آرام صحبت كن اما در فكر كردن سریع باش. - اچ جکسون براون (کتاب نکته‌های کوچک زندگی)
دایناسورها

سیر تکامل ۷۰ میلیون ساله نخستی‌ها: از دایناسورها تا انسان

بسیاری از مردم، تکامل نخستی‌ها (پریمات‌ها) را با نگاهی انسان‌محور بررسی می‌کنند و بیشتر بر روی هومینیدهای (انسان‌تباران) دوپا و دارای مغز بزرگ که میلیون‌ها سال پیش در جنگل‌های...
سیر تکامل ۷۰ میلیون ساله نخستی‌ها: از دایناسورها تا انسان

بسیاری از مردم، تکامل نخستی‌ها (پریمات‌ها) را با نگاهی انسان‌محور بررسی می‌کنند و بیشتر بر روی هومینیدهای (انسان‌تباران) دوپا و دارای مغز بزرگ که میلیون‌ها سال پیش در جنگل‌های آفریقا زندگی می‌کردند، تمرکز دارند. اما واقعیت این است که نخستی‌ها – دسته‌ای از پستانداران بزرگ‌جثه که نه تنها شامل انسان و هومینیدها، بلکه میمون‌ها، کپی‌ها، لمورها، بابون‌ها و شب‌دوست‌ها (تارسیرها) نیز می‌شوند – تاریخ تکاملی بسیار عمیقی دارند که به دوران دایناسورها برمی‌گردد.

بر اساس یافته‌های دیرین‌شناسان، اولین پستانداری که ویژگی‌های شبیه به نخستی‌ها را دارا بود، پرگاتوریوس نام داشت. این موجود کوچک، به اندازه یک موش، در اواخر دوره کرتاسه (درست قبل از رویداد انقراض کرتاسه-پالئوژن که منجر به نابودی دایناسورها شد) زندگی می‌کرد. اگرچه ظاهر آن بیشتر شبیه به یک حشره‌خوار درختی بود تا یک میمون یا کپی، اما پرگاتوریوس دندان‌هایی بسیار شبیه به نخستی‌ها داشت و احتمالاً نیای نخستی‌های آشناتری بو��ه که در دوره سنوزوئیک (نوزیستی) ظاهر شدند. (مطالعات توالی‌یابی ژنتیکی نشان می‌دهند که نخستین نیای نخستی‌ها ممکن است ۲۰ میلیون سال قبل از پرگاتوریوس زندگی می‌کرده، اما هنوز هیچ فسیلی از این جانور مرموز یافت نشده است.)

دانشمندان، آرچی‌بوس را که آن هم شبیه به موش بود و ۱۰ میلیون سال پس از پرگاتوریوس زندگی می‌کرد، به عنوان اولین نخستی واقعی معرفی کرده‌اند. شواهد کالبدشناختی نیز برای این فرضیه بسیار قوی‌تر است. اما موضوع گیج‌کننده این است که آرچی‌بوس آسیایی ظاهراً همزمان با پلسیاداپیس در آمریکای شمالی و اوراسیا زندگی می‌کرده است. پلسیاداپیس بسیار بزرگتر بود، حدود ۶۰ سانتی‌متر طول داشت، در درختان زندگی می‌کرد و شبیه لمور با سر جونده‌مانند بود. دندان‌های پلسیاداپیس سازگاری‌های اولیه‌ای را نشان می‌داد که برای یک رژیم غذایی همه‌چیزخوار ضروری بودند – ویژگی کلیدی که به نوادگانش اجازه داد تا ده‌ها میلیون سال بعد، از درختان دور شده و به سمت علفزارهای باز تنوع یابند.

