از من جدا مشو که توام نور دیدهای
غزل شمارهی 424
از من جدا مشو که توام نور دیدهای
آرام جان و مونس قلب رمیدهای
از دامن تو دست ندارند عاشقان
پیراهن صبوری ایشان دریدهای
از چشم بخت خویش مبادت گزند از آنک
در دلبری به غایت خوبی رسیدهای
منعم مکن ز عشق وی ای مفتی زمان
معذور دارمت که تو او را ندیدهای
آن سرزنش که کرد تو را دوست حافظا
بیش از گلیم خویش مگر پا کشیدهای
از من جدا مشو که توام نور دیدهای — https://rayeshmand.ir/article/از-من-جدا-مشو-که-توام-نور-دیدهای