وقتی فردی شریف پستی سیاسی برعهده می گیرد، سعی كن تا جایی كه در توان داری ، چه مالی و چه معنوی ، از و حمایت كنی . اچ جکسون براون (کتاب نکته‌های کوچک زندگی)

ایجاد تغییر در خود با روش ویرایش داستان

ایجاد تغییر در خود با روش ویرایش داستان
SuperUser Account

انسان ها می توانند تغییر كنند. اما چگونه؟ این پرسشی است كه افراد زیادی به دنبال یافتن پاسخ آن هستند.
در كتابی به نام "تغییر مسیر" شیوه جالبی برای ایجاد تغییر در خود پیشنهاد شده است. تیموتی دی ویلسون استاد روانشناسی دانشگاه ویرجینیا در این كتاب با استناد به تحقیقات علمی ای كه انجام داده تكنیك ویرایش داستان را بهترین راه ایجاد تغییر در خود معرفی می كند. به گفته وی با تمركز بر تكنیك هایی كه به فرد كمك می كند با رفتارها و نگرش های بد مبارزه كند و درواقع با پیدا كردن راه های جدید و بهتر می توان تغییراتی روانی در او ایجاد كرد.
ویلسون در این كتاب می گوید كه همه ما داستان های شخصی خودمان را درباره این كه چه كسی هستیم و جهان شبیه چیست داریم. این داستان ها لزوماً آگاهانه نیستند اما روایاتی هستند كه با آنها زندگی می كنیم. بسیاری از ما داستان های خوشبینانه ای داریم كه به خوبی به ما خدمت می كنند. اما بعضی اوقات آدم ها داستان های بدبینانه ای دارند كه آنها را در چرخه های فكری ای كه حاكی از شكست خورده بودنشان است گرفتار می كند. برهمین اساس هم بدترین چیزها را فرض می كنند و در نتیجه، با شرایط هم با ضعف كنار می آیند. در این شرایط این پرسش مطرح می شود كه چگونه به افراد كمك كنیم در داستان های منفی شان تجدیدنظر كنند.
یك روش، روش روان درمانی است. درمان رفتار شناختی CBT است كه به عنوان مثال برای شناسایی و تغییر الگوهای فكری منفی افراد درباره خودشان و جهان اطراف طراحی شده. CBT راه مؤثری برای كمك به افراد است، بخصوص كمك به كسانی كه با مشكلات جدی مثل اختلالات اضطراب یا افسردگی روبرو هستند.
اما روانشناسان اجتماعی راه دیگری كشف كرده اند كه ساده تر است و می تواند به افراد كمك كند با مشكلات جدی كمتری دست و پنج نرم كنند. ویلسون این روش را ویرایش داستان می نامد. براین اساس می توان افراد را تشویق كرد تا داستان های شخصی شان را با به كارگیری روش های سودمند ویرایش كنند. راه های مختلفی هم برای انجام كار ویرایش داستان وجود دارد. در یكی از آنها به افراد اطلاعاتی داده می شود كه دربردارنده راه جدیدی برای تفسیر شرایطشان است.
برای مثال ویلسون مطالعه ای بر روی دانشجویان سال اول دانشگاه كه عملكرد خوبی نداشتند انجام داد. آنها به خاطر این كه وضعیتشان را با یك الگوی فكری منفی شكست مطابقت می دادند خودشان را سرزنش می كردند و نتیجه می گرفتند كه مناسب كالج نیستند. ویلسون و همكارانش دانشجویان را به دو گروه تقسیم كردیم. یك گروه اطلاعات خاصی دریافت كردند تا راه و رسم تحصیل در كالج را یاد بگیرند. آنها مصاحبه های ضبط شده با دانشجویان كلاس های بالاتر را تماشا كردند كه كمك خوبی بود. ایده اصلی مطالعه این بود كه دانشجویان خود را تغییر دهند و تشویق شوند مشكلات دانشگاهی شان را تفسیر كنند و به جای احساس شكست، بیاموزند تفسیر مثبت تری كه به آن نیاز دارند را داشته باشند و به این وسیله یاد بگیرند كارهایشان را با روش بهتری انجام دهند. وقتی این گروه از دانشجویان، با گروه كنترل مقایسه شدند مشخص شد كه كمتر احتمال دارد كالج را رها كنند.
