آرمادیلوها با ظاهری منحصربهفرد، از پستانداران خاص دنیای حیوانات هستند. شاید بتوان گفت ترکیبی از راسوی کوچک و یک دایناسور زرهپوش! اگرچه این موجودات در بخشهایی از آمریکای شمالی، مرکزی و جنوبی به وفور یافت میشوند، اما همچنان رازهای زیادی در مورد آنها وجود دارد که کنجکاوی هر بینندهای را برمیانگیزد. در ادامه، با ۱۰ نکته جالب درباره ویژگیها و عادات این جانوران زرهپوش آشنا خواهید شد:
- ۲۱ گونه مختلف از آرمادیلوها با ویژگیهای منحصربهفرد و نامهای جالب وجود دارد.
- آرماد��لوها منحصراً در قاره آمریکا زندگی میکنند و میلیونها سال است که در این منطقه حضور دارند.
- آرمادیلوها صفحات استخوانی محکمی برای محافظت از خود دارند و از حس بویایی قوی خود برای یافتن شکار استفاده میکنند.
تنوع شگفتانگیز: ۲۱ گونه مختلف آرمادیلو در جهان
آرمادیلوی نُهنواره شاید آرمادیلوی نُهنواره (Dasypus novemcinctus) آشناترین گونه برای ما باشد، اما دنیای آرمادیلوها بسیار متنوعتر از این حرفهاست. این جانوران در اشکال و اندازههای گوناگونی یافت میشوند و نامهای بعضی از آنها واقعاً خندهدار است. از گونههای کمتر شناختهشده میتوان به آرمادیلوی پشمالوی جیغکش، آرمادیلوی دماغدراز بزرگ، آرمادیلوی دمبرهنه جنوبی، آرمادیلوی پری صورتی (که اندازه آن تقریباً به اندازه یک سنجاب است) و آرمادیلوی غولپیکر (با وزن حدود ۵۵ کیلوگرم!) اشاره کرد. وجه اشتراک همه این گونهها، وجود زرهی استخوانی روی سر، پشت و دم آنهاست که نام این خانواده از پستانداران را شکل داده است (آرمادیلو در زبان اسپانیایی به معنای "زرهپوش کوچک" است).
سکونتگاه آرمادیلوها: از آمریکای شمالی تا جنوبی
آرمادیلوی زرد برزیلی آرمادیلوها پستاندارانی منحصراً متعلق به "دنیای جدید" هستند. خاستگاه آنها آمریکای جنوبی است و میلیونها سال پیش، در دوران سنوزوئیک، زمانی که باریکه پاناما هنوز شکل نگرفته بود و این قاره از آمریکای شمالی جدا بود، در این منطقه پدید آمدند. حدود سه میلیون سال پیش، با شکلگیری این باریکه، "تبادل بزرگ آمریکا" رخ داد و گونههای مختلف آرمادیلو به سمت شمال مهاجرت کردند (و در مقابل، انواع دیگری از پستانداران به سمت جنوب رفتند و جایگزین جانوران بومی آمریکای جنوبی شدند). امروزه، بیشتر آرمادیلوها منحصراً در آمریکای مرکزی یا جنوبی زندگی میکنند. تنها گونهای که در سراسر قاره آمریکا پراکنده است، آرمادیلوی نُهنواره است که میتوان آن را در مناطق دورافتادهای مانند تگزاس، فلوریدا و میسوری یافت.
زره آرمادیلو: پوششی استخوانی و مقاوم
نمونهای از مقطع عرضی اسکلت آرمادیلو برخلاف شاخ کرگدن یا ناخنهای انسان، صفحات زرهی آرمادیلوها از استخوان توپر ساخته شدهاند. این صفحات مستقیماً از مهرههای جانور رشد میکنند. تعداد و الگوی این نوارها بسته به گونه، بین سه تا نه عدد متغیر است. با توجه به این واقعیت آناتومیکی، تنها یک گونه از آرمادیلوها - آرمادیلوی سهنواره - آنقدر انعطافپذیر است که در صورت تهدید، میتواند خود را به شکل یک توپ نفوذناپذیر جمع کند. سایر آرمادیلوها برای انجام این کار خیلی دست و پا گیر هستند و ترجیح میدهند با فرار ساده از دست شکارچیان نجات یابند یا مانند آرمادیلوی نُهنواره، یک جهش عمودی ناگهانی به ارتفاع یک متر به هوا بپرند.
