خودت را با بالاترین استانداردها تطبیق بده. اچ جکسون براون (کتاب نکته‌های کوچک زندگی)

چگونه از صنایع دستیمان مقابل کپی برداری محافظت کنیم؟

وقتي دختر جوان كوله پشتيش را روي ميز مي گذارد همه از نقش هاي زيباي ايراني آن به وجد مي آيند. اما با ديدن كيفيت كيف اين شك در آنها به وجود مي آيد كه كوله پشتي نبايد به وسيله هنرمندان ايراني توليد شده باشد. دقايقي بعد با زير و زبر كردن كيف و فهميدن اين كه كوله پشتي چيني است هياهوي استقبال كنندگان تبديل به سكوت مي شود.
كالاهاي کپی چینی، پاكستاني، هندي و ... جاي فرش‌ها، پارچه‌های ترمه و زربافت ایراني را گرفته و در همه جا از جمله خود بازارهاي سنتي ايراني به وفور يافت مي شود. حتي به قولي در خود بازار زنجان و با وجود چاقوي زنجاني، چاقوي چيني به فروش مي رسد. صنايع دستي كپي شده هرچند تلاش شده باشد خوب كپي شوند، ولي در نهايت كيفيت هنري و مواد اوليه صنايع دستي ايراني را ندارند و تنها كپي بدون اصالتي از طرح هاي صنايع دستي ما هستند. در اين شرايط هنرمندان ايراني اي كه مي كوشند با كار زياد، اثر هنري بااصالتي ارايه دهند غالباً در رقابت با كالاهاي كپي كم مي آورند و در بازاريابي و فروش كالايشان با مشكل مواجه مي شوند.
كپي برداري از صنايع دستي تنها محدود به صنايع دستي ايراني نيست. در حال حاضر بسياري از كشورها با هجوم كپي هاي بي كيفيت صنايع دستيشان به بازارهاي جهاني و حتي بازار مصرف داخليشان مواجهند. از آن جا كه حفاظت از صنايع دستي براي بسياري از كشورها جنبه حياتي دارد، آنها به هر نحو ممكن مي كوشند جلوي توزيع كپي هاي صنايع دستيشان كه از سوي كشورهاي ديگر انجام مي شود را بگيرند. برخي حتي پا فراتر از اين گذاشته و حتي از ورود صنايع دستي كشورهاي ديگر كه ممكن است بازار را براي صنايع دستي خودشان كساد كند نيز جلوگيري مي كنند.
برخي از كشورها با مشاهده كپي صنايع دستيشان، آنها را از بازار داخلي جمع آوري مي كنند و حتي تجاري را كه اقدام به ورود اين كالاها مي كنند را به پرداخت جريمه محكوم مي كنند. در بين اين كشورها همه نوع اقتصادي از جمله معتقدان به بازار و تجارت آزاد وجود دارد. ولي آنها همان گونه كه اجازه ورود ساير كالاهاي بي كيفيت را به كشورشان نمي دهند و شهروندانشان را نسبت به زيان هاي خريد كالاهاي بي كيفيت آگاه مي كنند، اجازه نمي دهند كه در مورد موضوع حساسي نظير صنايع دستي نيز كالاهاي كپي و بي كيفيت به هنرمندان داخليشان ضربه بزند. آنها اين كار را از هر راهي از جمله جمع آوري صنايع دستي تقلبي وارداتي از بازار يا جريمه وارد كنندگان كالاهاي تقلبي و يا بستن سودهاي بازرگاني سنگين انجام مي دهند. چراكه از نظر اين كشورها وجود صنايع دستي كپي هم به هويت ملي و بومي آنها صدمه مي زند و هم درواقع دزدي محسوب مي شود و مي توان از وجه قانوني با آنها مواجه شد.
