رویاهایی را كه برای فرزندانت درسر می پرورانی كنار بگذار و به آنها كمك كن تا به آرزوهایی كه خود در سر دارند برسند. اچ جکسون براون (کتاب نکته‌های کوچک زندگی)

فناوری فرهنگی
SuperUser Account

فناوری فرهنگی

مدتى است كره اى ها براى توسعه چند محور اساسى در كشورشان بودجه اى تخصيص داده اند. از جمله اين محورها نانوتكنولوژى، بيوتكنولوژى و تكنولوژى اطلاعات است. اما محور جالب ديگرى هم مورد توجه آنها قرار گرفته است و آن چيزى است كه به آن نام فناورى فرهنگى داده اند. شايد به همين دليل است كه شاهديم صنعت سينما و شيوه ساخت سريال هاى تلويزيونى در كشور كره جنوبى تحولى اساسى پيدا كرده است و مى كوشد از انسان هايى با شيوه هاى رفتارى خاص الگو و قهرمان بسازد. در واقع كره اى ها فرهنگ را به عنوان نوعى فناورى در نظر گرفته اند كه مى توان آن را وارد جامعه كرد و با توجه به نوع فرهنگى كه وارد جامعه و سيستم كارى مى كنند، مى توانند توسعه اقتصادى - اجتماعى كشورشان را رقم بزنند.
مدت ها است بسيارى از كشورها به اين نتيجه رسيده اند كه توسعه اقتصادى بدون توجه به توسعه فرهنگى ناكام مى ماند. چرا كه كشورهايى كه تنها توسعه اقتصادى را هدف قرار داده اند در دستيابى به هدف شان شكست خورده اند و يا توسعه اقتصادى در آنها زودگذر بوده و تداوم نيافته است. بنابراين در دنياى امروز فرهنگ راه رسيدن به اهداف ديگر توسعه تلقى مى شود.
سينا اميرى كارشناس ارشد مديريت و از مديران صنايع مى گويد: «كشورى نظير كره مقوله اى به نام فناورى فرهنگى را مطرح كرده تا براساس آن بتواند بررسى كند كه بايد درباره چه موارد فرهنگى اى كار كند كه بهترين بازده را در سطوح اجتماع و اقتصاد و... به دست آورد. به اين ترتيب هم رفتارهاى درست اجتماعى مورد توجه قرار مى گيرد و تقويت مى شود و هم بر روى مقولات فرهنگى اى كه بازده صنعتى و بهره ورى كلى را بالا مى برد كار مى شود. در نتيجه به مردم و نيروى كار كمك مى شود تا انسان هاى ديگر را بيشتر قبول داشته باشند و به كارشان تخصصى تر نگاه كنند. سپس اين رفتارها را تقويت مى كنند تا تبديل به عادت شود. چرا كه عادت مجموعه رفتارهاى جا افتاده است و سپس اين عادات تبديل به فرهنگ مى شود. فرهنگ هم مجموعه عادات جا افتاده است. آنها با اين روش مى توانند حتى عادات و فرهنگ هاى مضر يا بيهوده را هم حذف كنند.»
طبيعى است كه مانند همه كشورهاى جهان فناورى فرهنگى براى كشور ما هم امرى لازم است. فرهنگ مى تواند ديد ما را به مقوله كار و نحوه جمع آورى ثروت تغيير دهد. چرا كه در كشور ما فرهنگ كار به خوبى تعريف نشده و به خاطر همين فرهنگ كار ما در مقايسه با كشورهاى پيشرفته پائين تر است. كشورهاى توسعه يافته مدت هاست كه به اهميت نيروى انسانى و نحوه نگرش آنها به كار و توليد و ثروت پى برده اند و آن را عامل توسعه اقتصادى مى دانند. آنها مى دانند كه اگر براى فرهنگ كار تعريف درستى ارائه شود و اين تعريف در همه محيط هاى كار به نيروى كارآموخته مى شود و در آنها به شكل عادت درآيد، همه افراد به توسعه اقتصادى كشورشان كمك خواهند كرد. اگر در كشور ما هم اين روند طى شود ديگر شاهد كيفيت پائين كالاها و يا كيفيت پائين خدمات دهى نخواهيم بود. در اين صورت رقابت در كسب و كارها افزايش مى يابد و رضايت مشترى اهميت بيشترى پيدا مى كند و ما در عرصه رقابت با كالاهاى خارجى هم كم نمى آوريم.
