یکی از جذابترین و در عین حال بحثبرانگیزترین معماهای باستانشناسی، داستان به اصطلاح "حمله آریاییها" به شبه قاره هند است. این روایت، که هنوز هم به طور کامل رمزگشایی نشده، ما را با سوالات متعددی روبرو میکند.
مهاجرت یا افسانه آریایی؟ نکات کلیدی
- افسانه آریایی مدعی است که متون ودایی هند و تمدن هندو، حاصل تلاش اقوام کوچنشین و اسبسواری بوده که به زبانهای هند و اروپایی سخن میگفتند و با حمله و تسخیر تمدنهای دره سند، این تمدنها را بنا نهادند.
- اگرچه ممکن است برخی از اقوام کوچنشین وارد شبه قاره هند شده باشند، اما هیچ مدرکی دال بر یک "تسخیر" گسترده وجود ندارد و شواهد زیادی نشان میدهد که متون ودایی در خود هند شکل گرفتهاند.
- آدولف هیتلر با سوءاستفاده از این ایده، مدعی شد که مهاجمان هند، نژادی نوردیک (شمال اروپا) و اجداد نازیها بودهاند.
- اگر مهاجرتی صورت گرفته باشد، توسط اقوام آسیایی بوده، نه نوردیک.
داستان از این قرار است: حدود ۱۷۰۰ سال قبل از میلاد، آریاییها به تمدنهای باستانی و پیشرفته دره سند حمله کرده و فرهنگ آنها را نابود کردند. این تمدنها که با نامهای هاراپا یا ساراسواتی نیز شناخته میشوند، به مراتب متمدنتر از هر قوم کوچنشین دیگری بودند و دارای خط، کشاورزی و زندگی کاملاً شهری بودند. گفته می��شود حدود ۱۲۰۰ سال پس از این "حمله فرضی"، نوادگان آریاییها، متون کلاسیک هندی به نام وداها، قدیمیترین متون مقدس در هندوئیسم را نوشتند.
آدولف هیتلر و افسانه آریایی/دراویدی: تحریف تاریخ در خدمت اهداف نژادپرستانه
آدولف هیتلر، نظریات باستانشناس آلمانی، گوستاف کوسینا (1858-1931) را به شکلی کاملاً مغرضانه تحریف کرد تا آریاییها را به عنوان "نژاد برتر" هند و اروپایی معرفی کند. او ادعا کرد که این آریاییها، از نظر ظاهری نوردیک (شمال اروپا) بوده و اجداد مستقیم آلمانیها هستند. این مهاجمان نوردیک، به عنوان نقطه مقابل مردم بومی جنوب آسیا، یعنی دراویدیها، تعریف میشدند که پوستی تیرهتر داشتند.
اما مشکل اینجاست که بیشتر این داستان، اگر نگوییم تمام آن، حقیقت ندارد. "آریاییها" به عنوان یک گروه فرهنگی، حمله از استپهای خشک، ظاهر نوردیک، نابودی تمدن دره سند و از همه مه��تر، اینکه آلمانیها از نسل آنها هستند، همه و همه خیالی و ساختگی است.
باستانشناسی تاریخی و افسانه آریایی: ریشههای یک نظریه بحثبرانگیز
دیوید آلن هاروی، مورخ آمریکایی، در مقالهای در سال 2014 در نشریه "تاریخ اندیشه مدرن"، خلاصهای از رشد و توسعه افسانه آریایی ارائه میدهد. پژوهش هاروی نشان میدهد که ایدههای مربوط به "حمله آریاییها" از آثار ژان-سیلوین بایلی (1736-1793)، دانشمند فرانسوی قرن هجدهم، نشأت گرفته است. بایلی یکی از دانشمندان عصر روشنگری اروپا بود که تلاش میکرد شواهد رو به افزایشی را که با اسطورههای آفرینش در کتاب مقدس مغایرت داشتند، توضیح دهد. هاروی معتقد است که افسانه آریایی، محصول جانبی این تلاشها بوده است.
در طول قرن نوزدهم، بسیاری از مبلغان مذهبی و استعمارگران اروپایی برای فتح سرزمینها و جذب پیروان جدید، به سراسر جهان سفر کردند. هند (شامل پاکستان کنونی) یکی از کشورهایی بود که شاهد این نوع اکتشافات بود. برخی از این مبلغان، باستانشناس نیز بودند. یکی از این افراد، کشیش فرانسوی، ابه دوبوا (1770-1848) بود. دستنوشتههای او درباره فرهنگ هند، امروزه خواندنیهای عجیبی به نظر میرسند؛ او تلاش میکرد تا آنچه را که از نوح و طوفان بزرگ میدانست، با آنچه در ادبیات بزرگ هند میخواند، تطبیق دهد. این تطبیق چندان موفق نبود، اما او توصیفاتی از تمدن هند در آن زمان ارائه داد و ترجمههای نسبتاً بدی از ادبیات آن به دست داد.
