آفتابپرستها با تواناییهای خارقالعادهای مثل چشمهای چرخان مستقل، زبان چسبناک پرتابشونده، دمهای گیرنده و تغییر رنگ منحصربهفرد، گویی موجوداتی فضایی هستند. در این مطلب، به ۱۰ حقیقت جالب و خواندنی درباره این موجودات شگفتانگیز میپردازیم، از ریشه نامشان گرفته تا توانایی دیدن نور فرابنفش.
نکات کلیدی
- چشمهای شگفتانگیز آفتابپرستها به طور مستقل حرکت میکنند و دیدی تقریبا ۳۶۰ درجهای به آنها میدهند.
- تقریبا نیمی از گونههای آفتابپرست در جزیره ماداگاسکار زندگی میکنند که هر کدام ویژگیهای منحصر به فردی دارند.
- آفتابپرستها زبانهای چسبناکی دارند که با سرعت بالایی به سمت شکار پرتاب میکنند.
ردپای آفتابپرستها در اعماق تاریخ: قدمتی ۶۰ میلیون ساله
بر اساس یافتههای دیرینهشناسان، آفتابپرستها مدت کوتاهی پس از انقراض دایناسورها، حدود ۶۵ میلیون سال پیش، تکامل یافتهاند. قدیمیترین گونه شناسایی شده، *Anqingosaurus brevicephalus*، در دوره پالئوسن میانی در آسیا زندگی میکرده است. با این حال، شواهدی غیرمستقیم وجود دارد که نشان میدهد آفتابپرستها ۱۰۰ میلیون سال پیش، در دوره کرتاسه میانی، احتمالاً در آفریقا وجود داشتهاند. این موضوع میتواند دلیل فراوانی آنها در ماداگاسکار را توضیح دهد. از نظر منطقی، آفتابپرستها باید با ایگواناها و "مارمولکهای اژدها" نیای مشترکی داشته باشند که احتمالاً در اواخر دوره مزوزوئیک زندگی میکرده است.
آفتابپرست نر پوزهدراز در ذخیرهگاه ووهیمانا در ماداگاسکار
تنوع شگفتانگیز: بیش از ۲۰۰ گونه آفتابپرست در جهان
آفتابپرستها که بومی آفریقا و اوراسیا هستند، به عنوان مارمولکهای "دنیای قدیم" شناخته میشوند. این خانواده شامل حدود ۱۲ جنس و بیش از ۲۰۰ گونه مختلف است. به طور کلی، این خزندگان با ویژگیهایی مانند اندازه کوچک، حالت چهارپایان، زبانهای بیرونجهنده و چشمهای چرخان مستقل شناخته میشوند. بیشتر گونهها دارای دم گیرنده و توانایی تغییر رنگ هستند که هم برای برقراری ارتباط با سایر آفتابپرستها و هم برای استتار کاربرد دارد. رژیم غذایی اکثر آفتابپرستها از حشرات تشکیل شده است، اما برخی از گونههای بزرگتر، مارمولکها و پرندگان کوچک را نیز به رژیم خود اضافه میکنند.
آفتابپرست جکسون در دست یک باغوحشبان در لندن
ریشههای نام آفتابپرست: "شیر زمینی"
آفتابپرستها، مانند بسیاری از حیوانات، قدمتی بسیار طولانیتر از انسانها دارند. به همین دلیل، میتوان ردپایی از این خزنده را در قدیمیترین منابع مکتوب یافت. آکدیها، تمدنی باستانی که بیش از ۴۰۰۰ سال پیش بر عراق امروزی تسلط داشتند، این مارمولک را *nes qaqqari* مینامیدند که به معنای واقعی کلمه "شیر زمینی" است. این اصطلاح بدون تغییر توسط تمدنهای بعدی در طول قرنها مورد استفاده قرار گرفت: ابتدا یونانیها آن را *khamaileon*، سپس لاتین *chamaeleon* و در نهایت انگلیسی مدرن *chameleon* نامیدند که همگی به معنای "شیر زمینی" هستند.