طبق مطالعه اى كه بر روى شاخص انگيزه توفيق در چند كشور انجام شده مشخص شده ميان اين شاخص و رشد اقتصادى بين سال هاى ۱۹۶۰ تا ۱۹۸۹ همبستگى شديدى وجود داشته است. به اين ترتيب اين نتيجه به دست آمد كه تنها نهادهاى سياسى و اقتصادى تعيين كننده رشد اقتصادى نيستند. بلكه عوامل فرهنگى هم نقش دارند. شاخص ديگرى هم كه به عقيده بسيارى از محققان مى تواند عامل نيرومندى براى رشد اقتصادى و قدرت رقابت بين المللى باشد، اعتماد متقابل ميان شهروندان است. به اين ترتيب براساس گزارش جهانى فرهنگ، بين سطح اعتماد در ميان شهروندان و رشد اقتصادى همبستگى آمارى مثبت و قوى اى به دست آمده است. اينها را «سوده احمدیان راد» كارشناس ارشد كارآفرينى كه تحقيقاتى درباره رابطه فرهنگ و توسعه اقتصادى انجام داده است مى گويد. وى مى افزايد: «جامعه پويا كه مى تواند براى مردم خود سطح زندگى بالايى را فراهم سازد بر جريان مستمر فعاليت هاى خلاق استوار است. در حالى كه در گزارش جهانى فرهنگ آمده كه همه فرهنگ ها خلاقيت را تشويق نمى كنند. جالب اين جاست كه اين گزارش مى گويد كه هويت فرهنگى هم در جوامعى كه از اين نظر نسبتاً باز هستند بندرت از دست مى رود. چون بازسازى و تأكيد مجدد بر ارزش ها به طور مداوم در حال وقوع است.
اما مهم ترين نكته اين است كه فرهنگ اروپايى تنها راه رسيدن به توفيق نيست. توسعه آسياى شرقى جنبه هاى خاص خود را داشته است. از جمله اين جنبه ها نقش بيشتر آموزش و تشكيل نيروى كار ماهر و برخوردارى از رابطه اى دوستانه تر ميان بازار و دولت است كه رابطه اى است كه بيشتر بر همكارى مبتنى است. اما هيچ كدام از اين ها ويژگى هاى منحصر به فرد «ارزش هاى آسيايى» به شمار نمى آيند و چيزهايى نيستند كه ديگر كشورها از تعقيب موفقيت آميز آنها عاجز باشند. در نهايت هر چند كه در گزارش جهانى فرهنگ چنين استدلال شده كه تفكر و عمل توسعه تحت تسلط بى چون وچراى فرهنگ غربى قرار داشته، اما كشورهايى مانند ژاپن در بحبوحه جهانى شدن از الگوهاى توسعه و فرهنگ خود دست برنداشته اند و به اين ترتيب ژاپن و كشورهاى آسياى شرقى، هم نظام هاى اقتصادى شان را نوسازى كرده اند و هم سنت ها و فرهنگ خاص خودشان را حفظ كرده اند. به هر صورت فرهنگ هر كشور هر گونه كه باشد بر شكست ها و موفقيت هاى توسعه در آن كشور مؤثر است.»
اين موارد نشان مى دهد كه ما هم مى توانيم با فرهنگ خاص خود سريع تر در مسير توسعه قدم برداريم. به شرط اين كه در ابتدا مؤلفه هاى فرهنگى اى را كه منجر به توسعه اقتصادى مى شود شناسايى كنيم و آنها را تقويت كنيم و در همه نيروى كار به شكل عادت درآوريم.
سوده احمدیان راد مى گويد: «يك محقق مصرى كه درباره تأثير فرهنگ اسلامى بر كارآفرينى تحقيق كرده مى گويد كه آزادى انتخاب و آگاهى در اسلام بسيار مهم است. به طورى كه در سوره بقره آمده كه كار دين به اجبار نيست. همچنين وى مى گويد كه فرهنگ اسلامى، تلاش فردى قانونى را به عنوان راه مشروع كسب پول مورد توجه قرار مى دهد و اشتغال به كار سخت و فعاليت هاى اقتصادى افراد و شركت هاى كسب و كار را به عنوان الزام و تعهد مى بيند. فضيلت هاى سختكوشى و زندگى زاهدانه اى كه تنبلى را محكوم مى كند نيز از ارزش هاى قوى در اسلام است. همچنين بازار آزاد و انجام كسب و كار توسط اسلام مورد تشويق قرار گرفته است. به طورى كه وقتى از پيامبر اسلام پرسيدند بهترين شكل كسب كردن چيست او پاسخ داد كاركردن مرد با دستانش و هر فروش مشروع.»