تکامل نخستی‌ها در دوره ائوسن

در طول دوره ائوسن – تقریباً از ۵۵ میلیون تا ۳۵ میلیون سال پیش – نخستی‌های کوچک و لمور مانند در جنگل‌های سراسر جهان پرسه می‌زدند، هرچند شواهد فسیلی در این دوره بسیار کم است. مهم‌ترین این موجودات نوتارکتوس بود که ترکیبی آشکار از ویژگی‌های میمونی داشت: صورتی صاف با چشمانی رو به جلو، دستانی انعطاف‌پذیر که می‌توانست شاخه‌ها را بگیرد، ستون فقراتی خمیده و (شاید مهم‌تر از همه) مغزی بزرگتر نسبت به جثه‌اش در مقایسه با مهره‌داران قبلی. جالب اینجاست که نوتارکتوس آخرین نخستی بومی آمریکای شمالی بود. احتمالاً از نوادگان نیاکانی بود که در پایان دوره پالئوسن از طریق پل زمینی از آسیا به آنجا مهاجرت کرده بودند. داروینیوس ، نخستی ساکن اروپای غربی، نیز شبیه به نوتارکتوس بود و چند سال پیش با تبلیغات گسترده‌ای به عنوان اولین جد انسان معرفی شد؛ هرچند بسیاری از متخصصان متقاعد نشدند.

یکی دیگر از نخستی‌های مهم دوره ائوسن، ائوسیمیاس آسیایی ("میمون سپیده دم") بود که به طور قابل توجهی کوچکتر از نوتارکتوس و داروینیوس بود، فقط چند اینچ از سر تا دم طول داشت و حداکثر یک یا دو اونس وزن داشت. برخی از متخصصان ائوسیمیاس شب‌زی و درخت‌زی – که تقریباً به اندازه یک پستاندار معمولی مزوزوئیک بود – را به عنوان دلیلی بر این ادعا می‌دانند که میمون‌ها در آسیا منشاء گرفته‌اند نه در آفریقا، هرچند این یک نتیجه‌گیری مورد قبول همگان نیست. دوره ائوسن همچنین شاهد حضور اسمیلودکتس در آمریکای شمالی و نکرولمور با نام جالبش در اروپای غربی بود؛ نیاکان اولیه کوچک میمون‌ها که از نظر تبار با لمورها و شب‌دوست‌های امروزی ارتباط دوری داشتند.

گریزی کوتاه: لمورهای ماداگاسکار

وقتی صحبت از لمورها می‌شود، هیچ روایتی از تکامل نخستی‌ها بدون شرح تنوع غنی لمورهای ماقبل تاریخ که زمانی ساکن جزیره ماداگاسکار در اقیانوس هند، در سواحل شرقی آفریقا بودند، کامل نخواهد بود. ماداگاسکار، چهارمین جزیره بزرگ جهان پس از گرینلند، گینه نو و بورنئو، حدود ۱۶۰ میلیون سال پیش، در اواخر دوره ژوراسیک، از قاره آفریقا جدا شد و سپس بین ۱۰۰ تا ۸۰ میلیون سال پیش، در اواسط تا اواخر دوره کرتاسه، از شبه قاره هند جدا شد. معنای این اتفاق این است که عملاً غیرممکن است که هیچ نخستی مزوزوئیکی قبل از این جدایی‌های بزرگ در ماداگاسکار تکامل یافته باشد - پس این همه لمور از کجا آمده‌اند؟

پاسخ، تا آنجا که دیرین‌شناسان می‌دانند، این است که برخی از نخستی‌های خوش‌شانس دوره پالئوسن یا ائوسن توانستند از طریق تکه‌های درهم‌تنیده چوب‌های شناور از ساحل آفریقا به ماداگاسکار برسند، سفری ۳۲۰ کیلومتری که احتمالاً در عرض چند روز انجام شده است. نکته مهم این است که تنها نخستی‌هایی که با موفقیت این سفر را انجام دادند، لمورها بودند و نه انواع دیگر میمون‌ها - و هنگامی که این نیاکان کوچک در جزیره وسیع خود مستقر شدند، در طول ده‌ها میلیون سال بعد آزاد بودند تا به طیف گسترده‌ای از جایگاه‌های بوم‌شناختی تکامل یابند (حتی امروز، تنها مکانی که می‌توانید لمورها را در آن بیابید، ماداگاسکار است؛ این نخستی‌ها میلیون‌ها سال پیش در آمریکای شمالی، اوراسیا و حتی آفریقا منقرض شدند).

