وقتی به دیدن دوست بیمار خود می روی به یاد داشته باش كه امید دادن وتقویت افكار مثبت برای او قویترین داروست. اچ جکسون براون (کتاب نکته‌های کوچک زندگی)

چرا احساس تنهایی می کنیم؟

چرا احساس تنهایی می کنیم؟
SuperUser Account

انسان یک موجود اجتماعی است. بنابراین بیشتر ما به برقراری تماس اجتماعی و روابط احساس نیاز می کنیم. با این وصف تعریفی که می توان از احساس تنهایی ارایه داد این است: وقتی نیازمان از این نوع تماس برآورده نمی شود، احساسی پیدا می کنیم که همان احساس تنهایی است.

احساس تنهایی با تنها بودن یکی نیست. شما ممکن است تنها بودن را انتخاب کنید و بدون برقراری تماس زیاد با آدم های دیگر خوشحال زندگی کنید. از طرف دیگر هم ممکن است تماس های اجتماعی خیلی زیادی داشته باشید، یا با یک نفر در رابطه باشید یا بخشی از یک خانواده باشید و هنوز احساس تنهایی کنید. ممکن است افراد زیادی هم شما را احاطه کرده باشند اما ... هنوز احساس تنهایی کنید.
احساس تنهایی می تواند تأثیر قابل توجهی بر سلامت روان ما به جا بگذارد. این احساس ممکن است به بروز مشکلات روانی مانند اضطراب و افسردگی کمک کند.

البته داشتن مشکل روانی هم ممکن است باعث ایجاد احساس تنهایی در ما شود. به عنوان مثال، احتمال دارد وضعیتمان به شکلی باشد که تماس های اجتماعی را دشوار بیابیم و یا حفظ دوستی را سخت ببینیم، همچنین امکان دارد که به دلیل انگ خوردن و یا تبعیض هم احساس منزوی بودن کنیم.
برخی از افراد با هر موقعیت اجتماعی ای که دارند و با هر تعداد دوستی که دارند، احساسات عمیق و ثابتی از تنهایی دارند که از درون آنها منشأ می گیرد و ناپدید نمی شود.
دلایل بسیاری وجود دارد برای این که افراد این نوع از تنهایی را تجربه کنند. آنها ممکن است احساس کنند نمی توانند خودشان را دوست داشته باشند و یا از سوی دیگران دوست داشته شوند. یا این که ممکن است از نداشتن اعتماد به نفس رنج ببرند. این احساس دوست نداشته شدن احتمالاً به کودکی شان برمی گردد به طوری که به عنوان یک بزرگسال هم همچنان احساس دوست داشتنی نبودن را در تمام روابطشان حفظ می کنند.
گاهی اوقات هم افراد خودشان را آگاهانه یا به طور ناخودآگاه منزوی می کنند چراکه می ترسند در روابطشان صدمه ببینند. به این ترتیب فرد برای این که از خودش در مقابل جهان و از جهان در مقابل خودش محافظت کند موانعی ایجاد می کند و احساس تنهایی یک عارضه جانبی این موانع است.
اگر نوع عمیق تری از تنهایی را تجربه می کنیم ممکن است از این که خودمان باشیم دوری کنیم و زمان زیادی را صرف اجتماعی شدن کنیم. یا این که ممکن است خلاف این مسیر را بپیماییم یعنی خودمان را پنهان کنیم تا با دنیای انسان ها مواجه نشویم و احساس کنیم با آنها بی ارتباطیم. یا این که ممکن است برای فرار از احساس تنهایی مان و یا مواجهه با شرایط اجتماعی ای که نمی توانیم از آن اجتناب کنیم عادت های غیر سودمند مانند استفاده از الکل یا مواد مخدر را در خود ایجاد کنیم.
به وجود آمدن احساس تنهایی دلایل متفاوتی دارد و بر افراد مختلف هم اثرات متفاوتی به جا می گذارد. اغلب مردم به دلیل وضعیت شخصی خود احساس تنهایی می کنند اما گاهی اوقات تنهایی احساسی عمیق تر و ثابت تر از آن است که از درونمان سرچشمه بگیرد.
سبک خاص زندگی و استرس های زندگی روزانه ممکن است باعث شود برخی از افراد به لحاظ اجتماعی منزوی و در مقابل تنهایی آسیب پذیر باشند. موقعیت های بسیاری وجود دارد که می تواند باعث شود فرد احساس انزوا و یا تنهایی کند. موارد زیر مثال هایی از این موقعیت ها هستند:

-فرد شریک زندگی یا کسی که به او نزدیک است را از دست بدهد.
-رابطه ای از هم گسسته شود، شرایط تک والدی به وجود بیاید و یا فرد ناچار باشد از شخص دیگری مراقبت کند -در این صورت وی ممکن است حفظ زندگی اجتماعی راسخت بیابد.
-بازنشسته شدن و از دست دادن تماس های اجتماعی ای که فرد در حین کار داشته است.
-فرد مسن باشد و به تنهایی بیرون رفتن را مشکل بیابد.
-فرد بدون اعضای خانواده، دوستان و شبکه های اجتماعیش به منطقه جدیدی نقل مکان کند. 
-فرد به یک اقلیت قومی تعلق داشته باشد و در منطقه ای بدون کسانی زندگی کند که پس زمینه مشترک با آنها دارد.
-کنار گذاشتن فعالیت های اجتماعی -به عنوان مثال، به دلیل مشکلات حرکتی و یا مشکلات مالی.
-تجربه تبعیض و انگ خوردن -برای مثال به دلیل ناتوانی جسمی و یا بیماری طولانی مدت یا نژاد یا جنسیت.
-تجربه مورد سوء استفاده جنسی و یا فیزیکی قرار گرفتن -در این صورت فرد ممکن است روابط نزدیک با افراد دیگر را سخت بیابد.

Print
145 رتبه بندی این مطلب:
بدون رتبه

SuperUser AccountSuperUser Account

سایر نوشته ها توسط SuperUser Account
تماس با نویسنده

نوشتن یک نظر

افزودن نظر

x
دی ان ان