بر اساس تئوری سیاه چالهها؛ جاذبه یک سیاهچاله بهاندازهای قدرتمند است که حتی نور نمیتواند از آن بگریزد و بالطبع ذرات کوانتومی که جذب آن میشوند نیز کاملا غیرقابل بازیابی هستند و به دست آوردن هرگونه اطلاعاتی در مورد آنها غیرممکن است. این مسئله هرگونه پیشبینی در مورد سیر تکاملی و چرخه حیات سیاهچاله و داشتن اطلاعاتی دقیق در مورد آنچه که در درون آن میگذرد را به امری محال تبدیل میکند.