بر این قضیه میشوم، مرا خودخواه و مصرفکننده میخواند و از اینکه همه وظایف برعهده اوست، ابراز ناراحتی میکند، لطفاً مرا راهنمایی کنید.
دوران عقد برهه خاصی است که پتانسیل تنش و اختلاف دارد، اما رعایت چند نکته میتواند تنش ها رو به حداقل برساند و آن را به یاد ماندنی کند.
در دنیای عشق، مرد امیدوار است که قلب زن برای نخستین بار بر روی او گشوده شده باشد و اولین کسی باشد که به آن آستانه مرموز راه یافته است. ولی زن آرزومند است که آخرین کسی باشد که در قلب مرد رسوخ کرده است و در آن پناهگاه نیاز، برای همیشه قرار گیرد.
آیا شما عاشق پسری شده اید که دوست داشته باشید او هم همین حس را به شما داشته باشد. روش های زیر برای این منظور بسیار مفیدند.
دختران دارای احساسات قوی و پاک هستند و به همین دلیل زودتر از پسران تحت تاثیر الفاظ و کلمات محبت آمیز قرار می گیرند و اگر نتوانند احساسات خود را در چارچوب عقل و منطق محصور سازند ممکن است در انتخاب شریک زندگی خود با مشکلاتی رو به رو شوند.
اینکه در زندگی افکار مثبتی داشته باشیم یک مهارت فردی است. بعضی از آدم ها آنقدر هنرمند هستند که از هر برخوردی و هر رفتاری می توانند برداشت مثبتی داشته باشند. اگر شما به واقع از رفتارهای صادقانه و بی غل و غش همسرتان برداشت های مثبت داشته باشید آیا به چیزی غیر از دوست داشتن و عشق می رسید؟ پس با خودتان تمرین کنید تا به مهارت مثبت اندیشی دست پیدا کنید.
شاید شما هم دیده باشید بعضی از آقایانِ خواستگاری را که با یک شرط عجیب برای ازدواج قدم پیش می گذارند: «شرط بچه دار نشدن در طول زندگی مشترک». شاید هم صابون این جور خواستگاری ها به تن خودتان خورده باشد. با این خواستگارها که اغلب هم از موقعیت اجتماعی و اقتصادی متوسط به بالایی برخوردارند، چه کار باید کرد؟
وقتی خواستگاری بی سرانجام تمام می شود، به خصوص وقتی که روی مثبت بودن جواب حسابی باز کرده اید، احساس بدی به سراغتان می آید. حق هم دارید، ترجیح همه آدم ها این است که مورد تأیید قرار بگیرند. ولی باور کنید که این آخر دنیا نیست. شما جوانید و آنقدر از لحاظ روانی توانمندی دارید که بتوانید به سلامت از این موقعیت سخت بیرون بیایید و گامی بلند تر در مسیر خوشبختی خود بردارید.
شاید بعضی تصور کنند ساده زیستی با آراستگی ، منافات دارد، در حالی که بین این دو هیچ گونه تضادی وجود ندارد. می توان هم ساده بود و هم آراسته. اسلام بر لزوم آراستگی مسلمانان تأکید کرده است.
تصور کنید در جلسه خواستگاری نشسته اید و فرد مقابل به سوالهای شما اینگونه پاسخ می دهد که : نظر مادرم اینگونه است! پدرم چنین روشی دارد! باید با مادرم مشورت کنم! باید نظر خواهرم را جویا شوم!