وقتی فردی چیزی اختراع می کند یا کار جدید هنری ارایه می کند از خلاقیتش استفاده می کند.
خلاقیت به صورت گرایش به تولید و یا تشخیص ایده ها، گزینه ها و یا احتمالات تعریف می شود که می تواند در حل مسایل و برقراری ارتباط با دیگران مفید باشد.
خلاقیت توانایی حل مشکل است. به منظور خلاق بودن، لازم است بتوانید موضوعات را از راه ها و زوایای جدید و با دیدگاه های متفاوت مشاهده کنید. همچنین نیاز است که امکانات یا گزینه های جدیدی ایجاد کنید. آزمون های اندازه گیری خلاقیت نه تنها تعداد گزینه هایی که افراد می توانند ارایه کنند را اندازه گیری می کنند بلکه منحصر بفرد بودن آنها را هم می سنجند.
آیا جوامع انسانی بر مبنای ایده های نو و افكار متفاوت افراد خلاق به رونق و پیشرفت می رسد؟ پاسخ بیشتر ما به این پرسش مثبت است. اما یک تحقیق نشان داده با این كه بسیاری از افراد در ظاهر می گویند برای خلاقیت ارزش قایلند و حتی از كسانی در بین خودشان كه تخیل بیشتری دارند تعریف می كنند اما این از ته دل نیست.
دلیلی كه محققان می آورند این است كه افراد مایل نیستند با مخاطرات همراه با ابداعات مواجه شوند. در واقع براساس یك قانون عام، ما انسان ها نامشخص بودن، بلاتكلیفی و عدم قطعیت را دوست نداریم و این موضوعات ما را مضطرب می كند. به طوركلی جهان مكان بسیار مبهمی است و بنابراین ما به سختی تلاش می كنیم تا جایی كه می توانیم از ابهامات بكاهیم. این كار را هم با تكرار انتخاب های همیشگی و انتخاب هایی كه وضع موجود را حفظ می كنند انجام می دهیم.