چند سال پیش، مقالهای با عنوان تکاندهنده "همنوعخواری در دایناسور ماداگاسکاری ماجونگاتولوس آتوپوس" در مجله معتبر علمی Nature منتشر شد. در این مقاله، محققان از کشف استخوانهای مختلف ماجونگاتولوس خبر دادند که آثار گازگرفتگیهایی به اندازه دندانهای یک ماجونگاتولوس دیگر بر روی آنها دیده میشد. تنها توضیح منطقی این بود که این ددپای ۲۰ فوتی و یک تنی، از همنوعان خود تغذیه میکرده است؛ یا برای تفریح، یا به دلیل گرسنگی شدید.
رسانهها، همانطور که انتظار میرفت، از این خبر استقبال پرشوری کردند. مگر میشود در برابر یک خبر با کلمات "دایناسور" و "همنوعخوار" مقاومت کرد؟ به این ترتیب، ماجونگاسوروس به سرعت در سراسر جهان به عنوان یک درنده بیرحم و غیراخلاقی که به دوستان، خانواده، فرزندان و غریبههای بیگناه رحم نمیک��د، بدنام شد. طولی نکشید که شبکه History Channel در یکی از قسمتهای سریال منقرضشده Jurassic Fight Club، دو ماجونگاسوروس را به تصویر کشید؛ موسیقی وهمآور و روایت سنگین این قسمت، این دایناسور خاطی را به هانیبال لکتر دوران مزوزوئیک تبدیل کرد.
شایان ذکر است که ماجونگاسوروس (با نام قبلی ماجونگاتولوس)، یکی از معدود دایناسورهایی است که شواهد انکارناپذیری از همنوعخواری در مورد آن وجود دارد. تنها گونه دیگری که تا حدودی به آن نزدیک میشود، سئلوفیزیس است؛ یک ددپای اولیه که به صورت دستهجمعی در جنوب غربی ایالات متحده زندگی میکرد. زمانی تصور میشد که برخی از فسیلهای سئلوفیزیس بالغ، حاوی بقایای نیمههضمشده نوزادان هستند، اما اکنون مشخص شده که این بقایا، متعلق به تمساحهای کوچک، ماقبل تاریخی و بهطرز عجیبی شبیه به دایناسور مانند هسپرو سوکوس بودهاند. بنابراین، سئلوفیزیس (در حال حاضر) از تمام اتهامات تبرئه شده، در حالی که ماجونگاسوروس به فراتر از شک معقول، مجرم شناخته شده است. اما چرا اصلا باید به این موضوع اهمیت بدهیم؟
چرا همنوعخواری در دنیای حیوانات پدیدهای رایج است؟
به جای این که بعد از انتشار مقاله Nature بپرسیم: "چرا یک دایناسور باید همنوعخوار باشد؟" بهتر بود میپرسیدیم: "چرا دایناسورها باید با بقیه حیوانات فرق داشته باشند؟" واقعیت این است که هزاران گونه امروزی، از ماهیها و حشرات گرفته تا نخستیها، به همنوعخواری روی میآورند. این کار نه یک انتخاب غیراخلاقی، بلکه پاسخی غریزی به شرایط محیطی استرسزا است. برای مثال:
- حتی قبل از تولد، کوسههای ببری شنی در رحم مادر یکدیگر را میخورند؛ بزرگترین کوسه (با بزرگترین دندانها) خواهر و برادرهای بدشانس خود را میبلعد.
- شیرهای نر و سایر درندگان، تولههای رقبای خود را میکشند و میخورند تا برتری خود را در گروه تثبیت کنند و از بقای نسل خود اطمینان حاصل کنند.
- جین گودال، مرجع برجسته در زمینه رفتارشناسی حیوانات، خاطرنشان کرده است که شامپانزهها در طبیعت گهگاه فرزندان خود یا فرزندان سایر بزرگسالان در جامعه را میکشند و میخورند.
این تعریف محدود از همنوعخواری، تنها شامل حیواناتی میشود که به طور عمدی سایر اعضای گونه خود را سلاخی کرده و سپس میخورند. اما میتوانیم این تعریف را با گنجاندن درندگانی که از لاشههای همنوعان خود به طور فرصتطلبانه تغذیه میکنند، به طور چشمگیری گسترش دهیم. مطمئن باشید که یک کفتار آفریقایی از خوردن جسد یک همگروهی که دو روز از مرگش گذشته باشد، رویگردان نخواهد بود؛ و بدون شک همین قانون در مورد یک تیرانوسوروس رکس یا ولاسیراپتور معمولی نیز صدق میکرد.
البته، دلیلی که همنوعخواری چنین احساسات قویای را برمیانگیزد این است که حتی انسانهای به اصطلاح متمدن نیز به این فعالیت روی آوردهاند. اما باز هم باید یک تمایز اس��سی قائل شویم: این که هانیبال لکتر قتل و مصرف قربانیان خود را از قبل برنامهریزی کند، یک چیز است، اما این که اعضای گروه Donner برای اطمینان از بقای خود، مسافران مرده را بپزند و بخورند، چیز دیگری است. این تمایز اخلاقی (که برخی آن را مبهم میدانند) در مورد حیوانات صدق نمیکند؛ و اگر نمیتوانید یک شامپانزه را به خاطر اعمالش سرزنش کنید، مطمئناً نمیتوانید یک موجود کمهوشتر مانند ماجونگاسوروس را مقصر بدانید.
چرا شواهد بیشتری از همنوعخواری دایناسورها در دست نیست؟
شاید حالا بپرسید: اگر دایناسورها هم مثل حیوانات امروزی، فرزندان خود، فرزندان رقبای خود و یا حتی همنوعان مرده خود را میخوردند، چرا شواهد فسیلی بیشتری از این رفتار پیدا نکردهایم؟ خب، این نکته را در نظر بگیرید: در طول دوران مزوزوئیک، تریلیونها دایناسور گوشتخوار، تریلیونها دایناسور گیاهخوار را شکار و کشتند، اما ما فقط تعداد انگشتشماری فسیل پیدا کردهایم که صحنههایی از این شکارها را به تصویر میکشند (مثلاً استخوان ران یک تریسراتوپس با جای دندان تیرانوسوروس رکس). از آنجایی که همنوعخواری احتمالاً کمتر از شکار فعال سایر گونهها رایج بوده است، تعجبی ندارد که شواهد تاکنون محدود به ماجونگاسوروس باشد؛ اما اگر در آینده "دایناسورهای همنوعخوار" بیشتری کشف شوند، اصلاً تعجب نکنید.
این مقاله در سایت علمی
رایشمند منتشر شده است. خوشحال میشویم اگر
دیدگاه و نظر خود را درباره این موضوع با ما و دیگر خوانندگان در میان بگذارید.