رژیم غذایی آرمادیلو: شکارچی بیمهرهها
نمایی نزدیک از آرمادیلو در حال کندن زمین با چنگالهای بلندش اکثر حیوانات زرهپوش - از آنکیلوسوروس منقرضشده تا پانگولین امروزی - زره خود را نه برای ترساندن سایر موجودات، بلکه برای جلوگیری از خورده شدن توسط شکارچیان تکامل دادهاند. این موضوع در مورد آرمادیلوها نیز صادق است، که منحصراً از مورچهها، موریانهها، کرمها، لاروها و تقریباً هر بیمهره دیگری که با حفر کردن در خاک بتوان بیرون کشید، تغذیه میکنند. در طرف دیگر زنجیره غذایی، گونههای کوچکتر آرمادیلو توسط کایوتها، شیرهای کوهی، سیاهگوشها و گاهی اوقات حتی شاهینها و عقابها شکار میشوند. بخشی از دلیل گسترش آرمادیلوهای نُهنواره این است که شکارچیان طبیعی تمایل زیادی به شکار آنها ندارند. در واقع، بیشتر آرمادیلوهای نُهنواره توسط انسانها کشته میشوند، چه به عمد (به خاطر گوشتشان) و چه به طور تصادفی (توسط خودروهای پرسرعت).
خویشاوندان آرمادیلو: تنبلها و مورچهخوارها
مورچهخوار و آرمادیلو هر دو در راسته Xenarthra دستهبندی میشوند. آرمادیلوها در راسته Xenarthra طبقهبندی میشوند، یک فراراسته از پستانداران جفتی که شامل تنبلها و مورچهخوارها نیز میشود. Xenarthra (به معنای "مفصلهای عجیب" در زبان یونانی) ویژگی عجیبی به نام xenarthry را نشان میدهند که به مفصلهای اضافی در ستون فقرات این حیوانات اشاره دارد. آنها همچنین با شکل منحصر به فرد لگن، دمای بدن پایین و بیضههای داخلی نرها مشخص میشوند. با توجه به شواهد ژنتیکی جمعآوری شده، فراراسته Xenarthra به دو راسته تقسیم شد: Cingulata که شامل آرمادیلوها میشود و Pilosa که شامل تنبلها و مورچهخوارها است. پانگولینها و آردوارکها که به ترتیب از نظر ظاهری شبیه آرمادیلوها و مورچهخوارها هستند، پستانداران غیرمرتبطی هستند که ویژگیهای آنها را میتوان به تکامل همگرا نسبت داد.
حس بویایی قوی: سلاح آرمادیلو در شکار و بقا
آرمادیلو در حال حفاری مانند بسیاری از پستانداران کوچک که در سوراخها زندگی میکنند، آرمادیلوها برای یافتن طعمه و دوری از شکارچیان، به حس بویایی قوی خود متکی هستند (یک آرمادیلوی نُهنواره میتواند لاروهای دفن شده در عمق ۱۵ سانتیمتری خاک را بو بکشد) و چشمان نسبتاً ضعیفی دارند. هنگامی که یک آرمادیلو لانه حشرهای را پیدا میکند، به سرعت با چنگالهای بزرگ جلویی خود خاک را میکند. این حفرهها میتواند مزاحمت بزرگی برای صاحبان خانهها باشد، به طوری که ممکن است چارهای جز تماس با یک شرکت سمپاشی حرفهای نداشته باشند. برخی از آرمادیلوها نیز در نگه داشتن نفس خود برای مدت طولانی مهارت دارند. به عنوان مثال، آرمادیلوی نُهنواره میتواند تا شش دقیقه زیر آب بماند.
