لوب گیجگاهی، یکی از چهار لوب اصلی مغز و بخشی از قشر مخ است که در قسمت جلویی مغز (مخ قدامی) قرار دارد. همانند لوبهای پیشانی، پسسری و آهیانهای، هر نیمکره مغز دارای یک لوب گیجگاهی است.
نقشهای کلیدی لوب گیجگاهی - پردازش اطلاعات حسی: دریافت و تفسیر اطلاعات حسی مختلف.
- درک شنوایی: پردازش صداها و تشخیص الگوهای صوتی.
- تولید زبان و گفتار: ایجاد و درک زبان، همچنین بیان افکار از طریق گفتار.
- ذخیرهسازی حافظه: نقش حیاتی در شکلگیری و نگهداری خاطرات.
لوب گیجگاهی نقشی اساسی در سازماندهی اطلاعات حسی، درک شنوایی، تولید گفتار و زبان، و همچنین ارتباط و شکلگیری حافظه ایفا میکند. ساختارهای مهمی از سیستم لیمبیک، از جمله قشر بویایی، آمیگدال و هیپوکامپ، در داخل لوب گیجگاهی قرار دارند. آسیب به این ناحیه از مغز میتواند منجر به مشکلات حافظه، درک زبان و کنترل احساسات شود.
موقعیت لوب گیجگاهی در مغز لوب گیجگاهی ��ر جلوی لوب پسسری و زیر لوبهای پیشانی و آهیانهای قرار دارد. یک شکاف عمیق و بزرگ به نام شیار سیلویس، لوبهای آهیانهای و گیجگاهی را از هم جدا میکند.
عملکرد لوب گیجگاهی: نقش حیاتی در پردازش حسی، حافظه و احساسات
لوب گیجگاهی در عملکردهای متعددی مرتبط با تفکر و پردازش حسی نقش دارد، از جمله:
- درک شنوایی
- حافظه
- گفتار
- درک زبان
- پاسخهای احساسی
- ادراک بصری
- تشخیص چهره
این لوب علاوه بر نقش حیاتی در درک زبان و تولید گفتار، به پردازش شنوایی و درک صدا نیز کمک میکند. ناحیه ورنیکه، واقع در لوب گیجگاهی، نقش مهمی در پردازش کلمات و تفسیر زبان گفتاری ایفا میکند.
یکی دیگر از نقشهای اصلی لوب گیجگاهی، پردازش حافظه و احساسات است و مهمترین ساختار مغزی در این زمینه، آمیگدال است. آمیگدال اطلاعات حسی را از تالاموس و سایر مناطق قشر مخ دریافت میکند. ساختارهای لیمبیک لوب گیجگاهی مسئول تنظیم بسیاری از احساسات و همچنین شکلگیری، پردازش و طبقهبندی خاطرات بر اساس اطلاعات جدید و موجود هستند.
آمیگدال با کمک هیپوکامپ، به شکلگیری حافظه کمک میکند و احساسات و حواس، مانند بویایی و شنوایی، را به خاطرات متصل میکند. این توده سلولی خاطرات را مرتب میکند تا مشخص کند که در کجا به صورت بلندمدت ذخیره شوند و همچنین بسیاری از پاسخهای خودکار به محرکهای مختلف مانند واکنش جنگ یا گریز در برابر ترس را کنترل میکند.
آسیب به لوب گیجگاهی: پیامدها و اختلالات
آسیب به لوب گیجگاهی میتواند مشکلات متعددی ایجاد کند. سکته مغزی یا تشنجی که بر لوب گیجگاهی تأثیر بگذارد، میتواند منجر به ناتوانی در درک زبان یا صحبت کردن صحیح شود. همچنین، فرد ممکن است در صورت آسیب دیدگی، در شنیدن یا درک صدا مشکل داشته باشد.
علاوه بر این، آسیب به لوب گیجگاهی ممکن است منجر به بروز اختلالات اضطرابی یا رفتار پرخاشگرانه در فرد ش��د و گاهی اوقات، از دست دادن حافظه و توهم نیز به دنبال آن رخ میدهد. در موارد خاص، بیماران حتی دچار وضعیتی به نام هذیان کاپگراس میشوند، که باور این است که افراد، اغلب عزیزان، آنگونه که به نظر میرسند نیستند.
این مقاله در سایت علمی
رایشمند منتشر شده است. خوشحال میشویم اگر
دیدگاه و نظر خود را درباره این موضوع با ما و دیگر خوانندگان در میان بگذارید.