با توجه به انزوای نسبی و فقدان شکارچیان مؤثر، لمورهای ماقبل تاریخ ماداگاسکار آزاد بودند تا در جهات عجیب و غریبی تکامل یابند. دوره پلیستوسن شاهد لمورهای بزرگ‌جثه‌ای مانند آرکیو ایندریس بود که تقریباً به اندازه یک گوریل امروزی بود و مگالاداپیس کوچکتر که "فقط" حدود ۴۵ کیلوگرم وزن داشت. کاملاً متفاوت (اما البته ارتباط نزدیکی داشتند) لمورهای به اصطلاح "تنبل" بودند، نخستی‌هایی مانند باباکوتیا و پالائوپروپیتکوس که شبیه تنبل‌ها بودند و مانند آنها رفتار می‌کردند، به آرامی از درختان بالا می‌رفتند و وارونه از شاخه‌ها می‌خوابیدند. متأسفانه، بیشتر این لمورهای کند، خوش‌باور و کم‌هوش با ورود اولین مهاجران انسانی به ماداگاسکار حدود ۲۰۰۰ سال پیش، محکوم به انقراض شدند.

میمون‌های دنیای قدیم، میمون‌های دنیای جدید و اولین کپی‌ها

واژه "سیمین" (Simian) که اغلب به جای "نخستی" و "میمون" استفاده می‌شود، از Simiiformes گرفته شده است، زیرراسته‌ای از پستانداران که شامل میمون‌ها و کپی‌های دنیای قدیم (یعنی آفریقایی و اوراسیایی) و میمون‌های دنیای جدید (یعنی آمریکای مرکزی و جنوبی) می‌شود. نخستی‌ها و لمورهای کوچک‌تری که در بخش‌های قبلی به آن‌ها اشاره شد، معمولاً به عنوان "پرو سیمین" (Prosimian) شناخته می‌شوند. اگر این اصطلاحات گیج‌کننده به نظر می‌رسند، نکته مهمی که باید به خاطر بسپارید این است که میمون‌های دنیای جدید حدود ۴۰ میلیون سال پیش، در طول دوره ائوسن، از شاخه اصلی تکامل سیمین جدا شدند، در حالی که جدایی بین میمون‌های دنیای قدیم و کپی‌ها حدود ۲۵ میلیون سال بعد رخ داد.

شواهد فسیلی برای میمون‌های دنیای جدید به طرز شگفت‌آوری اندک است. تا به امروز، قدیمی‌ترین سرده‌ای که شناسایی شده است، برانیسلا (Branisella) است که بین ۳۰ تا ۲۵ میلیون سال پیش در آمریکای جنوبی زندگی می‌کرد. بر��نیسلا که نمونه‌ای از میمون‌های دنیای جدید است، نسبتاً کوچک بود، با بینی صاف و دم چنگ‌زننده (به طرز عجیبی، میمون‌های دنیای قدیم هرگز نتوانستند این زائده‌های انعطاف‌پذیر و گیرنده را تکامل دهند). اما برانیسلا و سایر میمون‌های دنیای جدید چگونه از آفریقا به آمریکای جنوبی رسیدند؟ خب، پهنای اقیانوس اطلس که این دو قاره را از هم جدا می‌کند، حدود ۴۰ میلیون سال پیش حدود یک‌سوم کوتاه‌تر از امروز بوده است، بنابراین این احتمال وجود دارد که برخی از میمون‌های کوچک دنیای قدیم به طور تصادفی، روی تکه‌های شناور چوب، این سفر را انجام داده باشند.

به درستی یا به غلط، میمون‌های دنیای قدیم اغلب فقط به این دلیل مهم تلقی می‌شوند که در نهایت منجر به پیدایش کپی‌ها، و سپس هومینیدها و در نهایت انسان‌ها شدند. مزاپیتکوس (Mesopithecus)، نخستی شبیه به ماکاک، که مانند کپی‌ها در طول روز به دنبال برگ و میوه می‌گشت، کاندیدای خوبی برای یک شکل واسطه بین میمون‌های دنیای قدیم و کپی‌های دنیای قدیم است. اورئوپیتکوس (Oreopithecus) (که دیرین‌شناسان به آن "هیولای کلوچه" می‌گویند)، یکی دیگر از اشکال انتقالی احتمالی بود، نخستی ساکن جزیره‌ای در اروپا که ترکیبی عجیب از ویژگی‌های میمون‌مانند و کپی‌مانند داشت، اما (طبق اکثر طرح‌های طبقه‌بندی) از یک هومینید واقعی فاصله داشت.