زایمان چهارقلوهای همسان: شاهکار آرمادیلوهای نُهنواره
مادر آرمادیلو و بچه هایش در حال جستجوی حشرات در یک تنه درخت در میان انسانها، زایمان چهارقلوهای همسان به معنای واقعی کلمه یک اتفاق یک در میلیون است، بسیار نادرتر از دوقلوها یا سه قلوهای همسان. با این حال، آرمادیلوهای نُهنواره این شاهکار را همیشه انجام میدهند: پس از لقاح، تخمک ماده به چهار سلول ژنتیکی یکسان تقسیم میشود که هر کدام به تولید یک نوزاد ژنتیکی یکسان میپردازند. دلیل این اتفاق کمی مرموز است. این احتمال وجود دارد که داشتن چهار فرزند همسان از یک جنس، خطر همخونی را در هنگام بلوغ نوزادان کاهش دهد، یا ممکن است صرفاً یک ویژگی تکاملی عجیب و غریب از میلیونها سال پیش باشد که به نحوی در ژنوم آرمادیلو "قفل" شده است، زیرا هیچ عواقب فاجعهبار طولانی مدتی نداشته است.
آرمادیلوها: مدلهای تحقیقاتی برای بیماری جذام
تصویر میکروسکوپی از باکتری عامل جذام. یک واقعیت عجیب در مورد آرمادیلوها این است که، همراه با خویشاوندان xenarthran خود، تنبلها و مورچهخوارها، متابولیسم نسبتاً کند و دمای بدن پایینی دارند. این امر آرمادیلوها را به ویژه در برابر باکتری عامل جذام آسیب پذیر میکند (که برای تکثیر به سطح پوست خنک نیاز دارد) و در نتیجه این پستانداران را به سوژههای آزمایشی ایدهآل برای تحقیقات جذام تبدیل میکند. معمولاً حیوانات بیماریها را به انسان منتقل میکنند، اما در مورد آرمادیلوها، به نظر میرسد این روند برعکس عمل کرده است. تا زمان ورود مهاجران اروپایی به آمریکای جنوبی در ۵۰۰ سال پیش، جذام در "دنیای جدید" ناشناخته بود، بنابراین تعدادی آرمادیلوی بدشانس باید توسط فاتحان اسپانیایی برداشته شده (یا حتی به عنوان حیوان خانگی پذیرفته شده) باشند.
آرمادیلوهای غولپیکر گذشته: وقتی ابعاد مهم بود!
فسیل یک Glyptodon. در طول دوره پلیستوسن (حدود یک میلیون سال پیش)، پستانداران بسیار بزرگتر از امروز بودند. در کنار تنبل ماقبل تاریخ سه تنی Megatherium و پستاندار سمدار با ظاهر عجیب و غریب Macrauchenia، آمریکای جنوبی توسط موجوداتی مانند Glyptodon، یک آرمادیلوی ۳ متری و یک تنی که به جای حشرات از گیاهان تغذیه میکرد، پر شده بود. Glyptodon تا آستانه آخرین عصر یخبندان در پامپاهای آرژانتین پرسه میزد. اولین ساکنان انسانی آمریکای جنوبی گهگاه این آرمادیلوهای غولپیکر را به خاطر گوشتشان سلاخی میکردند و از پوستههای بزرگ آنها برای محافظت از خود در برابر عناصر طبیعی استفاده میکردند.
چارنگو: ساز بومی آمریکای جنوبی با صدایی از زره آرمادیلو
چارنگوهای فروشی در بازار صنایع دستی شنبه، آمریکای جنوبی چارنگو، نوعی گیتار کوچک، پس از ورود مهاجران اروپایی در میان مردم بومی شمال غربی آمریکای جنوبی محبوبیت پیدا کرد. صدها سال است که جعبه صدا (محفظه تشدید) چارنگوی معمولی از پوسته آرمادیلو ساخته میشود، شاید به این دلیل که استعمارگران اسپانیایی و پرتغالی استفاده از چوب را برای بومیان ممنوع کرده بودند، یا شاید به این دلیل که پوسته کوچک آرمادیلو را راحتتر میتوان در لباسهای بومی پنهان کرد. هنوز هم برخی از چارنگوهای کلاسیک از آرمادیلو ساخته میشوند، اما سازهای چوبی بسیار رایجتر هستند (و احتمالاً صدای متمایز کمتری دارند).
این مقاله در سایت علمی
رایشمند منتشر شده است. خوشحال میشویم اگر
دیدگاه و نظر خود را درباره این موضوع با ما و دیگر خوانندگان در میان بگذارید.