در مقابل خطای دیگران گذشت كن، همانطور كه ازعیوب خودت چشمپوشی می كنی. اچ جکسون براون (کتاب نکته‌های کوچک زندگی)

اصطلاحات و عبارت هاي مربوط به غذا خوردن در انگليسي

اصطلاحات و عبارت هاي مربوط به غذا خوردن در انگليسي
SuperUser Account

اصطلاحات و عبارت هاي مربوط به غذا خوردن در انگليسي

 

 

The food gave me a real buzz.
غذا چسبيد.

 

Junk food
هله هوله/ غذاي نا مفيد، اما خوشمزه /

 

Let's have a bite.
بيا يه لقمه بزنيم

 

Dig in!
بزن تو رگ!

 

He eats like a horse./ He eats like a pig.
مثل اسب/ خوك ميخورد
معادل فارسی که ایرانیا به کار میبرند میشه
"مثل گاو میخوره"

 

Bon appetite / Enjoy your meal/ Enjoy your drink
نوش جان

 

TV dinner
غذاي حاضري(نيمه آماده) كه سريع تنها به بك داغ كردن نياز داره

 

To dine out/ to eat out
بيرون غذا خوردن

 

Let's have takeout/ Let's have take away
بيا از بيرون غذا بگيريم (از بيرون غذا گرفتن و بردن)

 

On me/ My treat
مهمون من (من حساب مي کنم)

 

Help yourself
بفرماييد از خودتان پذيرايي كنيد

 

Would you like some tea?
كمي چاي ميل داريد؟

 

She has a sweet tooth.
او طبعش شيرين است.

Print
8622 رتبه بندی این مطلب:
3/7

SuperUser AccountSuperUser Account

سایر نوشته ها توسط SuperUser Account
تماس با نویسنده

5 نظر در مطلب "اصطلاحات و عبارت هاي مربوط به غذا خوردن در انگليسي" ثبت شده است

0
0

جبار

گرم غذا به انگلیسی چی میشه


0
0

Sepide

Warm food you mean? غذای گرم


5
2

محمد

با اشتها خوردن در انگلیسی چی میشه؟


0
0

Sepide

Eat with appetite i think


0
0

Fateme

Bon apetit is a french phrases

نوشتن یک نظر

افزودن نظر

x
دی ان ان