پرش به محتوا
ورود | ثبت‌نام
سخنان قصار
  • به مردمی كه شغل دشواری دارند بیشتر احترام بگذار.اچ جکسون براون (کتاب نکته‌های کوچک زندگی)
  • وقتی چیزی را می بینی كه خیلی دلت می خواهد مال تو باشد به خاطر مقدار كمی پول آن را از دست نده.اچ جکسون براون (کتاب نکته‌های کوچک زندگی)
  • سعی كن در محیط مدرسه كاملا آرام باشی.اچ جکسون براون (کتاب نکته‌های کوچک زندگی)
  • اگر می خواهی كسی را نصیحت كنی، اول خودت به آن عمل كن.اچ جکسون براون (کتاب نکته‌های کوچک زندگی)
  • وقتی به محل جدیدی نقل مكان می كنی خودت رابه همسایه ها معرفی كن.اچ جکسون براون (کتاب نکته‌های کوچک زندگی)
  • با آن كس كه تو را سخن آموخت به درشتی سخن مگو، و با كسی كه راه نیكو سخن گفتن به تو آموخت، لاف بلاغت مزن.امام علی (ع)
  • سخت ترین گناه آنكه گناهكاران را كوچك بشماردامام علی (ع)
  • هم نشین بی خرد مباش، كه كار زشت خود را زیبا جلوه داده، دوست دارد تو همانند او باشیامام علی (ع)
  • از نافرمانی خدا در خلوت ها بپرهیزید، زیرا همان كه گواه است، داوری كند.امام علی (ع)
  • كار اندكی كه ادامه یابد، از كار بسیاری كه از آن به ستوه آیی امیدوار كننده تر است.امام علی (ع)
  • سعی كن ازآن افرادی نباشی كه می گویند: ((آماده ، هدف ، آتش ))اچ جکسون براون (کتاب نکته‌های کوچک زندگی)
  • دریك شب سرد كتت را روی دوش همسرت بینداز.اچ جکسون براون (کتاب نکته‌های کوچک زندگی)
  • سعی كن بیشتر مطالعه كنی.اچ جکسون براون (کتاب نکته‌های کوچک زندگی)
  • هنگامی كه توانایی فزونی یابد، شهوت كاستی گیرد.امام علی (ع)
  • تقوا در رأس همة ارزش های اخلاقی است.امام علی (ع)
  • دو گرسنه هرگز سیر نشوند: جویندة علم و جویندة مالامام علی (ع)
  • منزلت را درطبقات بالای آپارتمان انتخاب كن.اچ جکسون براون (کتاب نکته‌های کوچک زندگی)
  • وقتی به دیدن دوست بیمار خود می روی به یاد داشته باش كه امید دادن وتقویت افكار مثبت برای او قویترین داروست.اچ جکسون براون (کتاب نکته‌های کوچک زندگی)
  • سعی كن زندگی خوب و پرافتخاری داشته باشی تا بعدها كه به گذشته فكر می كنی از یادآوری آن لذت ببری.اچ جکسون براون (کتاب نکته‌های کوچک زندگی)
  • به یك دانش آموز نیازمند كمك كن تا در اردوهای تابستانی شركت كند.اچ جکسون براون (کتاب نکته‌های کوچک زندگی)
  • تندخویی بی مورد نوعی دیوانگی است، زیرا كه تندخو پشیمان می شود، و اگر پشیمان نشد، پس دیوانگی او پایدار استامام علی (ع)
  • معاملاتت را مكتوب كن. قراردادهای شفاهی اعتباری ندارند.اچ جکسون براون (کتاب نکته‌های کوچک زندگی)
  • فكرنكن مردمی كه درحرفه خود بالاترین مقام را دارند همه چیز را می دانند.اچ جکسون براون (کتاب نکته‌های کوچک زندگی)
  • چند تردستی كوچك یاد بگیر.اچ جکسون براون (کتاب نکته‌های کوچک زندگی)
  • در دبیرستان طوری رفتار كن كه روز جشن فارغ التحصیلی اجرای برنامه ها را به محول كنند.اچ جکسون براون (کتاب نکته‌های کوچک زندگی)
  • بسا سخن كه از حملة مسلحانه كارگر تر استامام علی (ع)
  • جاهلان شما پر تلاش، و آگاهان شما تن پرور و كوتاهی ورزند !امام علی (ع)
  • چیز اندك كه با اشتیاق تداوم یابد، بهتر از فراوانی است كه رنج آور باشدامام علی (ع)
  • از دیگران انتظار نداشته باش كه بهترین هدیه ها را به بهترین شكل كادوپیچی كرده و به تو بدهند.اچ جکسون براون (کتاب نکته‌های کوچک زندگی)
  • هنگام مسافرت با هواپیما اسناد مهم و با ارزش را به قسمت باربری تحویل نده وهمراه خودت به داخل هواپیما ببر.اچ جکسون براون (کتاب نکته‌های کوچک زندگی)
  • ماشینی بخر كه سقف آفتابگیر داشه باشد.اچ جکسون براون (کتاب نکته‌های کوچک زندگی)
  • پیش از ازدواج حداقل شش ماه با همسرت نامزد باش .اچ جکسون براون (کتاب نکته‌های کوچک زندگی)
  • سخن بگویید تا شناخته شوید، زیرا كه انسان در زیر زبان خود پنهان است.امام علی (ع)
  • هركز با كسی كه سابقه به دادگاه كشیدن مردم را دارد معامله نكن.اچ جکسون براون (کتاب نکته‌های کوچک زندگی)
  • بدون فخرفروشی شاهد پیروزی را در آغوش بگیر.اچ جکسون براون (کتاب نکته‌های کوچک زندگی)
  • وقتی به كسی می گویی دوستت دارم این را در عمل نشان بده.اچ جکسون براون (کتاب نکته‌های کوچک زندگی)
  • برای هر كسی در مال او دو شریك است: وارث، و حوادث.امام علی (ع)
  • هر گاه خدا بخواهد بنده ای را خوار كند، دانش را از او دور سازد.امام علی (ع)
  • هرسال یك اثر هنری بخر، حتی اگر كاری مانند نقاشی رنگ و روغن یك دانش آموز دبیرستانی باشد.اچ جکسون براون (کتاب نکته‌های کوچک زندگی)
  • كمتر تلویزیون تماشا كن.اچ جکسون براون (کتاب نکته‌های کوچک زندگی)

