به كارمندان زیر دستت همانقدراحترام بگذار كه به ارباب رجوع می گذاری. اچ جکسون براون (کتاب نکته‌های کوچک زندگی)

رکورد شکنی سیاهچاله غول‌پیکر

SuperUser Account

"سیاهچالۀ XJ1500+0154 بیش از یک دهه است که ستاره می‌بلعد. این مدت زمان ده برابر طولانی‌تر از مرگ ستاره‌های دیگر توسط سیاهچاله‌ها بوده است؛ به ‌همین‌ علّت، این سیاهچاله رکورددار این پدیده است و به آنTDE  (سرواژۀ Tidal Disruption Eventبه معنای گسست کشندی) می‌گویند.

گسست کشندی، زمانی رخ می‌دهد که جرمی همانند ستاره در نزدیکی سیاهچاله قرار می‌گیرد و با نیروهای کشنده‌ای که از گرانشِ قوی سیاهچاله منشأ می‌گیرد از هم گسسته می‌شود. در حین این رخداد برخی از گازهای ستاره‌ای با سرعت بالا به سمت بیرون پرتاب می‌شوند، مابقی گرم‌تر شده و به داخل سیاهچاله سقوط و پرتوهای ایکس تولید می‌کنند. تابه‌حال، ده‌ها پدیدۀ گسست کشندی شناسایی شده ولی در هیچ‌کدام چنین درخشندگی و این میزان زمان طولانی در بلعیدن مشاهده نشده است.

محققان از سال ۲۰۰۵/۱۳۸۴ از طریق چند منبعِ رصدی از جمله رصدخانۀ پرتو ایکس چاندرای ناسا و ماهوارۀ سویفت XMM-Newton آژانس فضایی اروپا، در حال بررسی این سیاهچاله هستند. بنا به داده‌های بدست آمده از پرتو ایکس، محققان معتقدند که این سیاهچاله از حدّ ادینگتون(Eddington Limit)  -حدّ تعادلی میان فشار بیرونی پرتوهای تولید شده از گازها و کشش درونی گرانشی سیاهچاله- نیز پیشی گرفته است و از زمانی که مشاهده شده به سرعت در حال رشد و وسیع‌تر شدن است.

بنا بر عقیدۀ محققان، این سیاهچاله که در فاصلۀ ۱/۸ بیلیون سال نوری از زمین قرار دارد نه تنها بیانگر چگونگی رشد سیاهچاله‌های غول‌پیکر است بلکه موردی عجیب از بلعیده شدن ستاره‌ای حدود دو برابر بزرگ‌تر از خورشید است که در این صورت نمونۀ مهمی در بررسی‌های پیشرفتۀ سیاهچاله‌ها به شمار می‌رود. تخمین زده شده است که این سیاهچاله درطی چند سال آینده و با تقلیل پیدا کردن ستاره در نهایت محو خواهد شد. "
"نیکلاس کوپرنیک کشیشی که نام وی را به لاتین کوپرنیکوس می‌گویند، در بیست و چهارم ماه می 1543 بر اثر خونریزی مغزی درگذشت. وی تقریبا 70 سال سن داشت و در این دوران فقط به انتشار یک اثر علمی به نام ""درباره‌ی دوران افلاک آسمانی"" پرداخت که خودش به راستی آن را قبول نداشت. کوپرنیک انشار نظریه خود را حدود سی سال به تعویق انداخت و اولین نسخه‌ی کتاب خود را چند ساعت قبل از فوت در بستر مرگ دید و متاسفانه نتوانست مقدمه‌ای برای آن بنویسد. با توجه به شواهد و مستنداتی که موجود است کوپرنیک چندان راغب به رصد کردن ستارگان نبود و ترجیح می‌داد که به مشاهدات آسمانی کلدانی‌ها، یونانی‌ها و مسلمانان متکی باشد. که این کار سبب شد پاره‌ای اطلاعات نامطلوب در نتایج حاصل شود. کتاب وی به صورت کلی شامل 27 رصد بوده که به وسیله‌ی کوپرنیک و در طی 32 سال صورت گرفته است! اولین رصد را در سن 24 سالگی و آخرین رصد را که مربوط به کسوف زهره می‌شود، 14 سال قبل از اینکه دست نویسش را به چاپخانه ارسال کند انجام داده است! کوپرنیک مجموعا در طول عمر خود بین 60 الی 70 رصد انجام داده و ترجیح می‌داد که کار مشاهدات آسمانی را دیگران انجام دهند. وی خود را فیلسوف و استاد ریاضیات آسمانی می‌دانست. متاسفانه وی اشتباهات فاحشی در زمینه‌های اندازه‌گیری داشت با اینکه با توجه به شغل و درآمدی که داشت می‌توانست ادوات بهتر و کم خطاتری برای انجام کارها و رصدهایش سفارش دهد. اما سوال این‌جا بود که چرا هیچ وقت از ادوات دقیق‌تری استفاده نکرد؟
اولین اشاره به طرح کوپرنیکی در رساله‌ی مختصری شده بود که که کشیش نیکلاس آن را به رشته‌ی تحریر درآورده بود. این نوشته تحت عنوان ""طرح مختصر فرضیه‌های نیکلاس کوپرنیک درباره‌ی حرکات سماوی"" به جریان افتاد.

کوپرنیک در این نوشته متذکر می‌شود که دستگاه جهانی بطلمیوس رضایت بخش نبوده چرا که حرکات سیارات را به درستی نمی‌تواند توجیه کند. سپس کوپرنیک مدعی می‌شود که نظامی را بنا نهاده که این مسئله را توضیح می‌دهد و راحت‌تر است. سپس بدون هیچ توضیحی هفت قضیه زیر را بیان می‌کند:

1-    اجسام سماوی همه بر گرد یک مرکز نمی‌گردند.

2-    زمین مرکز افلاک نیست بلکه فقط مدار مرکز ماه و مرکز ثقل دنیای خاکی است.

3-    خورشید مرکز منظومه سیارات و در نتیجه مرکز جهان است.

4-    با مقایسه مسافت ثوابت با خورشید فاصله زمین تا خورشید بسیار کوتاه است.

5-    حرکات وضعی ظاهری افلاک ناشی از حرکت زمین بر گرد محور خودش است.

6-     حرکات ظاهری سالانه‌ی خورشید ناشی از این حقیقت است که زمین مانند سایر سیارات دیگر به دور خورشید می‌گردد.

7-     سکون و سیر قهقرایی مجدد ظاهری سیارات ناشی از همان علل است.

با اینکه نظرات کوپرنیک مخالف کلیسا بود اما چون به شدت محتاط بود و خودش نیز اذعان کرده بود که این نظریات را قبول ندارد و بعد از مرگش کتاب وی به دست کلیسا افتاد، عملا عذابی مانند دانشمندان هم عصر خودش نکشید و از طرف کلیسا تهدید نشد. زندگی تقریبا آرام و یکنواختی داشت و در جایگاه اجتماعی مناسبی قرار داشت."

 
Print
143 رتبه بندی این مطلب:
بدون رتبه

SuperUser AccountSuperUser Account

سایر نوشته ها توسط SuperUser Account
تماس با نویسنده

نوشتن یک نظر

افزودن نظر

x
دی ان ان