واقعيت اين است كه اگر چنين برخوردهايي وجود نداشته باشد، كشورهاي كپي كننده از هر راهي مي كوشند محصولات خود كه غالباً به صورت بي كيفيت و در نتيجه با قيمت ارزان تر توليد مي شود را وارد بازار كشورهاي ديگر و حتي بازار كشور دارنده صنايع دستي اصيل كنند. به عنوان مثال چيني ها شهركي به نام كاشان ايجاد كرده و طرح هاي قالي ايراني را به نام كاشان چين به ديگر كشورها مي فروشند. متأسفانه بسياري از شهروندان هم قادر به تشخيص صنايع دستي اصلي از كپي نيستند و يا حتي درصورتي هم كه قادر به تشخيص باشند به دلايلي از جمله ارزان بودن كالاهاي كپي اقدام به خريد آنها مي كنند. اين موضوع هم كاملاً طبيعي است كه كالاي كپي بي كيفيت قيمت بسيار ارزان تري نسبت به كالاي اصيل دارد. بنابراين صحبت از رقابت بين اين دو نوع كالا بي معنا است و تنها راهي كه براي حفظ صنايع دستي اصيل باقي مي ماند جلوگيري از ورود كالاي كپي و بي كيفيت و يا جمع آوري آنها از بازار است.
برخي از كشورها با وجود انبوه كپي هاي خارجي كه از صنايع دستيشان در بازار وجود دارد، باز هم با گسترش صنايع دستي به ويژه صنايع دستي روستايي مي كوشند از صنايع دستي خود محافظت و آن را گسترش دهند. ژاپن از جمله اين كشورها به حساب مي آيد. با وجود اين كه ژاپني ها از ورود صنايع دستي تقلبي چيني به كشورشان صدمه زيادي ديده اند اما همچنان به گسترش صنايع دستي به عنوان راهي براي توسعه بيشتر و اشتغال روستاييان و حفظ صنايع دستيشان مي انديشند. ژاپني ها با طرح جديد «يك دهكده، يك محصول» به دنبال توسعه صنايع دستيشان هستند. براساس اين طرح دهكده هايي كه از گذشته به توليد صنايع دستي مي پرداختند تنها به توليد يك محصول خواهند پرداخت تا در ميزان هزينه و نيروي كار صرفه جويي شود.
فرانسوي ها هم كه به بعضي از محصولات خاص خود افتخار مي كنند سال ها است تمهيداتي انديشيده اند كه به موفقيت برنامه هاي آنها انجاميده است. آنها علاوه بر جمع آوري محصولات تقلبي از بازار و جريمه واردكنندگان خاطي، به ردوبدل شدن اطلاعات درباره كالاهاي بومي هر منطقه هم اهميت زيادي مي دهند. همين امر به گسترش محصولات بومي و محلي در اين كشور منجر شده است. علتش اين است كه زماني كه ناپلئون در فرانسه حكومت مي كرد، فرمان داده بود كه مردم بايد از همديگر و دولت هم بايد از مردم خبر داشته باشد. به اين ترتيب مشخص شد كه به عنوان مثال در فلان ده چه نوع كالايي و چگونه توليد مي شود و به اين ترتيب همين رشته هم در منطقه و هم در اين كشور رشد زيادي كرد. در ايران هم با توجه به تنوع محصولات چنين كاري امكان پذير است. به شرط اين كه مردم بياموزند كه حتي اگر به طور فيزيكي با هم در يك جا حضور نداشته باشند باز هم مي توانند كار تيمي انجام دهند.
خوشبختانه امكان الگوبرداري ما هم از چنين طرح هايي وجود دارد. چراكه در هر استان، شهر و حتي گاهي بعضي از روستاها كالاهاي بسيار منحصر به فردي توليد مي شود كه نتيجه هزاران سال تمدن هر منطقه و كشورمان هستند و جز خود مردم منطقه كس ديگري نمي تواند آنها را به اين شكل هنرمندانه توليد كند. اما نكته منفي اين جا است كه در مناطق ديگر هيچ كس حتي نامي هم از اين كالاي خاص نشنيده است.