200 اصطلاحات و واژگان مربوط به ماشین/رانندگی در انگلیسی

در این مطلب ما شما را با کاربردی ترین اصطلاحات و واژگان رایج مربوط به ماشین در زبان انگلیسی آشنا می کنیم.

اصطلاحات مربوط به پیدا کردن سوئیچ ماشین

گاهی اوقات پیش می آید که سوئیچ ماشینتان را گم می کنید یا با اینکه همیشه آنها را در جای مشخصی می گذارید ولی بعضی مواقع سوئیچ سر جایش نیست! با این اصطلاحات و عبارات می توانید به گم شدن سوئیچ ماشنیتان اشاره کنید:

  • Find keys / take them out of your pocket.   سوئیچ رو پیدا کن/ سوئیچ رو از جیبت بیرون بیار
  • I can’t find my keys!   سوئیچ ماشینو پیدا نمی کنم
  • Have you seen my keys?   تو سوئیچ منو ندیدی؟

اصطلاحات مربوط به باز کردن قفل ماشین

این روزها قفل اکثر ماشین ها به صورت الکتریکی باز می شود. از این اصطلاحات می توانید برای باز کردن قفل ماشین استفاده کنید:

  • Unlock the car.   قفل ماشینو باز کن
  • Can you unlock the car? I forgot to take my bag out.   میشه قفل ماشینو باز کنی؟ یاد رفت کیفمو بیرون بیارم
  • Do you lock your car at night?   شبها ماشینت رو قفل می کنی؟

