روزی 5 دلار پس انداز کنید
اگر می خواهید یک میلیون دلار بدست بیاورید, روزی 5 دلار در یک حساب بانکی بگذارید. معامله بزرگی نیست, امروزه در بسیاری از جاها یک پاکت سیگار 5 دلار هزینه دارد. شما پولتان را در یک حساب می گذارید, که مانند یک صندوق انباشته عمل می کند که هر سال به شما بهره متوسط 10 درصدی و فوری می دهد. در مدت 42 سال شما یک میلیون دلار دارید. چه چیزی می تواند ساده تر از این باشد؟
مشکل این جاست که چه کسی می خواهد 42 سال منتظر بماند؟ این مدت بسیار طولانی است. اگر بخواهید فرایند را کوتاه کرده و یک میلیون دلار را ظرف چند سال به دست آورید چه می کنید؟ در آمریکا در واقع تنها یک راه برای انجام آن وجود دارد .
کارآفرین. تعریفی که در لغت نامه آمده به این تعریف شبیه است:
فردی که سازمان دهی کرده, اجرا نموده و برای مخاطره یک کسب و کار ریسک می کند.
اما تعریف من از این قرار است:
کارآفرین کسی است که کسب و کارهای موفق را آغاز می کند. مردم چندان با کسانی که کسب و کارهای ناموفق را آغاز می کنند مهربان نیستند. به مجرد این که موفق شوید, یک قهرمان هستید و مردم شروع به کارآفرین نامیدن شما می کنند.
من شروع سه کسب و کار موفق را مدیریت کرده ام و نابغه هم نیستم. این طور گفته می شود که نام خانوادگی من تنها برین (brain) [به معنی مغز] است. پس این باید به شما امید بزرگی بدهد – اگر حتی من بتوانم سه کسب و کار موفق را شروع کنم, پس هر کسی می تواند. اجازه دهید یکی یکی درباره شان صحبت کنم که متوجه شوید درمورد چه دارم صحبت می کنم.
ناشر بودن
یکی از کسب و کارهایی که من و درواقع با همسرم شروع کردم یک شرکت انتشاراتی است. من دوازده کتاب نوشته ام و با سه ناشر مختلف کار کرده ام, اما کتابی برای نوجوانان نوشتم و برای پیدا کردن ناشری برای آن به زحمت افتادم (بله, حتی اگر دوازده کتاب موفق بنویسید و صدها هزار کپی از آنها بفروشید, ناشران همچنان به شما کم محلی می کنند. این بخشی از بازی است). به این ترتیب تصمیم گرفتیم شرکت انتشاراتی خودمان را خلق کنیم.