تجزیه به روش گروهبندی یکی از روشهای مهم برای نوشتن یک عبارت جبری به صورت حاصلضرب چند عامل است. این روش بهویژه برای چندجملهایهایی که عامل مشترکی در همه جملههایشان ندارند، اما میتوان جملهها را به گروههایی تقسیم کرد که در هر گروه عامل مشترک وجود دارد، کاربرد دارد. در این روش ابتدا جملههای مناسب گروهبندی میشوند، سپس از هر گروه عامل مشترک گرفته میشود و در مرحله نهایی عامل مشترک ایجادشده بین گروهها استخراج میشود.
در این مقاله تعریف دقیق تجزیه به روش گروهبندی، رابطه بنیادی آن، مراحل انجام روش، نحوه انتخاب گروهها، نقش علامت منفی، کاربرد این روش برای چندجملهایهای چهار جملهای و همچنین تجزیه سهجملهایها با ضریب پیشرو متفاوت از ۱ بررسی میشود. مثالهای حلشده نیز کمک میکنند روش گروهبندی را از یک الگوریتم حفظی به یک مهارت واقعی در جبر تبدیل کنید.
پژوهش برای بررسی تغییر مقاومت الكتریكی اجسام در دماهای پائین برای نخستین بار توسط دانشمند اسكاتلندی جیمز دئِور در اواسط قرن نوزدهم آغاز شد. در سال 1864، دو دانشمند لهستانی به نامهای زیگموند روبلوفسكی و كارل اولزفسكی كه روشی برای برای مایع ساختن اكسیژن و نیتروژن، یافته بودند، به بررسی خواص فیزیكی عناصر و ازجمله مقاومت الكتریكی در دماهای خیلی كم ادامه دادند و پیشبینی نمودند مقاومت الكتریكی در دماهای كم به شدت كاهش مییابد. روبلوفسكی و اولزفسكی نتایج فعالیت خود را در سال 1880 منتشر ساختند. بعد از آن دِئور و فلمینگ نیز پیشبینی خود را مبنی بر الكترومغناطیس شدن كامل فلزات خالص در دمای صفر مطلق بیان داشتند. البته دئور بعدها تئوری خود را اصلاح و اعلام داشت مقاومت اینگونه فلزات در دمای مورد اشاره به صفر نمیرسد اما مقدار بسیار كمی خواهد بود. والتر نرست نیز با بیان قانون سوم ترمودینامیك بیان داشت كه صفر مطلق دستنیافتنی است. كارل لیند و ویلیام همپسون آلمانی در همین زمانها روش خنكسازی و مایع ساختن گازها با افزایش فشار را به ثبت رساندند.