یادت نرود كه همه مردم از چیزی وحشت دارند، به چیزی عشق می ورزند وچیزی را از دست داده اند. اچ جکسون براون (کتاب نکته‌های کوچک زندگی)

گلعذاری ز گلستان جهان ما را بس

SuperUser Account

غزل شماره‌ی 268

گلعذاری ز گلستان جهان ما را بس
زین چمن سایه آن سرو روان ما را بس
من و همصحبتی اهل ریا دورم باد
از گرانان جهان رطل گران ما را بس
قصر فردوس به پاداش عمل می‌بخشند
ما که رندیم و گدا دیر مغان ما را بس
بنشین بر لب جوی و گذر عمر ببین
کاین اشارت ز جهان گذران ما را بس
نقد بازار جهان بنگر و آزار جهان
گر شما را نه بس این سود و زیان ما را بس
یار با ماست چه حاجت که زیادت طلبیم
دولت صحبت آن مونس جان ما را بس
از در خویش خدا را به بهشتم مفرست
که سر کوی تو از کون و مکان ما را بس
حافظ از مشرب قسمت گله ناانصافیست
طبع چون آب و غزل‌های روان ما را بس
Print
173 رتبه بندی این مطلب:
بدون رتبه

SuperUser AccountSuperUser Account

سایر نوشته ها توسط SuperUser Account
تماس با نویسنده

نوشتن یک نظر

افزودن نظر

x
دی ان ان