تصور کنید در جلسه خواستگاری نشسته اید و فرد مقابل به سوالهای شما اینگونه پاسخ می دهد که : نظر مادرم اینگونه است! پدرم چنین روشی دارد! باید با مادرم مشورت کنم! باید نظر خواهرم را جویا شوم!
خداوند در خلقت زن و مرد چه از لحاظ جسمی و چه روحی و روانی، تفاوتهایی قائل شده است. فلسفه ی این تفاوتها در این است که پیوند میان زن و مرد را محکم میکند. و حقوق و وظایف را در زندگی خانوادگی تقسیم میگرداند. واقعیت این است که بین مرد و زن و نر و ماده حتّی در حیوانات و گیاهان تفاوتهای اساسی وجود دارد. پس بهتر است قبل از ازدواج بیشتر در مورد این تفاوت ها بدانیم.
شاید هنگام ازدواج همه افراد ایده آل ترین شرایط زندگی را برای خود تصور کنند؛ یا لا اقل مشکلات جسمی و اقتصادی و... را پیش پای خود نبینند و گمان کنند ازدواج صرفا به خواستگاری رفتن و انتخاب همسر است!
اتفاقا برخلاف داستانهای قدیمی، رابطهها به سادگی ایجاد نمیشوند و ساختن آنها زمان میخواهد. بنابراین ما نکات بسیار خوبی را بر اساس پژوهشهای انجام شده در حوزه علوم اجتماعی جمعآوری کردهایم.
افراد متاهل از سلامت جسمی و ذهنی بهتری نسبت به مجردها برخوردارند. گرچه برخی از مردم تنهایی را برگزیده و تن به ازدواج نمی دهند اما به اعتقاد روانشناسان ازدواج فواید بسیاری دارد که در این مطلب به مختصری از آنها پرداخته شده است.
یکی از نسلهایی که حرف و نقل در مورد آنها بسیار است، دهه شصتی ها هستند. نسلی که با فاصله ای کوتاه از انقلاب پا به عرصه وجود گذاشتند، جنگ را تجربه کردند، پناهگاهها را لمس کردند و ..و با مشکلات متعدد اقتصادی والدین خود و دولتمردان دست و پنجه نرم کردند و به همین ترتیب در تمام دوره های زندگی خود تجربه های متعدد و دشواری را پشت سر گذاردند.
می خواهیم که با معرفی نشانه ها و مسائلی به جوانان کمک می کند بدانند چه زمانی وقت آن است که یک وابستگی عاطفی را تمام کنند. چون سرانجامی در چارچوب ازدواج موفق ندارد. این جور وقتها شکست عاطفی خوردن، بسیار بهتر از ماندن در یک رابطه با یک تلخی مزمن است.
بعضی مردها واقعاً عاشق این هستند که با زنها بازیهای ذهنی انجام دهند. اگر از خودتان میپرسید که بازیهای ذهنی چه هستند، باید بگوییم که این بازیها انواع مختلفی دارند ولی همه آنها یک ویژگی دارند: فرستادن سیگنالهای مختلط برای بازی کردن با احساسات کسی.
« مادر ببین دختر و بگیر» ضرب المثلی است که در امر ازدواج به گوش همه ما آشناست. اگرچه به نظر می رسداین روزها دیگر کاربرد چندانی نداشته باشد. تفاوت ها میان دو نسل، این روزها بیشتر از همیشه خود را نشان می دهد و شاید همین امر انتخاب همسر را کمی سخت تر کرده است.
کم نیستند دختر خانم ها و آقا پسرهایی که به محض فارغ التحصیل شدن از مدرسه و در بدو ورود به دانشگاه، فکر و خیال ازدواج و تشکیل زندگی مشترک را در سر می پرورانند. جوانان پر شوری که بعضا، زود ازدواج می کنند و زود طلاق می گیرند. این حکایت خیلی از زوج های جوان است که این روزها، ازدواج را بهانه ای برای با هم بودن و به هم رسیدن می بینند و وقتی این با هم بودن، برایشان عادی شد، قید زندگی مشترک را می زنند.
هر فردی بهترین شناخت را نسبت به خود دارد و چون بعضی از ویژگی ها در افراد باعث می شود که آنها نتوانند در زندگی مشترک به موفقیت دست یابند و علاوه بر مشکلاتی که برای خود به وجود می آورند همسرشان را نیز با چالش هایی جدی رو به رو می سازند.
تنها سوالی که هیچوقت نمیشنوید مردی که به تازگی با یک دختر آشنا شده است بپرسد این است: «آیا به من متعهد میشود؟» به نظر میرسد این سوالها و تردیدها متعلق به خانمهاست.
خانمها در همه سنین و فرهنگها به شدت میخواهند پاسخ این سوالات را در روابط خود بدانند: آیا من را دوست دارد؟ آیا به من جدی فکر میکند؟ آیا روزی به من متعهد خواهد شد؟ همه ما این تردیدها را در روابطمان تجربه کردهایم. قابل درک است. وقتی با قلبتان وارد رابطهای میشوید، ممکن است ماهها، و سالهایی از عمرتان را بفهمید با مردی بودهاید که هیچوقت نمی خواسته رابطهاش را با شما جدیتر کند و شما را تا پایان عمر کنار خود داشته باشد. وضعیت شما بعد از تمام شدن این رابطهها هم چندان جالب نخواهد بود.