فرهنگ مصرفگرایی، به عنوان بخشی جداییناپذیر از جوامع مدرن، به سرعت و رضایت فوری ارزش مینهد و خرید مداوم را راهی برای بیان هویت فردی تلقی میکند. این فرهنگ، به باور بسیاری از جامعهشناسان، منجر به تضعیف پیوندهای اجتماعی، احساس دائمی شتابزدگی و فوریت میشود.
در این فرهنگ، افراد بر خود متمرکز هستند و اغلب با خرید کالاهای جدید، هویت خود را تغییر میدهند. به عبارت دیگر، نمادها، زبان، ارزشها، باورها و هنجارهای جامعه تحت تأثیر مصرفگرایی شکل میگیرند.
زیگمونت باومن، جامعهشناس برجسته، معتقد است که فرهنگ مصرفگرا، گذرا بودن و تحرک را بر دوام و ثبات ترجیح میدهد. تازگی و بازآفرینی خود، ارزشی بالاتر از پایداری دارند. این فرهنگ شتابزده، انتظار فوری دارد و هیچ علاقهای به تأخیر ندارد. فردگرایی و جوامع موقت، بر ارتباط عمیق، معنادار و پایدار با دیگران ارجحیت داده میشوند.
نکات کلیدی
- فرهنگ مصرفگرا، رضایت فوری را ارزشمند میداند و خرید مداوم را راهی برای بیان هویت میبیند.
- این فرهنگ، منجر به تضعیف پیوندهای اجتماعی و احساس دائمی شتابزدگی میشود.
- در فرهنگ مصرفگرا، افراد بر خود متمرکز هستند و اغلب با خرید کالاهای جدید، هویت خود را تغییر میدهند.
نگاهی به فرهنگ مصرفگرایی از دیدگاه زیگمونت باومن
زیگمونت باومن، در کتاب "زندگی مصرفی"، ب�� تشریح ابعاد مختلف فرهنگ مصرفگرا میپردازد. او معتقد است که این فرهنگ، در نقطه مقابل فرهنگ تولیدگرا، گذرا بودن، تازگی و امکان دستیابی فوری به خواستهها را ارزشمند میشمارد. در حالی که در جوامع تولیدگرا، زندگی افراد با آنچه تولید میکردند تعریف میشد و تولید نیازمند زمان و تلاش بود و افراد اغلب ارضای نیازهای خود را به تعویق میانداختند، فرهنگ مصرفگرا، فرهنگی "همین حالا" است که رضایت فوری را در اولویت قرار میدهد.
این سرعت بالای مورد انتظار در فرهنگ مصرفگرا، با یک حالت دائمی مشغولیت و احساس نزدیک به دائمی اضطرار همراه است. به عنوان مثال، اضطرار همگام بودن با آخرین مد، مدل مو یا لوازم الکترونیکی همراه، در فرهنگ مصرفگرا بسیار مهم تلقی میشود. بنابراین، این فرهنگ با گردش مالی بالا و دورریز در جستجوی مداوم کالاهای جدید و تجربیات تازه تعریف میشود. به گفته باومن، فرهنگ مصرفگرا "قبل از هر چیز، در مورد حرکت کردن است."
ارزشها، هنجارها و زبان فرهنگ مصرفگرا متمایز هستند. باومن توضیح میدهد: «مسئولیت اکنون به معنای، اول و آخر، مسئولیت در قبال خود است (همانطور که فروشندگان "رهایی از مسئولیت" میگویند: "شما این را به خودتان مدیون هستید"، "شما لایقش هستید")، در حالی که "انتخابهای مسئولانه" ، اول و آخر، اقداماتی هستند که به نفع منافع شخصی و ارضای خواستههای خود هستند.» این امر نشاندهنده مجموعهای از اصول اخلاقی در فرهنگ مصرفگرا است که با دورههای قبل از جامعه مصرفکنندگان متفاوت است. باومن هشدار میدهد که این روندها همچنین نشاندهنده ناپدید شدن "دیگری" به عنوان "هدف مسئولیت اخلاقی و دغدغه اخلاقی" است.