آفتابپرست ناماکوا در صحرای نامیب، به رنگ سیاه درآمده و دهان خود را به عنوان نمایش تهدید باز کرده است
ماداگاسکار: پناهگاه نیمی از جمعیت آفتابپرستهای جهان
جزیره ماداگاسکار در سواحل شرقی آفریقا، به دلیل تنوع بالای لمورها (خانوادهای از نخستیسانان درختزی) و آفتابپرستها مشهور است. سه جنس از آفتابپرستها (Brookesia، Calumma و Furcifer) منحصراً در ماداگاسکار یافت میشوند. از جمله گونههای این جزیره میتوان به آفتابپرست برگریز کوتوله به اندازه کرم پیله، آفتابپرست غولپیکر پارسون (نزدیک به یک کیلوگرم)، آفتابپرست پلنگی با رنگهای روشن و آفتابپرست به شدت در معرض خطر تارزان (که نام خود را نه از تارزان کتابها، بلکه از روستای نزدیک تارزانویل گرفته) اشاره کرد.
یک آفتابپرست غولپیکر مالاگاسی (Furcifer oustaleti) با رنگهای قهوهای و زرد خالدار روی یک برگ در ماداگاسکار
تغییر رنگ: استتار و زبانی برای گفتوگو
اگرچه آفتابپرستها به اندازه آنچه در کارتونها نشان داده میشود در استتار با محیط اطراف خود ماهر نیستند (آنها نمیتوانند نامرئی یا شفاف شوند و یا طرحهای خالخالی یا چهارخانه را تقلید کنند)، اما همچنان خزندگانی بسیار توانمند هستند. بیشتر آفتابپرستها میتوانند رنگ و الگوی پوست خود را با دستکاری رنگدانهها و کریستالهای گوانین (نوعی اسید آمینه) موجود در پوستشان تغییر دهند. این ترفند برای پنهان شدن از شکارچیان (یا انسانهای کنجکاو) مفید است، اما بیشتر آفتابپرستها برای ارسال پیام به سایر آفتابپرستها تغییر رنگ میدهند. به عنوان مثال، آفتابپرستهای رنگ ر��شن در رقابت بین نرها غالب هستند، در حالی که رنگهای ملایمتر نشاندهنده شکست و تسلیم هستند.
یک آفتابپرست با نوارهای و لکههای چشمگیر به رنگهای قرمز، آبی، سبز و زرد
چشمانی فراتر از دید انسان: توانایی دیدن نور فرابنفش
تابش فرابنفش انرژی بیشتری نسبت به نور "مرئی" که توسط انسانها تشخیص داده میشود دارد و در دوزهای بالا میتواند خطرناک باشد. یکی از مرموزترین جنبههای آفتابپرستها، توانایی آنها در دیدن نور در طیف فرابنفش است. احتمالاً حس فرابنفش آنها برای هدفگیری بهتر طعمه تکامل یافته است. همچنین ممکن است به این دلیل باشد که آفتابپرستها هنگام قرار گرفتن در معرض اشعه ماوراء بنفش فعالتر، اجتماعیتر و علاقهمندتر به تولید مثل میشوند، احتمالاً به این دلیل که نور ماوراء بنفش غدد پینهای را در مغزهای کوچک آنها تحریک میکند.
چشم یک آفتابپرست بنفش، سبز و زرد
چشمهای مستقل: دیدی ۳۶۰ درجهای بدون نیاز به دید دوچشمی
برای بسیاری از افراد، ناراحتکنندهترین جنبه آفتابپرستها، چشمهای آنهاست که به طور مستقل در کاسه چشم حرکت میکنند و دیدی نزدیک به ۳۶۰ درجه را فراهم میسازند. علاوه بر درک نور فرابنفش، آنها در تخمین فاصله نیز عالی هستند، زیرا هر چشم از درک عمق بسیار خوبی برخوردار است. این امر به مارمولک اجازه میدهد تا حشرات طعمه لذیذ را از فاصله ۲۰ فوتی بدون نیاز به دید دوچشمی شکار کند. برای ایجاد تعادل در حس بینایی عالی، آفتابپرستها گوشهای نسبتاً ابتدایی دارند و فقط میتوانند صداها را در محدوده فرکانس بسیار محدودی بشنوند.
