سعی كن بیشتر مطالعه كنی. اچ جکسون براون (کتاب نکته‌های کوچک زندگی)

تأثیر مادران چینی و هندی در پیشرفت فرزندان
SuperUser Account

تأثیر مادران چینی و هندی در پیشرفت فرزندان

مادران چینی و هندی تحت تاثیر فلسفه های کنفوسیوسی و هندو قرار دارند. اگر والدین اعتقاد به طبیعت و نیروهای از پیش تعیین شده داشته باشند پیشرفت را در فرزندانشان محدود می کنند. آنها احتمالاً بر این اساس تفاوت های میان فرزندان را پذیرفته و در عین حال احتمال کمتری وجود دارد که یک فرزند را به کسب موفقیت فراتر از سطح معین سوق دهند. در تفکر کنفوسیوسی, محیط بیشترین تأثیر را بر پیشرفت کودک دارد و به همین دلیل والدین به تأمین بهترین محیط ممکن برای رشد فرزندان توصیه می شوند.
هندی
هندی ها ارزش تلاش و کوشش را بیشتر از چینیها تشخیص داده اند. اما به دلیل اعتقاد به محدودیت پیشرفت تحت تأثیر نیروهای از قبل تعیین شده, تفاوت های فردی را نیز پذیرفته اند
هندی ها ارزش تلاش و کوشش را بیشتر تشخیص داده اند. اما به دلیل اعتقاد به محدودیت پیشرفت تحت تأثیر نیروهای از قبل تعیین شده, تفاوت های فردی را نیز پذیرفته اند (به نوعی تناقض در تفکر هندی در زمینه اعتقاد به مرکز کنترل داخلی و تأثیر فرد در تعیین سرنوشت خویش برمی خوریم).
جوامع سنتی چینی و هندی هر دو سلسله مراتبی و پدرسالار هستند و تولد در خانواده گسترده و سن و جنس موقعیت اجتماعی را تعیین می کند. در ویژگی های خانوادگی سنتی هر دو جامعه نیز مادر مهربان و پدر سخت گیر به چشم می خورد و مادر بر فرزندانش کنترل دارد.
والدین چینی به دلیل اعتقاد به این که کودک توان فهمیدن ندارد با او مهربانند. اما هنگامی که کودک به سن فهمیدن رسید او را درنظام سختی قرار می دهند. درتفکر هندی نیز کودک تا ده سالگی بی گناه است.
درخانواده های هندی وابستگی های قومی همچنان وجود دارد. درخانواده های چینی نیز مسئولیت ها و وابستگی اعضای خانواده همچنان مورد توجه است.
بطور کلی مطالعه تفاوت دانش آموزان آسیایی و غربی این نتیجه به دست آمده که دانش آموزان غربی برای برآوردن اهداف فردی خویش تلاش می کنند و کار را به خوبی انجام می دهند, اما دانش آموزان آسیایی به این دلیل تلاش می کنند که انتظارات والدینشان را برآورده سازند.
مفهوم آموزش در واقع ایدوئولوژی شیوه های پدر و مادرهای آسیایی را منعکس می کند که تنها مختص به چینی ها نیز نیست.
نتایج نشان می دهد که مادران چینی عقیده دارند که استفاده از اجبار, که توسعه احساسی اجتماعی را درفرزندان تشویق می کند, مانع از دستیابی به رفتار فرزندی و موفقیت تحصیلی (دانشگاهی) می شود. درهر دو فرهنگ توسعه مثبت احساسی اجتماعی به استفاده از روش های آمرانه مربوط می گردد. (منظور این است که مادران هندی میان روش های اجباری و موفقیت فرزندانشان رابطه مثبت می بینند برخلاف مادران چینی).
دیگر این که در دو کشور افراد تحصیلکرده دانشگاهی از حقوقی متفاوت با دیگران برخوردارند. با این که این تفاوت سطح حقوق در چین به اندازه هند نیست, اما پدر و مادرهای چینی فرزندانشان را به دستیابی به موقعیت های شغلی بالاتر تشویق می کنند.
در چین کنترل فرزندان که ویژگی تربیت آمرانه والدین است, در زمینه عشق به خانواده جهت پیدا می کند, یعنی پذیرش آن از سوی فرزند به جای دشمنی. اما در هند به دلیل ارزش یکسان فرزندان در فرهنگ, چنین نمی باشد.
[Links Between Socialization Goals and Child-Rearing Practices in Chinese and Indian Mothers-University of Hong Kong ,Clark University-2003-p475_485]
در مورد کشور هند نکته ای که لازم به ذکر است این است که طبق گزارش GEM یا ناظر کارآفرینی جهانی, فرهنگ هند مروج کارآفرینی نمی باشد. همین طور در این کشور با توجه به انعطاف ناپذیری های اجتماعی, احتمال اینکه زنان هندی کارآفرین شوند به اندازه نصف مردان است.
Print
59 رتبه بندی این مطلب:
5/0

SuperUser AccountSuperUser Account

سایر نوشته ها توسط SuperUser Account
تماس با نویسنده

نوشتن یک نظر

افزودن نظر

x
دی ان ان