یك كارشناس آموزشى به طور تصادفى با دخترى مواجه شد كه از خانه فرار كرده و دوباره به خانه برگشته بود. خانواده او ظاهراً مشكلى نداشتند. خشن نبودند و تنبیهى در كار نبود و... ولى از خانه فرار كرد چون احساس مى كرد كسى به او اهمیت نمى دهد و مرد جا افتاده اى كه به تازگى با او آشنا شده تنها كسى است كه واقعاً دركش مى كند.
بسیارى از كودكان و نوجوانان ما از خلأهاى احساسى و عاطفى رنج مى برند كه به واكنش هاى غیرقابل پیش بینى در آنها منجر مى شود. هیچ سیستم مددكارى در خانه و مدرسه به این نوع خلأها نمى پردازد. چون چنین سیستمى وجود ندارد. همچنین مهارت هاى زندگى مستقیماً در مدارس آموزش داده نمى شود. نتیجه آنكه كودكان و نوجوانان ایرانى در مواجهه با مشكلات خانوادگى و پدیده هاى اجتماعى بدون پشتیبان رها شده اند و این موضوع در خانواده هاى مشكل دار به آسیب پذیرى بیش از پیش كودكان منجر مى شود.
ژاپن نخستين کشوری بود که آموزش کارآفرينی را از مدرسه شروع کرد. به اين ترتيب نوجوانان ژاپنی در دبيرستان های اين کشور آموختند که چگونه بايد در حين تحصيل کار کنند و از کار خود سود به دست آورند. آنها به اين ترتيب به جهش صنعتی کشورشان کمک کردند. اين تجربه و تجربه موفق ساير کشورها نشان می دهد که برای پرورش انسان هايی کارآفرين بايد مفاهيم مربوط به کارآفرينی به شکل پررنگی در کتابهای درسی ايران نيز گنجانده شود.
خانواده هايی که کارآفرين پرورش می دهند