همچنین، ژیوت موهان، مورخ، در کتاب خود با عنوان "تصاحب هند" (2018) استدلال میکند که این فرانسویها بودند که برای اولین بار ادعا کردند آریایی هستند، قبل از آنکه آلمانیها این مفهوم را به نفع خود مصادره کنند. اثر دوبوا در سال 1897 توسط شرکت بریتانیایی هند شرقی به انگلیسی ترجمه شد و مقدمهای تحسینآمیز از فریدریش ماکس مولر، باستانشناس آلمانی، بر آن نوشته شده بود. این متن، و نه خود متون ودایی، پایه و اساس داستان "حمله آریاییها" را تشکیل داد. محققان مدتها بود که به شباهتهای بین زبان سانسکریت (زبان باستانی که متون کلاسیک ودایی به آن نوشته شدهاند) و سایر زبانهای لاتینتبار مانند فرانسوی و ایتالیایی اشاره کرده بودند. و هنگامی که اولین حفاریها در محوطه بزرگ دره سند، موهنجودارو، در اوایل قرن بیستم به پایان رسید، این منطقه به عنوان یک تمدن واقعاً پیشرفته شناخته شد - تمدنی که در متون ودایی به آن اشاره نشده است. برخی محافل، این را به عنوان مدرکی کافی برای وقوع حمله توسط مردمی مرتبط با مردم اروپا میدانستند که تمدن قبلی را نابود کرده و دومین تمدن بزرگ هند را ایجاد کردهاند.
ایرادات استدلالها و تحقیقات اخیر: بازنگری در فرضیه حمله آریاییها
این استدلالها با مشکلات جدی روبرو هستند. اولاً، هیچ اشارهای به حمله در متون ودایی وجود ندارد، و کلمه سانسکریت "آریاس" به معنای "نجیب" است، نه "یک گروه فرهنگی برتر". ثانیاً، یافتههای باستانشناسی اخیر نشان میدهد که تمدن دره سند به دلیل خشکسالیهای پی در پی و یک سیل ویرانگر از بین رفته است، و هیچ مدرکی دال بر درگیریهای خشونتآمیز گسترده وجود ندارد. همچنین، یافتهها نشان میدهند که بسیاری از مردمان به اصطلاح "دره رود سند" در کنار رودخانه ساراسواتی زندگی میکردند، که در متون ودایی به عنوان یک سرزمین مادری از آن یاد شده است. بنابراین، هیچ مدرک بیولوژیکی یا باستانشناسی مبنی بر حمله گسترده مردمی از نژادی متفاوت وجود ندارد.
آخرین مطالعات مربوط به افسانه آریایی/دراویدی شامل مطالعات زبانی است، که در تلاش برای رمزگشایی و کشف منشاء خط سند و متون ودایی برای تعیین منشاء زبان سانسکریت است که این متون به آن نوشته شدهاند.
نژادپرستی در علم: افسانه آریایی به عنوان نمونهای تکاندهنده
نظریه "حمله آریاییها" که ریشه در ذهنیت استعماری دارد و توسط ماشین تبلیغاتی نازیها تحریف شده است�� سرانجام مورد بازبینی اساسی توسط باستانشناسان آسیای جنوبی و همکارانشان قرار گرفته است. تاریخ فرهنگی دره سند، تاریخی باستانی و پیچیده است. تنها زمان و تحقیق به ما نشان خواهد داد که آیا واقعاً یک حمله هند و اروپایی رخ داده است یا خیر. تماسهای ماقبل تاریخ از سوی گروههای به اصطلاح "جامعه استپی" در آسیای مرکزی دور از ذهن نیست، اما به نظر میرسد که فروپاشی تمدن سند در نتیجه این حملات رخ نداده است.
متأسفانه، بسیار رایج است که از تلاشهای باستانشناسی و تاریخ مدرن برای حمایت از ایدئولوژیها و برنامههای حزبی خاص استفاده شود، و معمولاً مهم نیست که خود باستانشناسان چه میگویند. هر زمان که مطالعات باستانشناسی توسط سازمانهای دولتی تأمین مالی شوند، این خطر وجود دارد که خود کار به گونهای طراحی شود که اهداف سیاسی را برآورده کند. حتی زمانی که حفاریها توسط دولت پرداخت نمیشوند، شواهد باستانشناسی میتواند برای توجیه انواع رفتارهای نژادپرستانه مورد استفاده قرار گیرد. افسانه آریایی نمونهای واقعاً وحشتناک از این موضوع است، اما به هیچ وجه تنها نمونه نیست.
این مقاله در سایت علمی
رایشمند منتشر شده است. خوشحال میشویم اگر
دیدگاه و نظر خود را درباره این موضوع با ما و دیگر خوانندگان در میان بگذارید.