با تمرکز شدید بر خود، "[فرهنگ مصرفگرا با فشار دائمی برای شخص دیگری بودن مشخص میشود." از آنجایی که ما از نمادهای این فرهنگ - کالاهای مصرفی - برای درک و بیان خود و هویت خود استفاده میکنیم، این نارضایتی که از کالاها با از دست دادن درخشش تازگی خود احساس میکنیم، به نارضایتی از خودمان ترجمه میشود. باومن مینویسد:
بازارهای مصرفکننده [...] نارضایتی از محصولاتی را که مصرفکنندگان برای رفع نیازهای خود استفاده میکنند، ایجاد میکنند و همچنین بیعلاقگی دائمی به هویت کسب شده و مجموعهای از نیازها که چنین هویتی با آن تعریف میشود را پرورش میدهند. تغییر هویت، کنار گذاشتن گذشته و جستجوی شروعهای جدید، تلاش برای دوباره متولد شدن - اینها به عنوان یک وظیفه پنهان شده در لباس امتیاز ترویج میشوند.
در اینجا باومن به این باور، که مشخصه فرهنگ مصرفگرا است، اشاره میکند که اگرچه اغلب آن را مجموعهای از انتخابهای مهمی که انجام میدهیم میدانیم، اما در واقع موظف به مصرف هستیم تا هویت خود را بسازیم و بیان کنیم. علاوه بر این، به دلیل اضطرار همگام بودن با مد، یا حتی جلوتر از بقیه بودن، ما دائماً به دنبال راههای جدیدی برای بازنگری خود از طریق خریدهای مصرفی هستیم. برای اینکه این رفتار ارزش اجتماعی و فرهنگی داشته باشد، باید انتخابهای مصرفی خود را "به طور عمومی قابل تشخیص" کنیم.
یکی دیگر از ویژگیهای فرهنگ مصرفگرا که با جستجوی مداوم چیزهای جدید در کالاها و در خودمان مرتبط است، چیزی است که باومن آن را "ناتوانسازی گذشته" مینامد. از طریق یک خرید جدید، میتوانیم دوباره متولد شویم، حرکت کنیم یا با فوریت و سهولت از نو شروع کنیم. در درون این فرهنگ، زمان به صورت تکه تکه یا "پوانتیلیستی" تصور و تجربه میشود - تجربیات و مراحل زندگی به راحتی برای چیز دیگری رها میشوند.
به طور مشابه، انتظار ما از یک جامعه و تجربه ما از آن تکه تکه، زودگذر و ناپایدار است. در درون یک فرهنگ مصرفگرا، ما عضو "جوامع رختکن" هستیم، که "فرد احساس میکند صرفاً با حضور در جایی که دیگران حضور دارند، یا با داشتن نشان یا توکنهای دیگر از اهداف، سبک یا سلیقه مشترک، به آن ملحق میشود." اینها جوامع "مدت معین" هستند که فقط یک تجربه لحظهای از جامعه را فراهم میکنند، که توسط شیوهها و نمادهای مصرف مشترک تسهیل میشود. بنابراین، فرهنگ مصرفگرا فرهنگی است که با "پیوندهای ضعیف" مشخص میشود نه پیوندهای قوی.
این مفهوم توسعه یافته توسط باومن برای جامعهشناسان مهم است زیرا ما علاقهمند به پیامدهای ارزشها، هنجارها و رفتارهایی هستیم که ما به عنوان یک جامعه بدیهی میدانیم، که برخی از آنها مثبت هستند، اما بسیاری از آنها منفی هستند.
این مقاله در سایت علمی
رایشمند منتشر شده است. خوشحال میشویم اگر
دیدگاه و نظر خود را درباره این موضوع با ما و دیگر خوانندگان در میان بگذارید.