راه های دیگری هم وجود دارد كه به افراد كمك می كند بتوانند داستان هایشان را ویرایش كنند. انواع تمرین های نوشتن درست شده اند كه به افراد كمك می كنند وقایع رنج آور گذشته شان را دوباره تفسیر كنند و از آنها بهره ببرند تا با سرعت بیشتری از آن احساس بهبود یابند. روش دیگر این است كه افراد از همان ابتدا رفتارشان را تغییر دهند. این كار به عنوان مثال با ایجاد كنترل بر خود با تمرین كنترل نفس و جرأت پیدا كردن با انجام کارهای شجاعانه امكان پذیر است. به عنوان مثال، یكی از راه های كنترل انحرافات نوجوانی فراهم كردن امكان انجام كار داوطلبانه برای آنها در جامعه است. ایجاد چنین تغییراتی در نوجوانان ذهن آنها را از بزرگسالان منحرف می كند و باعث می شود به دنیای بزرگسالی توجه نكنند.
هدف همه این روش ها این است كه افراد تشویق شوند داستان های شخصی شان را ویرایش كنند به نحوی كه تغییراتی در رفتارشان ایجاد شود و برایشان خوشبختی و تندرستی به ارمغان بیاید.
دلیل این كه ویرایش داستان نسبت به روش های دیگر تغییر رفتار بهتر است این است كه بعضی از روش ها به اشتباه سعی می كنند رفتار افراد را تغییر دهند بدون این كه كاری به داستان های شخصی آنها داشته باشند. برای مثال، اگر فقط با دادن پول به والدین یا تعیین جریمه بخواهیم آنها رفتارشان را نسبت به بچه هایشان تغییر دهند و به بچه هایشان توجه كنند به نتیجه نمی رسیم و چه بسا این روش ها نتیجه معكوس دارد و باعث می شود آن كار را فقط به خاطر پول انجام دهند نه به خاطر این كه بچه هایشان را دوست دارند.
آیا والدین می توانند از شیوه ویرایش داستان استفاده كنند؟
والدین هم می توانند از تكنیك ویرایش داستان در رابطه با بچه هایشان استفاده كنند. به این ترتیب كه روایات بچه ها از جهان را ویرایش كنند. آنها به قدر كافی قوی هستند تا رفتارهای بچه هایشان را شكل دهند و می توانند دست كم از پاداش یا تنبیه برای انجام این كار استفاده كنند.
آیا حکومت ها می توانند از روش ویرایش داستان در مقابل بیماری های اجتماعی استفاده کنند؟
این كار حتی به حكومت هم كمك می كند تا مشکل بیماری های های اجتماعی را حل كند. ویلسون می گوید من ادعا نمی كنم كه تكنیك های ویرایش داستان برای همه بیماری های اجتماعی پاسخی دارند اما به هر صورت این تكنیك ها نشان داده اند كه میزان بارداری در نوجوانی را كم می كنند، خشونت را در نوجوانان كاهش می دهند و میزان استفاده از الكل و مواد مخدر را پایین می آورند و روابط بین اعضای گروه های مختلف قومی و نژادی را بهبود می بخشند و شكاف ها را كم می كنند.
ویلسون در این كتاب می گوید كه می توان مشكلات را با مداخله علمی و به شیوه ای تجربی كم كرد. همه تكنیك های ویرایشی كه من مورد بررسی قرار داده ام نشان داده اند كه در آزمایشات تجربی به شکلی دقیق كار می كنند. برای مثال در طرح خانواده سالم آمریكایی كه به طور گسترده ای در سراسر ایالات متحده اجرا شد مشخص شد كه مداخله های مؤثر با استفاده از روش ویرایش داستان میزان استفاده از الكل و مواد مخدر را پایین می آورد و جلوی سوء استفاده از كودكان را می گیرد.
ویلسون می گوید:«من دو بچه بزرگ دارم كه به طور اعجاب آوری تغییر كرده اند. از آن جایی كه خودم مشخصاً پدر كاملی نیستم، دوست دارم فكر كنم دانشم از تكنیك های ویرایش داستان باعث شده والد بهتری باشم. همچنین فكر می كنم كه دانش من از تحقیق روانشناس اجتماعی باعث شده افرادی كه نظرات متفاوتی با من دارند را بیشتر تحمل كنم و می خواهم باور كنم كه من هم حق دارم و آنها هم اشتباه می كنند و می توان وارد اسرار آنها شد و فهمید كه داستان آنها چقدر با داستان ما متفاوت است.»

Print
146 رتبه بندی این مطلب:
بدون رتبه

SuperUser AccountSuperUser Account

سایر نوشته ها توسط SuperUser Account
تماس با نویسنده

نوشتن یک نظر

افزودن نظر

x
دی ان ان