رنسانس، دورهای بین سالهای 1400 تا 1600 میلادی، شاهد بازگشت هنر و معماری به ایدههای کلاسیک یونان و روم باستان بود. این تحول بزرگ، تا حد زیادی مدیون پیشرفتهای صنعت چاپ توسط یوهانس گوتنبرگ در سال 1440 بود. انتشار گسترده آثار کلاسیک، از جمله اشعار ویرژیل و نوشتههای ویترویوس، معمار رومی، شور و اشتیاق تازهای به این آثار و تفکر انسانگرایانه ایجاد کرد و سنتهای دیرینه قرون وسطی را به چالش کشید.
نکات کلیدی رنسانس در معماری
- احیای سبکهای کلاسیک یونان و روم باستان با تاکید بر تقارن و تناسب
- معرفی عناصری مانند ستونها، طاقها، گنبدها و پنجرههای پالادیویی که هنوز هم مورد استفاده قرار میگیرند
- شکلگیری معماری توسط اساتیدی مانند برونلسکی و پالادیو با طراحیهای نوآورانه و آثار مکتوب تاثیرگذار
رنسانس: تولدی دوباره در هنر و معماری
عصر بیداری که در ایتالیا و شمال اروپا آغاز شد، با نام رنسانس شناخته میشود؛ واژهای فرانسوی به معنای "تولد دوباره". رنسانس در تاریخ اروپا، نقطه پایانی بر دوران گوتیک بود و دریچهای نو برای نویسندگان، هنرمندان و معماران گشود تا پس از قرون وسطی، به شیوهای متفاوت به جهان بنگرند. در بریتانیا، این دوران مصادف با ظهور ویلیام شکسپیر بود، نویسندهای که گویی به همه چیز علاقه داشت: هنر، عشق، تاریخ و تراژدی. در ایتالیا نیز، رنسانس با شکوفایی هنرمندان با استعدادهای بیشمار همراه بود.
پیش از طلوع رنسانس، معماری گوتیک نامتقارن و پر نقش و نگار، بر اروپا سایه افکنده بود. اما در دوران رنسانس، معماران با الهام از ساختمانهای متقارن و خوشتناسب یونان و روم باستان، رویکردی نوین را در پیش گرفتند.
ویژگیهای برجسته ساختمانهای رنسانسی
تاثیر معماری رنسانس همچنان در خانههای امروزی نیز به چشم میخورد. برای مثال، پنجرههای پالادیویی که امروزه رایج هستند، ریشه در ایتالیای دوران رنسانس دارند. از دیگر ویژگیهای بارز معماری این دوره میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
- چیدمان متقارن پنجرهها و درها
- استفاده گسترده از ستونها با سبکهای کلاسیک و پیلاسترها
- سهگوشهای مثلثی (Pediments)
- سردرهای مربعی
- طاقها
- گنبدها
- طاقچههای تزئینی با مجسمهها
تاثیر فیلیپو برونلسکی
سالها قبل از رنسانس، هنرمندان در شمال ایتالیا به دنبال ایدههای جدید بودند. اما در قرنهای 15 و 16 میلادی، شاهد شکوفایی استعدادها و نوآوریها بودیم. فلورانس ایتالیا، اغلب به عنوان مرکز رنسانس اولیه ایتالیا شناخته میشود. در اوایل قرن 15، فیلیپو برونلسکی (1377-1446)، نقاش و معمار، گنبد کلیسای جامع فلورانس (Duomo) را طراحی کرد. طراحی و ساخت این گنبد آنقدر مبتکرانه بود که هنوز هم به عنوان "گنبد برونلسکی" شناخته میشود. بیمارستان کودکان Ospedale degli Innocenti (حدود 1445) در فلورانس نیز از اولین طرحهای برونلسکی بود.
برونلسکی همچنین اصول پرسپکتیو خطی را دوباره کشف کرد. لئون باتیستا آلبرتی (1404-1472)، این اصول را مورد بررسی و مستندسازی قرار داد. آلبرتی به عنوان نویسنده، معمار، فیلسوف و شاعر، به عنوان یک "مرد رنسانسی" به معنای واقعی کلمه، با مهارتها و علایق گوناگون شناخته شد. طراحی Palazzo Rucellai (حدود 1450) او "کاملاً از سبک قرون وسطایی جدا شده و میتوان آن را نمونهای برجسته از معماری رنسانس دانست." کتابهای آلبرتی در زمینه نقاشی و معماری، امروزه به عنوان آثار کلاسیک شناخته میشوند.
رنسانس عالی: داوینچی و بوناروتی
آنچه که "رنسانس عالی" نامیده میشود، تحت سلطه آثار لئوناردو داوینچی (1452-1519) و میکل آنژ بوناروتی (1475-1564) بود. این هنرمندان با تکیه بر آثار پیشینیان خود، درخشش کلاسیکی را گسترش دادند که تا به امروز مورد تحسین قرار میگیرد.
