وقتی فردی را كه مشتاق دیدارش بودی ملاقات كردی لبخند بزن خودت را معرفی كن و بگو: تا به حال سعادت دیدارشما را نداشته ام. اچ جکسون براون (کتاب نکته‌های کوچک زندگی)

اصطلاحات روزمره ی انگلیسی

اصطلاحات روزمره ی انگلیسی
SuperUser Account

چرت و پرت نگو ......... cut the crap

خیلی رو فرمم - رو پام بند نیستم ......... I feel like a million bucks

اون خیلی آیه یأسه (حالگیره) ......... he is such a wet blanket

کوتاه بیا ......... come off it

دل و دماغ ندارم ......... I feel blue

اگه بخوای میتونی ......... you can if you so wish

تمامش کن!بس کن دیگه! ......... Cut it out

نگرفتی!منظورمو نفهمیدی ......... you missed the point

اون منو مث کف دستش میشناسه ......... he read me like a book

بعدا بهت زنگ میزنم ......... catch you later

دست از سرم وردار ......... get off my back

به تو هیچ ربطی نداره ......... Its non of your bussines

هر چه بادا باد ......... come,what may

تا اونجا که من میدونم ......... as far as I know

مختو به کار بنداز ......... use your head

از جلو چشام دور شو(گم شو) ......... get out of my face

با یه تیر دو نشون زدن ......... kill 2 birds with one stone

هر چی تو بگی ......... anything you say

میتونم چند لحظه وقتتو بگیرم؟ ......... could I have a word with you

متوجه عرایضم هستید؟ ......... do you follow me

فقط داری وقتمو تلف میکنی ......... you are just wasting my time

ردش کن بیاد ......... fork it over

تمام تلاشمو کردم ......... I`ll give it my best shot

دلیل و مدرک کافی واسه ادعات نداری ......... you dont have leg to stand on

نه بابا ......... you dont say so

Print
159 رتبه بندی این مطلب:
بدون رتبه

SuperUser AccountSuperUser Account

سایر نوشته ها توسط SuperUser Account
تماس با نویسنده

نوشتن یک نظر

افزودن نظر

x
دی ان ان