اصطلاحات مربوط به باز کردن در ماشین

بعضی از خودروهای مدل جدید در اتوماتیک دارند که به صورت خودکار باز و بسته می شوند اما اکثر اتومبیل ها چنین قابلیتی ندارند. در هر صورت از این جملات می توانید برای باز کردن در ماشین استفاده کنید:

  • Open the door.   در رو باز کن
  • Can you open the door for my grandma?   میشه در ماشین رو برای مادربزرگم باز کنید؟
  • Don’t open the door until we’ve stopped   تا وقتی توقف نکرده ایم در رو باز نکن

اصطلاحات مربوط به سوار ماشین شدن

برای دوباره برگشتن و سوار شدن به ماشین می توانید از اصطلاحات زیر استفاده کنید. عبارت To get back in the car معمولا بعد از یک وقفه و استراحت کردن بیرون از ماشین استفاده می شود.

  • Come on, get in the car.   بیا سوار ماشین شو
  • Let’s get back in the car.   بیا دوباره سوار ماشین بشیم
  • I can’t get out of the car because I hurt my knee.   من نمیتونم از ماشین پیاده بشم چون زانو آسیب دیده

اصطلاحات مربوط به بستن کمربند ایمنی

  • Put on your seatbelt.   کمربند ایمنی تان را ببندید
  • Fasten your seatbelt.   کمربند ایمنی تان را ببندید
  • I can’t put my seatbelt on – it’s stuck!   من نمیتونم کمربندم رو ببندم، گیر کرده
  • Come on, put on your seatbelt.   زود باش، کمربندت رو ببند
  • We’re not going anywhere until you put on your seatbelt.   تا وقتی کمربندت رو نبندی راه نمیفتیم
  • Don’t take off your seatbelt yet.   فعلا کمربندت رو باز نکن

اصطلاحات مربوط به ترمز دستی کشیدن

  • parking brake   ترمز دستی (در آمریکا از این کلمه استفاده می شود)
  • handbrake   ترمز دستی (در انگلیسی بریتانیایی از این کلمه استفاده می شود)
  • So, I was driving the other day and realized that I had forgotten to take off the handbrake. No wonder it was driving slowly.   یه روز داشتم رانندگی می کردم که متوجه شدم یادم رفته ترمز دستی رو آزاد کنم. جای تعجب نیست که ماشین آهسته حرکت می کرد
  • It’s hard to take off the handbrake!   آزاد کردن ترمز دستی سخته

اصطلاحات مربوط به روشن کردن ماشین

  • Start the car.   ماشین رو روشن کن
  • Turn the car on.   ماشین رو روشن کن
  • I’m sorry I’m late. The car wouldn’t start.   ببخشید دیر کردم. ماشین روشن نمی شد
  • Come on, let’s go – start the car.   بزن بریم. ماشین رو روشن کن
  • Turn the car off!   ماشینو خاموش کن

اصطلاحات مربوط به ماشین های اتوماتیک و غیر اتوماتیک

اتومبیل های اتوماتیک دنده ها را به طور خودکار تغییر می دهند ولی در ماشین های غیر اتوماتیک، دنده به صورت دستی عوض می شود.

  • I’ve never driven a manual car.   من هیچ وقت با ماشین دنده دستی رانندگی نکرده ام
  • Automatic cars are much easier to drive.   رانندگی با ماشین های دنده اتومات خیلی راحت تره
  • Put it into…..   بزن دنده
  • Put it into 2nd   بزن دنده دو
  • I put it into 5th as soon as possible on the motorway   در بزرگراه در اسرع وقت دنده 5 رو پر کردم
  • Drop it into 2nd at this roundabout (to go from 3rd to 2nd)   در این دوراهی بزن دنده دو (برای تعویض دنده از 3 به 2)
  • Put it into drive   دنده رو روی حالت حرکت بزار
  • Put it into reverse   دنده معکوس کن
  • Put it into park   دنده رو روی حالت پارک بزار