بسياري از اين كالاها هرگز براي بازاريابي و فروش به مناطق ديگر راه نمي يابند و پس از مدتي هم به دليل اين كه خود مردم منطقه هيچ اهميتي به آنها نمي دهند و به ويژه نسل جديد تمايلي به آموختن نحوه ساخت آنها ندارند در مسير نابودي قرار مي گيرند. اين در حالي است كه هر زمان كه يكي از اهالي منطقه به شكل كارگاهي و صنعتي شروع به توليد اين كالاها كرده نه تنها در منطقه بلكه در كل كشور بازار مصرف پيدا كرده و گاهي كالايش را روانه بازارهاي خارجي هم كرده است. بسياري از اين كالاها قادر به رقابت با هر كالايي در ايران و حتي در جهان هستند.
به طور كلي افراد كمي پيدا مي شوند كه ارزش كالاهاي بومي منطقه خود و زمينه هاي توليد ثروت در آن را درك كنند. حتي بسياري از روستاييان به كالاهاي سنتي خود به ديد تحقيرآميز نگاه مي كنند. در بعضي از روستاها كار به جايي رسيده كه روش ساخت يك كالا را ديگر تنها مادربزرگ ها و پدربزرگ ها مي دانند و نسل جديد چندان اطلاعي از آنها ندارند. در حالي كه همين نسل جوان حاضرند به كلاس هاي مختلف در زمينه عروسك سازي و نقاشي و ... بروند و هنرهايي را ياد بگيرند كه بازار آن در تسخير كشورهاي ديگر است و امكان درآمدزايي ندارد. به اين ترتيب گاهي افراد هنرهايي را مي آموزند اما چون كالاهاي ساخته شده از اين هنرها نياز بازار نيست و يا كشوري مانند چين قبلاً با قيمت هاي پائين بازار آن را به تسخير خود در آورده، هنر آنها تبديل به كالايي مي شود كه تنها در خانه مورد مصرف دارد و هرگز اقتصادي و درآمدزا نمي شود. البته تشخيص اين كه چه كالايي و در كجا بازار دارد نيز حايز اهميت است.
به اين ترتيب اگر هرچه سريع تر كاري صورت نگيرد شاهد خواهيم بود كه برخي از هنرهاي سنتي و بومي از ياد رفته و جاي خود را به هنرهاي دستي اي كه بازار را اشباع كرده اند داده اند. در حالي كه همين هنرهاي بومي منحصر به فرد مي توانسته براي ساكنان منطقه اشتغال و ثروت ايجاد كند. كما اين كه هم اينك هم افراد زيادي وجود دارند كه از طريق صنايع دستي امرار معاش مي كنند و اين امر شاهد اين مدعا است كه صنايع بومي و خانگي ظرفيت بسيار زيادي براي اشتغالزايي و گسترش دارند.
فرانسوي ها براي اين كه به توليد كنندگان محصولات بومي اعتماد به نفس بدهند به شيوه خود عمل مي كنند. به اين ترتيب كه هر يك از شهرهاي اين كشور به داشتن محصول منحصر بفردي كه دارند مشهور شده اند و حتي در ورودي هر شهر نوع محصول منحصر به فردي كه در اين منطقه وجود دارد، ذكر مي شود. اين امر اعتماد به نفس ساكنان منطقه را بالامي برد و موجب مي شود آنها به كالاهاي سنتي خود ببالند و با توليد بيشتر به گسترش آن بپردازند.
به هرحال مدتي است كه كسب و كارهاي خانگي يك بار ديگر به سرعت در جهان روبه گسترش نهاده اند. گسترش كسب و كارهاي خانگي و توسعه صنايع دستي از جمله مهم ترين كسب و كارهاي خانگي است كه هم در امكان اشتغال زايي و هم در امكان درآمدزايي آن ترديدي وجود ندارد.  

Print
88 رتبه بندی این مطلب:
بدون رتبه

SuperUser AccountSuperUser Account

سایر نوشته ها توسط SuperUser Account
تماس با نویسنده

نوشتن یک نظر

افزودن نظر

x
دی ان ان