در دنیای علم، دقت در استفاده از واژهها اهمیت ویژهای دارد. اصطلاحاتی مانند "فرضیه"، "نظریه" و "قانون" معانی مشخص و متفاوتی دارند که درک صحیح آنها برای فهم علم ضروری است. در زبان عامیانه ممکن است "نظریه" را صرفاً یک حدس بدانیم، اما در علم، نظریه جایگاه بسیار بالاتری دارد. در ادامه، به بررسی دقیقتر این مفاهیم میپردازیم.
نکات کلیدی
- فرضیه: یک حدس قابل آزمایش است، اما هرگز نمیتوان صحت آن را بهطور قطعی ثابت کرد.
- نظریه علمی: یک توضیح جامع و مستدل است که بر اساس آزمایشهای مکرر بنا شده و امکان رد آن وجود دارد.
- قانون علمی: مشاهدات را توصیف و پدیدهها را پیشبینی میکند، اما چرایی وقوع آنها را توضیح نمیدهد.
فرضیه چیست؟
فرضیه، حدسی هوشمندانه است که بر پایه مشاهدات شکل میگیرد. در واقع، فرضیه پیشبینی یک رابطه علت و معلولی است. معمولاً با انجام آزمایشها و مشاهدات بیشتر میتوان فرضیه را تایید یا رد کرد. نکته کلیدی این است که فرضیه را میتوان رد کرد، اما هرگز نمیتوان به طور قطعی اثبات کرد.
مثال: فرض کنید تفاوت خاصی در قدرت پاککنندگی مواد شوینده مختلف لباس مشاهده نمیکنید. در این صورت، ممکن است این فرضیه را مطرح کنید که قدرت پاککنندگی به نوع ماده شوینده بستگی ندارد. اگر با استفاده از یک ماده شوینده خاص، لکهای از بین برود، اما با ماده شوینده دیگر از بین نرود، این فرضیه رد میشود. اما حتی اگر بعد از امتحان کردن هزار ماده شوینده مختلف، هیچ تفاوتی در تمیزی لباسها مشاهده نکردید، باز هم نمیتوانید این فرضیه را اثبات کنید. شاید ماده شوینده دیگری وجود داشته باشد که نتیجه متفاوتی ایجاد کند.
مدل در علم
دانشمندان اغلب برای توضیح مفاهیم پیچیده از مدلها استفاده میکنند. این مدلها میتوانند فیزیکی باشند، مانند مدل یک آتشفشان یا اتم، یا مفهومی، مانند الگوریتمهای پیشبینی آب و هوا. یک مدل تمام جزئیات واقعیت را در بر نمیگیرد، اما باید شامل مشاهدات معتبر باشد.
مثال: مدل بور نشان میدهد که الکترونها به دور هسته اتم میچرخند، درست مانند چرخش سیارات به دور خورشید. در واقعیت، حرکت الکترونها پیچیدهتر است، اما این مدل به خوبی نشان میدهد که پروتونها و نوترونها هسته را تشکیل میدهند و الکترونها تمایل دارند در اطراف هسته حرکت کنند.
نظریه علمی
یک نظریه علمی، خلاصهای از یک فرضیه یا مجموعهای از فرضیهها است که با آزمایشهای مکرر پشتیبانی شدهاند. نظریه تا زمانی معتبر است که هیچ مدرکی برای رد آن وجود نداشته باشد. بنابراین، نظریهها قابل رد هستند. اساساً، اگر شواهد کافی برای حمایت از یک فرضیه جمعآوری شود، آن فرضیه میتواند به عنوان یک توضیح خوب برای یک پدیده پذیرفته شود. یک تعریف از نظریه این است که بگوییم یک فرضیه پذیرفته شده است.
مثال: میدانیم که در 30 ژوئن 1908، در تونگوسکا، سیبری، انفجاری معادل انفجار حدود 15 میلیون تن TNT رخ داد. فرضیههای زیادی در مورد علت این انفجار مطرح شده است. این نظریه مطرح شد که انفجار ناشی از یک پدیده طبیعی فرازمینی بوده و توسط انسان ایجاد نشده است. آیا این نظریه یک واقعیت است؟ خیر. این رویداد یک واقعیت ثبت شده است. آیا این نظریه بر اساس شواهد موجود، به طور کلی پذیرفته شده است؟ بله. آیا میتوان ثابت کرد که این نظریه نادرست است و آن را دور انداخت؟ بله.
قانون علمی
قانون علمی، مجموعهای از مشاهدات را تعمیم میدهد. در زمان تدوین یک قانون، هیچ استثنایی برای آن یافت نشده است. قوانین علمی پدیدهها را توصیف نمیکنند، بلکه آنها را توضیح میدهند. یک راه برای تشخیص قانون از نظریه این است که بپرسیم آیا توضیحات به ما امکان توضیح "چرا" را میدهد یا خیر. امروزه واژه "قانون" در علم کمتر و کمتر استفاده میشود، زیرا بسیاری از قوانین فقط در شرایط محدودی صادق هستند.
مثال: قانون جاذبه نیوتن را در نظر بگیرید. نیوتن میتوانست از این قانون برای پیشبینی رفتار یک جسم رها شده استفاده کند، اما نمیتوانست توضیح دهد که چرا این اتفاق میافتد.
همانطور که مشاهده میکنید، هیچ "اثبات" یا "حقیقت" مطلقی در علم وجود ندارد. نزدیکترین چیز به حقیقت، واقعیتها هستند که مشاهدات غیرقابل انکار هستند. با این حال، اگر اثبات را رسیدن به یک نتیجه منطقی بر اساس شواهد تعریف کنیم، آنگاه "اثبات" در علم وجود دارد. برخی بر این باورند که اثبات یک چیز به این معنی است که آن چیز هرگز نمیتواند اشتباه باشد، که این تعریف متفاوتی است. اگر از شما خواسته شود اصطلاحات فرضیه، نظریه و قانون را تعریف کنید، به خاطر داشته باشید که تعاریف اثبات و این کلمات ممکن است بسته به رشته علمی کمی متفاوت باشند. نکته مهم این است که بدانید همه آنها به یک معنی نیستند و نمیتوانند به جای یکدیگر استفاده شوند.
این مقاله در سایت علمی
رایشمند منتشر شده است. خوشحال میشویم اگر
دیدگاه و نظر خود را درباره این موضوع با ما و دیگر خوانندگان در میان بگذارید.