اصطلاحات مربوط به ترمز گرفتن یا گاز دادن

  • Step on the…   پاتو بزار روی… (پدال گاز یا ترمز)
  • Step on the brake   پاتو بزار رو ترمز/ ترمز کن
  • Step on the gas   پاتو بزار رو گاز/ گاز بده
  • Step on the accelerator   پاتو بزار رو گاز/ گاز بده
  • Hit the brake   ترمز کن
  • Hit the gas   گاز بده
  • I broke too late and ended up hitting the car in front   خیلی دیر ترمز گرفتم و آخرش هم به ماشین جلویی خوردم
  • Accelerate to get past that car   گاز بده تا از اون ماشین جلو بزنی

اصطلاحات مربوط به روشن کردن وسایل داخل ماشین

دکمه های زیادی روی داشبورد ماشین وجود دارد که هر کدام کار خاصی می کنند. برای اشاره به روشن یا خاموش کردن این دکمه ها از turn of/on و یا put off/on استفاده می کنیم.

  • Can you turn off the AC?   میشه کولر رو خاموش کنی؟
  • Let’s put on the heating   بزار بخاری رو روشن کنم
  • Should we put on the radio?   باید رادیو رو روشن کنیم؟
  • Turn on your hazards here   از اینجا چراغ هشدار رو روشن کن
  • Did you turn on your lights?   چراغاتو روشن کردی؟
  • Is the AC on?   کولر روشنه؟
  • You can turn your hazards off now   الان میتونی چراغ هشدار رو خاموش کنی
  • Can you turn that off?   میشه خاموشش کنی؟

همچنین می توانید برای اشاره به کم و زیاد کردن چیزی از turn up/down استفاده کنید:

  • turn it down a bit   یه خرده کمش کن
  • Can you turn up the AC?   میشه درجه کولرو زیاد کنی؟
  • it’s roasting in here – I’m going to turn down the heating   آدم اینجا برشته میشه! من بخاریو کم می کنم

اصطلاحات مربوط به بالا و پایین بردن شیشه ماشین

قبلا برای بالا یا پایین بردن شیشه یا پنجره ماشین گفته می شد: wind the windows down/up ؛ اما الان به جای فعل wind از فعل put استفاده می شود.

  • Want to turn off the AC and put the windows down?   میخوای کولر رو خاموش کنم و شیشه رو پایین بکشم؟
  • Can you put your window up? We’re on the highway now   میشه شیشه رو بالا ببری؟ الان تو اتوبانیم
  • Let’s put the windows down   بزار شیشه رو پایین بکشم

اصطلاحات مربوط به راهنما زدن

  • Indicators   چراغ راهنما
  • turn signals   چراغ راهنما (در لهجه بریتیش)
  • Is my left indicator working?   راهنمای سمت چپ ماشینم کار میکنه؟
  • No one indicates in America   در آمریکا هیچ کس راهنما نمی زند
  • It’s important to indicate to let people know where you’re going   مهمه که راهنما بزنید تا بقیه متوجه شن کجا دارید میرید
  • put on your turn signal at this traffic circle   تو این ترافیک راهنما بزن

اصطلاحات مربوط به کاهش و افزایش سرعت رانندگی

  • We’re doing 70 km/h   ما با سرعت 70 کیلومتر بر ساعت حرکت می کنیم
  • We’re going 70 km/h   ما با سرعت 70 کیلومتر بر ساعت حرکت می کنیم
  • he must be going at least 110 km/h   او باید حداقل با سرعت 110 کیلومتر بر ساعت حرکت کنه
  • can you go a little faster?   میشه یه کم تندتر بری؟

علاوه بر این می توانید از Speed up و slow down هم برای اشاره به کاهش یا افزایش سرعت استفاده کنید:

  • go faster/slower   تندتر/ آهسته برو
  • slow down a little – these are tight bends   کمی آهسته تر برو، اینها پیچ های تنگ و باریکی هستند
  • speed up a little – you’re only going 45 in a 60   یه کم تندتر برو. فقط 45 تا تو یه ساعت میری
  • can you go a little slower? I’m getting car sick   میشه کمی یواشتر بری؟ دارم دچار ماشین گرفتگی (تهوع و سرگیجه) میشم