تکامل کپی‌ها و هومینیدها در دوره میوسن

در این بخش، داستان کمی پیچیده می‌شود. در طول دوره میوسن، از ۲۳ تا ۵ میلیون سال پیش، مجموعه‌ای گیج‌کننده از کپی‌ها و هومینیدها در جنگل‌های آفریقا و اوراسیا زندگی می‌کردند (کپی‌ها بیشتر به دلیل نداشتن دم و بازوها و شانه‌های قوی‌تر از میمون‌ها متمایز می‌شوند و هومینیدها بیشتر به دلیل ایستادن راست و مغز بزرگتر از کپی‌ها متمایز می‌شوند). مهم‌ترین کپی آفریقایی غیر هومینید، پلیوپیتکوس بود که ممکن است نیای جبون‌های امروزی باشد. به نظر می‌رسد که یک نخستی حتی قدیمی‌تر، پروپلیوپیتکوس ، نیای پلیوپیتکوس بوده است. همانطور که وضعیت غیر هومینید بودن آن‌ها نشان می‌دهد، پلیوپیتکوس و کپی‌های مرتبط (مانند پروکنسول ) مستقیماً نیای انسان‌ها نبودند. به عنوان مثال، هیچ یک از این نخستی‌ها روی دو پا راه نمی‌رفتند.

تکامل کپی‌ها (اما نه هومینیدها) واقعاً در اواخر دوره میوسن به اوج خود رسید، با حضور دریوپیتکوس درخت‌زی، گیگانتوپیتکوس عظیم‌الجثه (که تقریباً دو برابر اندازه یک گوریل امروزی بود) و سیواپیتکوس چابک، که اکنون به عنوان همان سرده راماپیتکوس در نظر گرفته می‌شود (معلوم شد که فسیل‌های کوچکتر راماپیتکوس احتمالاً ماده‌های سیواپیتکوس بوده‌اند!). سیواپیتکوس به ویژه مهم است زیرا این یکی از اولین کپی‌هایی بود که از درختان پایین آمد و به علفزارهای آفریقا وارد شد، یک انتقال تکاملی حیاتی که ممکن است ناشی از تغییرات آب و هوایی بوده باشد.

دیرین‌شناسان در مورد جزئیات اختلاف نظر دارند، اما به نظر می‌رسد اولین هومینید واقعی آردیپیتکوس بوده است که (اگرچه به شکلی ناشیانه و گه‌گاهی) روی دو پا راه می‌رفت، اما مغزی به اندازه شامپانزه داشت. از همه جالب‌تر اینکه به نظر نمی‌رسد تفاوت جنسیتی زیادی بین نر و ماده آردیپیتکوس وجود داشته باشد، که این سرده را به طرز آزاردهنده‌ای شبیه انسان می‌کند. چند میلیون سال پس از آردیپیتکوس، اولین هومینیدهای غیرقابل انکار فرا رسیدند: استرالوپیتکوس (که توسط فسیل معروف "لوسی" نشان داده می‌شود)، که فقط حدود ۱۲۰ تا ۱۵۰ سانتی‌متر قد داشت، اما روی دو پا راه می‌رفت و مغز نسبتاً بزرگی داشت، و پارانتروپوس ، که زمانی به عنوان گونه‌ای از استرالوپیتکوس در نظر گرفته می‌شد، اما از آن زمان به لطف سر بزرگ و عضلانی و مغز متناظر بزرگتر، سرده خاص خود را به دست آورده است.

هم استرالوپیتکوس و هم پارانتروپوس تا آغاز دوره پلیستوسن در آفریقا زندگی می‌کردند. دیرین‌شناسان معتقدند که جمعیتی از استرالوپیتکوس نیای مستقیم سرده هومو (Homo) بود، شاخه‌ای که در نهایت (تا پایان دوره پلیستوسن) به گونه خودمان، انسان خردمند (Homo sapiens)، تکامل یافت.


این مقاله در سایت علمی رایشمند منتشر شده است. خوشحال می‌شویم اگر دیدگاه و نظر خود را درباره این موضوع با ما و دیگر خوانندگان در میان بگذارید.

شما در پاسخ به

نظر شما اضافه شد، اما ابتدا باید تایید شود.

نظر خود را برای ما بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید
لطفا آدرس ایمیل خود را وارد کنید لطفا آدرس ایمیل معتبر وارد کنید
لطفا یک نظری بنویسید
ثبت و ارسال