هنگکنگ بخشی از چین است، اما تاریخ منحصربهفردی دارد که بر نحوه تعامل و برداشت مردم هنگکنگ (معروف به هنگکنگیها) از سرزمین اصلی چین تأثیر میگذارد. برای درک خصومت دیرینه ای که مانع از کنار آمدن هنگکنگیها و چینیهای سرزمین اصلی میشود، ابتدا باید اصول تاریخ مدرن هنگکنگ را درک کنید.
تاریخچه هنگکنگ
هنگکنگ در اواسط قرن نوزدهم و در پی جنگهای تریاک، توسط ارتش بریتانیا اشغال و سپس به عنوان مستعمره به انگلستان واگذار شد. اگرچه پیشتر بخشی از امپراتوری دودمان چینگ محسوب میشد، اما در سال 1842 به طور دائم به بریتانیا واگذار گردید. با وجود برخی تغییرات جزئی و دورههای آشفتگی، این شهر عملاً تا سال 1997، زمانی که کنترل آن رسماً به جمهوری خلق چین واگذار شد، مستعمره بریتانیا باقی ماند.
از آنجایی که هنگکنگ در سالهای شکلگیری جمهوری خلق چین مستعمره بریتانیا بود، تفاوتهای چشمگیری با سرزمین اصلی چین داشت. این شهر دارای سیستم دموکرات��ک دولت محلی، مطبوعات آزاد و فرهنگی بود که عمیقاً تحت تأثیر انگلستان قرار داشت. بسیاری از هنگکنگیها نسبت به اهداف جمهوری خلق چین برای این شهر مشکوک بودند یا حتی میترسیدند و در واقع، برخی از آنها قبل از تصرف در سال 1997 به کشورهای غربی گریختند.
جمهوری خلق چین به نوبه خود به هنگکنگ اطمینان داد که اجازه خواهد داشت سیستم دموکراتیک خودگردان خود را حداقل به مدت 50 سال حفظ کند. این منطقه در حال حاضر به عنوان یک "منطقه ویژه اداری" در نظر گرفته میشود و مشمول قوانین یا محدودیتهای مشابه با سایر نقاط جمهوری خلق چین نیست.
اختلافات هنگکنگ و چین
تضاد شدید در سیستم و فرهنگ بین هنگکنگ و سرزمین اصلی چین، از زمان واگذاری در سال 1997، تنشهای قابل توجهی ایجاد کرده است. از نظر سیاسی، بسیاری از هنگکنگیها از دخالت روزافزون سرزمین اصلی در سیستم سیاسی خود ناخشنود هستند. هنگکنگ همچنان مطبوعات آزادی دارد، اما صداهای طرفدار سرزمین اصلی نیز کنترل برخی از رسانههای اصلی شهر را به دست گرفتهاند و در مواردی با سانسور یا کماهمیت جلوه دادن اخبار منفی در مورد دولت مرکزی چین، جنجال به پا کردهاند.
از نظر فرهنگی، هنگکنگیها و گردشگران سرزمین اصلی اغلب با یکدیگر درگیر میشوند، زیرا رفتار مردم سرزمین اصلی مطابق با استانداردهای سختگیرانه متاثر از بریتانیا در هنگکنگ نیست. مردم سرزمین اصلی گاهی اوقات به طور تح��یرآمیزی "ملخ" نامیده میشوند، که اشارهای است به این ایده که آنها به هنگکنگ میآیند، منابع آن را مصرف میکنند و پس از ترک آن، آشفتگی به جا میگذارند. بسیاری از مواردی که هنگکنگیها از آن شکایت دارند - مانند تف کردن در ملاء عام و غذا خوردن در مترو - در سرزمین اصلی از نظر اجتماعی قابل قبول تلقی میشوند.
هنگکنگیها به ویژه از مادران سرزمین اصلی آزردهخاطر شدهاند، برخی از آنها برای زایمان به هنگکنگ میآیند تا فرزندانشان در مقایسه با سایر نقاط چین، به آزادی نسبی و مدارس عالی و شرایط اقتصادی بهتری دسترسی داشته باشند. در سالهای گذشته، مادران همچنین برای خرید مقادیر زیادی شیر خشک برای نوزادان خود به هنگکنگ میرفتند، زیرا پس از رسوایی شیر خشک آلوده، بسیاری به عرضه آن در سرزمین اصلی اعتماد نداشتند.
مردم سرزمین اصلی نیز به نوبه خود، به آنچه برخی از آنها "ناسپاسی" هنگکنگ میدانند، واکنش نشان دادهاند. به عنوان مثال، مفسر ملیگرای جمهوری خلق چین، کونگ چینگدونگ، در سال 2012 با خطاب قرار دادن مردم هنگکنگ به عنوان "سگ"، که اشارهای به ماهیت ادعایی آنها به عنوان اتباع استعماری مطیع بود، جنجال بزرگی به پا کرد که منجر به اعتراضاتی در هنگکنگ شد.
آیا هنگکنگ و چین میتوانند با هم کنار بیایند؟
اعتماد به مواد غذایی سرزمین اصلی پایین است و بعید است گردشگران چینی در آینده نزدیک رفتار خود را به طور قابل توجهی تغییر دهند. همچنین، به نظر نمیرسد دولت جمهوری خلق چین علاقهای به نفوذ در سیاست هنگکنگ از دست بدهد. با توجه به تفاوتهای قابل توجه در فرهنگ سیاسی و سیستمهای حکومتی، احتمالاً تنش بین هنگکنگیها و برخی از چینیهای سرزمین اصلی برای مدتی باقی خواهد ماند.
این مقاله در سایت علمی
رایشمند منتشر شده است. خوشحال میشویم اگر
دیدگاه و نظر خود را درباره این موضوع با ما و دیگر خوانندگان در میان بگذارید.