لئوناردو، مشهور برای نقاشیهای شام آخر و مونالیزا، سنت "مرد رنسانسی" را ادامه داد. دفترچههای یادداشت او با اختراعات و طرحهای هندسی، از جمله "مرد ویترویوسی"، همچنان نمادین هستند. داوینچی همچون رومیان باستان، به عنوان یک شهرساز، سالهای آخر عمر خود را در فرانسه سپری کرد و به برنامهریزی یک شهر آرمانی برای پادشاه پرداخت.
در طول دهه 1500، استاد بزرگ رنسانس، میکل آنژ بوناروتی، سقف نمازخانه سیستین را نقاشی و گنبد کلیسای سنت پیتر در واتیکان را طراحی کرد. مجسمههای شناختهشده میکل آنژ، پیتای مشهور و مجسمه مرمری 17 فوتی داوود هستند. رنسانس در اروپا دورانی بود که هنر و معماری از هم جدا نبودند و مهارتها و استعدادهای یک فرد میتوانست مسیر فرهنگ را تغییر دهد. اغلب هنرمندان تحت هدایت پاپ با یکدیگر همکاری میکردند.
متون کلاسیک با نفوذ تا به امروز
رویکرد کلاسیک به معماری به لطف کتابهای دو معمار برجسته رنسانس در سراسر اروپا گسترش یافت.
کتاب "قانون پنج نظام معماری" اثر جاکومو دا وینیولا (1507-1573) که در سال 1562 به چاپ رسید، یک کتاب راهنمای عملی برای سازندگان قرن شانزدهم بود. این کتاب شامل توضیحات مصور و گام به گام برای ساختوساز با انواع مختلف ستونهای یونانی و رومی بود. وینیولا به عنوان یک معمار، در ساخت کلیسای سنت پیتر، Palazzo Farnese در رم، ویلا فارنزه و سایر املاک بزرگ در حومه شهر برای نخبگان کاتولیک رم مشارکت داشت. وینیولا نیز مانند دیگر معماران رنسانس، از نردههای کوتاه (بالستر) در طراحیهای خود استفاده میکرد که در قرنهای 20 و 21 به عنوان نرده (banister) شناخته شدند.
آندرهآ پالادیو (1508-1580) حتی ممکن است از وینیولا نیز تأثیرگذارتر بوده باشد. کتاب "چهار کتاب معماری" پالادیو که در سال 1570 منتشر شد، نه تنها پنج نظام کلاسیک را توصیف میکند، بلکه با نقشههای طبقاتی و نماها نشان میدهد که چگونه عناصر کلاسیک را در خانهها، پلها و باسیلیکاها به کار برد. در کتاب چهارم، پالادیو به بررسی معابد واقعی رومی میپردازد؛ معماری محلی مانند پانتئون در رم، بازسازی و به تصویر کشیده شده است که همچنان به عنوان یک کتاب درسی طراحی کلاسیک استفاده میشود. معماری آندرهآ پالادیو از دهه 1500 میلادی، هنوز هم به عنوان یکی از بهترین نمونههای طراحی و ساخت رنسانس پابرجاست. Redentore و San Giorgio Maggiore در ونیز ایتالیا، مکانهای مقدس گوتیک گذشته نیستند، اما با ستونها، گنبدها و سهگوشها، یادآور معماری کلاسیک هستند. پالادیو با باسیلیکا در ویچنزا، بقایای گوتیک یک ساختمان را به الگویی برای پنجره پالادیویی که امروزه میشناسیم تبدیل کرد. La Rotonda (Villa Capra) با ستونها، تقارن و گنبد خود، در سالهای بعد به الگویی برای معماری کلاسیک "جدید" یا "نئوکلاسیک" در سراسر جهان تبدیل شد.
گسترش معماری رنسانس
با گسترش رویکردهای رنسانسی در ساختمانسازی به فرانسه، اسپانیا، هلند، آلمان، روسیه و انگلستان، هر کشور سنتهای ساختمانی خود را با آن ادغام کرد و نسخه خاص خود را از کلاسیسیسم ایجاد کرد. در دهه 1600، طراحی معماری با ظهور سبکهای باروک پرآذین که بر اروپا تسلط یافت، چرخش دیگری را تجربه کرد.
با این حال، مدتها پس از پایان دوره رنسانس، معماران از ایدههای رنسانسی الهام میگرفتند. توماس جفرسون تحت تأثیر پالادیو قرار گرفت و خانه خود در مونتیچلو را بر اساس La Rotonda پالادیو طراحی کرد. در آغاز قرن بیستم، معماران آمریکایی مانند ریچارد موریس هانت، خانههایی به سبک مجلل طراحی کردند که شبیه کاخها و ویلاهای ایتالیای رنسانس بود. The Breakers در نیوپورت، رود آیلند، ممکن است شبیه یک "کلبه" رنسانسی به نظر برسد، اما از آنجا که در سال 1895 ساخته شده است، احیای رنسانس محسوب میشود.
اگر رنسانس طرحهای کلاسیک در قرنهای 15 و 16 رخ نمیداد، آیا چیزی از معماری یونان و روم باستان میدانستیم؟ شاید، اما رنسانس قطعا این کار را آسانتر کرد.
این مقاله در سایت علمی
رایشمند منتشر شده است. خوشحال میشویم اگر
دیدگاه و نظر خود را درباره این موضوع با ما و دیگر خوانندگان در میان بگذارید.