به مردم بیشترازآنچه كه ازتو انتظار دارند كمك كن و اینكار را با كمال میل انجام بده. - اچ جکسون براون (کتاب نکته‌های کوچک زندگی)
تاریخ و فرهنگ باستان

حماسه‌های یونانی: رازهای سنت شفاهی و قصه‌گویی باستانی

دوران پرشکوه و قهرمانانه‌ای که رویدادهای "ایلیاد" و "ادیسه" در آن رخ داد، به نام عصر میسنی شناخته می‌شود. در این دوره، پادشاهان در شهرهای مستحکم و خوش‌ساخت بر فراز تپه‌ها...
حماسه‌های یونانی: رازهای سنت شفاهی و قصه‌گویی باستانی

دوران پرشکوه و قهرمانانه‌ای که رویدادهای "ایلیاد" و "ادیسه" در آن رخ داد، به نام عصر میسنی شناخته می‌شود. در این دوره، پادشاهان در شهرهای مستحکم و خوش‌ساخت بر فراز تپه‌ها دژهایی بنا می‌کردند. پس از آن، دورانی فرا رسید که هومر، خالق حماسه‌های جاودان، و دیگر یونانیان هنرمند (هلنی‌ها) به خلق اشکال ادبی و موسیقایی جدید، مانند شعر غنایی، پرداختند. این دوره به نام عصر باستانی (Archaic Age) شناخته می‌شود که ریشه در واژه یونانی "arche" به معنای "آغاز" دارد.

اما بین این دو دوره، عصر تاریکی مرموزی وجود داشت که در آن مردم منطقه به طرز عجیبی توانایی نوشتن را از دست دادند. در نتیجه، حماسه‌های هومر بخشی از یک سنت شفاهی شدند که تاریخ، آداب و رسوم، قوانین و فرهنگ را از طریق کلام گفتاری و نه نوشته، به نسل‌های بعد منتقل می‌کرد.

راویان حماسه: نسل‌های قصه‌گو

درباره فاجعه‌ای که به شکوه و قدرت تمدن عصر جنگ تروآ پایان داد، اطلاعات کمی در دست است. با اینکه "ایلیاد" و "ادیسه" در نهایت به نگارش درآمدند، اما باید به این نکته توجه داشت که ریشه آن‌ها در دوران شفاهی پیشین است و از طریق دهان‌به‌دهان منتقل شده‌اند.

گمان می‌رود حماسه‌هایی که امروزه می‌شناسیم، حاصل تلاش نسل‌های متمادی قصه‌گویان (که اصطلاح فنی آن‌ها "راپسود" است) بوده که این داستان‌ها را منتقل کرده‌اند تا اینکه سرانجام فردی، به نحوی، آن‌ها را مکتوب کرده است. جز��یات دقیق این ساختار، از جمله رازهای پنهان این دوران افسانه‌ای است که بر ما پوشیده مانده.

حفظ فرهنگ و تاریخ: میراثی زنده

سنت شفاهی، ابزاری است که از طریق آن اطلاعات در غیاب نوشتن یا رسانه ضبط صدا، از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شود. در روزگاری که سوادآموزی همگانی وجود نداشت، شاعران و خنیاگران داستان‌های قوم خود را به آواز یا سرود می‌خواندند. آن‌ها از تکنیک‌های مختلف یادآوری (mnemonic) برای کمک به حافظه خود و همچنین برای کمک به شنوندگان در پیگیری داستان استفاده می‌کردند. این سنت شفاهی راهی برای زنده نگه داشتن تاریخ یا فرهنگ یک قوم بود و از آنجایی که شکلی از قصه‌گویی بود، به عنوان یک سرگرمی محبوب نیز شناخته می‌شد.

ابزارهای یادآوری، بداهه‌پردازی و حفظ کردن

��رادران گریم و میل‌من پری (و همچنین دستیار پری، آلفرد لرد، که پس از مرگ زودهنگام پری، کار او را ادامه داد) از چهره‌های برجسته در مطالعه آکادمیک سنت شفاهی هستند. پری کشف کرد که خنیاگران از فرمول‌هایی (ابزارهای یادآوری، آرایه‌های ادبی و زبان استعاری که هنوز هم امروزه استفاده می‌شوند) استفاده می‌کردند که به آن‌ها اجازه می‌داد اجراهایی خلق کنند که بخشی بداهه و بخشی حفظ شده بود.


این مقاله در سایت علمی رایشمند منتشر شده است. خوشحال می‌شویم اگر دیدگاه و نظر خود را درباره این موضوع با ما و دیگر خوانندگان در میان بگذارید.

شما در پاسخ به

نظر شما اضافه شد، اما ابتدا باید تایید شود.

نظر خود را برای ما بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید
لطفا آدرس ایمیل خود را وارد کنید لطفا آدرس ایمیل معتبر وارد کنید
لطفا یک نظری بنویسید
ثبت و ارسال