یک آفتابپرست که هر چشم آن روی یک جهت مختلف متمرکز شده است
زبانهای چسبناک و پرتابی: سلاح مخفی شکار
چشمهای مستقلی که به اطراف میچرخند، اگر آفتابپرست نمیتوانست شکار را به دام بیندازد، فایده چندانی نداشتند. به همین دلیل است که همه آفتابپرستها مجهز به زبانهای بلند و چسبناکی هستند - اغلب دو یا سه برابر طول بدنشان - که با قدرت از دهان خود بیرون میاندازند. آفتابپرستها برای انجام این کار دو ماهیچه منحصر به فرد دارند: عضله شتابدهنده، که زبان را با سرعت بالا پرتاب میکند، و هیپوگلوسوس، که آن را با طعمه چسبیده به انتها به عقب میکشد. شگفتانگیز است که یک آفتابپرست میتواند زبان خود را با تمام قدرت حتی در دماهای پایین که سایر خزندگان را بسیار کند میکند، پرتاب کند.
یک آفتابپرست شکارچی زبان خود را به سمت یک حشره در اندونزی پرتاب میکند
پاهای تخصصی: چنگ زدن به شاخهها برای بقا
شاید به دلیل پسزدگی شدیدی که ناشی از پرتاب زبان است، آفتابپرستها به راهی برای محکم نگه داشتن خود به شاخههای درختان نیاز دارند. راهحل طبیعت، پاهای "زیگوداکتیل" است. یک آفتابپرست در پاهای جلویی خود دو انگشت بیرونی و سه انگشت داخلی دارد و در پاهای عقبی خود دو انگشت داخلی و سه انگشت بیرونی دارد. هر انگشت دارای یک ناخن تیز است که در پوست درخت فرو میرود. حیوانات دیگر - از جمله پرندگان نشسته و تنبلها - نیز یک استراتژی لنگر انداختن مشابه را تکامل دادهاند، اگرچه آناتومی پنج انگشتی آفتابپرستها منحصر به فرد است.
یک آفتابپرست سبز نئونی پاهای منحصر به فرد خود را در یک جاده خاکی قرمز در آفریقا به نمایش میگذارد
دمهای گیرنده: تکیهگاهی مطمئن در میان شاخهها
انگار پاهای زیگوداکتیل برایشان کافی نبود، بیشتر آفتابپرستها (به جز کوچکترین آنها) دمهای گیرندهای نیز دارند که به دور شاخههای درخت میپیچند. دمهایشان به آفتابپرستها انعطافپذیری و ثبات بیشتری هنگام بالا و پایین رفتن از درختان میدهند و مانند پاهایشان، به مهار پسزدگی ناشی از زبان انفجاری کمک میکنند. وقتی آفتابپرست استراحت میکند، دمش به شکل یک توپ محکم حلقه میشود. برخلاف برخی دیگر از مارمولکها که میتوانند دم خود را چندین بار در طول عمر خود بریزند و دوباره رشد دهند، آفتابپرست نمیتواند دم خود را در صورت قطع شدن، بازسازی کند.
یک آفتابپرست هندی، Chamaeleo zeylanicus، دارای دم گیرندهای است که به صورت مارپیچ محکم پیچیده شده است
این مقاله در سایت علمی
رایشمند منتشر شده است. خوشحال میشویم اگر
دیدگاه و نظر خود را درباره این موضوع با ما و دیگر خوانندگان در میان بگذارید.