وى درباره ارزش هاى فرهنگى اى كه كشورهاى ديگر مورداستفاده قرار مى دهند، مى گويد: «آنچه به نام معجزه اقتصادى ژاپن ناميده مى شود، درواقع تمايل به سازگارى، اتفاق نظر، همكارى، شكيبايى و احترام زياد به سنت، صلاحيت و نظم است و نقش دوست نيز كه در تصميم براى راه اندازى يك كسب و كار جديد اثبات شده منعكس كننده روحيه گروهى مشهور جامعه ژاپنى است.
در هند هم روحيه كار بسيار زياد است و كارآفرينى علاوه بر كمك به كاهش فقر سبب رشد طبقه متوسط نيز مى شود. در اين كشور افراد با مقدار پول كم و كمبود منابع به خاطر همت زياد از كارآفرين شدن نمى ترسند. اخلاق كار سخت كنفوسيوسى هم چينى ها را به سوى عقايدى هدايت مى كند كه معتقدند كاركردن زندگى كردن است.
از سوى ديگر نياز به موفقيت كه به عنوان يك ويژگى كارآفرينانه شناخته مى شود در ميان چينى ها كه تلاش بيشترى در جهت موفقيت مى كنند و منظم تر هستند حتى بيشتر از آمريكايى ها وجود دارد. اما به نظر مى آيد كه در جامعه ايران تحول نظام شخصيتى تاكنون به گونه اى نبوده كه بتواند در سطح خرد يعنى فردى شرايط لازم را براى توسعه اقتصادى - اجتماعى جامعه فراهم كند. در جامعه ما على رغم وجود عناصر مثبت در فرهنگ آرمانى دينى كه درآن به كار ارزش بسيار داده مى شود و تأكيد بر ارزش اكتسابى به جاى انتسابى، ارزش هايى غلبه دارد كه اخلاق كار و به تبع آن كارآفرينى را تضعيف مى كند. موضوع ديگر اين است كه در كشور ما توزيع منابع نامتوازن است كه حتى در مناسباتى ازجمله مناسبات پدر و ديگر اعضاى خانواده ديده مى شود.
ثروت، قدرت، منزلت و معرفت (اطلاعات) منابع ارزشمندى هستند كه اگر به طور نامتوازن توزيع گردند امكان سركوب يك طرف را از جانب طرف ديگر فراهم مى آورند. همچنين در جامعه ما سطح فردگرايى پائين است كه در نتيجه آن سركوب افراد در صورت تخطى از قواعد بيش از جوامع با فردگرايى بالاست.
اينها نشان مى دهد كه ما ناچاريم همپاى ديگر كشورها به نقش فرهنگ در توسعه اقتصادى بهاى بيشترى بدهيم. در اين صورت حتى مى توانيم شكل هاى انحرافى جمع آورى ثروت نظير قاچاق يا عضويت در شركت هاى هرمى مثل گلدكوئيست را هم در كشورمان كنترل كنيم. چرا كه عادات افراد و كنترل درونى مى تواند مانع روى آوردن بسيارى از افراد به چنين روش هايى براى كسب درآمد باشد.
يكى از موارد ديگرى هم كه نشان مى دهد ما كمتر در زمينه فرهنگ و رابطه آن با توسعه اقتصادى كار كرده ايم، نحوه حمايت از حقوق مالكيت معنوى است.
كشورهاى پيشرفته به اين نتيجه رسيده اند كه توسعه و كار بدون حمايت از حقوق مالكيت معنوى ممكن نيست. در حالى كه ما در كشورمان از اين نظر در مراحل ابتدايى قرار داريم.در صورتى كه فناورى فرهنگى به عنوان عامل توسعه اقتصادى جدى تر گرفته شود، حتى مى تواند خودش به ابزارى درآمدزا تبديل شود. چنان كه فعاليت بنگاه هاى هنرى و فرهنگى براى ارائه خدمات به كارى درآمدزا تبديل مى شود. هاليوود نمونه كاملى در اين زمينه است. چرا كه در عين درآمدزيادى كه براى كشور آمريكا كسب مى كند، فرهنگ اين كشور را هم به كشورهاى ديگر وارد مى كند. چنانكه گفتيم كره اى ها هم با اين نوع نگاه توانسته اند سريال هاى پرطرفدارى درست كنند و مخاطبانى در خارج از مرزهايشان هم بيابند.
Print
42 رتبه بندی این مطلب:
بدون رتبه

SuperUser AccountSuperUser Account

سایر نوشته ها توسط SuperUser Account
تماس با نویسنده

نوشتن یک نظر

افزودن نظر

x
دی ان ان