وقتي دختر جوان كوله پشتيش را روي ميز مي گذارد همه از نقش هاي زيباي ايراني آن به وجد مي آيند. اما با ديدن كيفيت كيف اين شك در آنها به وجود مي آيد كه كوله پشتي نبايد به وسيله هنرمندان ايراني توليد شده باشد. دقايقي بعد با زير و زبر كردن كيف و فهميدن اين كه كوله پشتي چيني است هياهوي استقبال كنندگان تبديل به سكوت مي شود.
كالاهاي کپی چینی، پاكستاني، هندي و ... جاي فرشها، پارچههای ترمه و زربافت ایراني را گرفته و در همه جا از جمله خود بازارهاي سنتي ايراني به وفور يافت مي شود. حتي به قولي در خود بازار زنجان و با وجود چاقوي زنجاني، چاقوي چيني به فروش مي رسد. صنايع دستي كپي شده هرچند تلاش شده باشد خوب كپي شوند، ولي در نهايت كيفيت هنري و مواد اوليه صنايع دستي ايراني را ندارند و تنها كپي بدون اصالتي از طرح هاي صنايع دستي ما هستند. در اين شرايط هنرمندان ايراني اي كه مي كوشند با كار زياد، اثر هنري بااصالتي ارايه دهند غالباً در رقابت با كالاهاي كپي كم مي آورند و در بازاريابي و فروش كالايشان با مشكل مواجه مي شوند.