اصطلاحات مربوط به ترافیک

هیچ کس از گیر کردن در ترافیک خوشش نمی آید؛ اما اگر این اتفاق برایتان افتاد می توانید از اصطلاحات زیر برای بیان آن استفاده کنید:

  • I’m going to be a little late. I’m stuck in traffic.   من کمی دیر میرسم. تو ترافیک گیر کردم
  • Has there been an accident? We’re just not moving.   تصادف شده که حرکت نمیکنیم؟
  • Try and avoid rush hour if you can   تا حد ممکن سعی کن از ساعت شلوغی و ترافیک دور باشی
  • It’s bumper to bumper   سپر به سپر شده! (کنایه از ترافیک سنگین)

اصطلاحات مربوط به زمان رانندگی کردن

  • To set off   عازم شدن، راه افتادن
  • Let’s set off at 7 AM   بیا ساعت 7 صبح حرکت کنیم
  • Do you think we should set off early morning?   بنظرت باید صبح زود راه بیفتیم؟
  • Do you think we should set off before 7?   فکر می کنی باید قبل از 7 حرکت کنیم؟
  • Have you set off yet?   راه افتادی؟

اصطلاحات مربوط به کوتاه یا طولانی بودن مسیر رانندگی

  • It’s a long drive – let’s get a good night’s sleep   مسیر زیادی رو باید رانندگی کنیم. باید شب خوب بخوابیم
  • It’s only a short drive – the kids should be fine   مسیر کوتاهه. حتما بچه ها مشکلی نخواهند داشت

اصطلاحاتی برای اشاره به سرنشین فضول

  • backseat driver   کسی که در صندلی عقب می نشیند و مدام به راننده می گوید چطور باید رانندگی کند
  • Stop being a backseat driver   فضولی کردن تو کار راننده رو تموم کن
  • He’s a bit of a backseat driver   اون یه کمی از اون سرنشینای فضوله
  • You’re a bit close to that car in front   یه خرده به ماشین جلویی نزدیکی

50 واژه رایج اتومبیلی

5 سرعته

5-speed
6 سرعته

6-speed

تحسین شده

acclaimed
مقرون به صرفه

affordable

بازار فروش لوازم یدکی

aftermarket
چابک

agile

سیستم چهار چرخ محرک

all-wheel drive
حیرت انگیز

astonishing

خودکار

automatic
خودرو

automotive

منحصر به فرد، غیر قابل قیاس

beyond compare
کلاسیک

classic

تر و تمیز

clean
تست تصادف

crash-test

سفارشی ساخت

custom-built
سفارشی طراحی شده

custom-designed

سفارشی

customized
متمایز

distinctive

رانندگی

driving
پیشرانه

drivetrain

دینامیک، پویا

dynamic
آسان برای رانندگی

easy-to-drive

اقتصادی، به صرفه

economical
تاثیرگذار

effective

برقی

electric
شیک، مطابق مد روز

elegant

مهندسی شده

engineered
تقویت شده

enhanced

سرگرمی

entertaining
دوستدار محیط زیست

environmentally friendly

ارگونومیک

ergonomic
طراحی شده به صورت ارگونومیک

ergonomically designed

گرانقیمت

expensive

بی نهایت

extreme
دارای تاییدیه کارخانه

factory-certified

خانواده پسند

family friendly

پر سرعت

fast

سریعتر

faster

دارای پیشرانه درون سوز

flex-fuel

چهار چرخ محرک

four-wheel drive

خودروی محور جلو

front-wheel drive

نظرات (۰)

هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفر باشید!

نوشتن نظر

200 اصطلاحات و واژگان مربوط به ماشین/رانندگی در انگلیسی — https://rayeshmand.ir/article/200-اصطلاحات-و-واژگان-مربوط-به-ماشینرانندگی-در-انگلیسی

دسته بندی مقالات